
اقتصاد۲۴- دیماه ۱۴۰۴ برای ایران و منطقه، ماه تشدید همزمان تنش در چند جبهه بود؛ از خیابانهای ملتهب داخل کشور تا تهدیدهای لفظی در واشنگتن و تلآویو. در این میان، آنچه کمتر بهطور شفاف گفته شد، نقش بازیگران عربی بود که نه در صف تهدید مستقیم ایستادند و نه حاضر شدند هزینه یک جنگ تازه را بپذیرند.
پس از اعتراضات اخیر در ایران و بالا گرفتن دوباره ادبیات تهدید از سوی مقامات آمریکایی، برخی رسانههای غربی از اختلافنظر جدی در درون دولت آمریکا درباره «گزینه نظامی» خبر دادند؛ اختلافی که بنا بر همین روایتها، نگرانی و فشار متحدان عرب واشنگتن یکی از عوامل اصلی آن بوده است. کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه عربستان، امارات و کویت، بهخوبی میدانند که هر درگیری مستقیم با ایران، پیش از آنکه تهران را تضعیف کند، امنیت، اقتصاد و سرمایهگذاریهای شکننده آنها را به خطر میاندازد.
اما این احتیاط به معنای همدلی راهبردی با ایران نیست. واقعیت آن است که بسیاری از کشورهای عربی منطقه، سالهاست با یک تناقض حلنشده زندگی میکنند: از یکسو، جنگ با ایران را پرهزینه، غیرقابلکنترل و ویرانگر میدانند؛ از سوی دیگر، از بازگشت ایران به وضعیت «عادی» در اقتصاد جهانی و منطقهای نیز بیم دارند.
ایرانِ بدون تحریم، ایرانِ برخوردار از سرمایهگذاری خارجی و ایرانِ متصل به شبکه تجارت جهانی، میتواند توازن فعلی را بههم بزند؛ توازنی که در آن دوبی به هاب تجارت ایران تبدیل شده، ظرفیت تولید نفت برخی همسایگان از ایران پیشی گرفته و بنادر و جزایر جنوبی ایران، عملاً به حاشیه رانده شدهاند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از نخبگان عرب، تداوم وضعیت خاکستری ایران را به هر سناریوی دیگر ترجیح دهند.
در روزهای اخیر، پیام اصلی پایتختهای عربی به واشنگتن نه «حمله کنید» بوده و نه «با ایران آشتی کنید»؛ بلکه چیزی میان این دو: ایران را مهار کنید، اما آتش جنگ را روشن نکنید. این همان نقطهای است که احتیاط دولت آمریکا، حتی در اوج تهدیدهای لفظی، معنا پیدا میکند.
کشورهای عربی بهخوبی دریافتهاند که اعتراضات داخلی ایران، هرچند پرهزینه و عمیق – ولو اینکه به اغتشاش و حضور مسلح عوامل بیگانه آمیخته شود - لزوماً به فروپاشی سیاسی منجر نمیشود و شرطبندی روی سناریوی بیثباتی دائم، میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. از همین رو، ترجیح دادهاند نقش «تماشاگر نگران» را بازی کنند؛ نه حامی آشکار فشار حداکثری و نه مخالف جدی آن.
آنچه امروز در منطقه جریان دارد، نه یک صفبندی ساده «ایران–اعراب» است و نه تقابل کلاسیک «تهران–واشنگتن». بازی پیچیدهتر از آن است. کشورهای عربی خلیج فارس تلاش میکنند همزمان سه هدف را حفظ کنند: جلوگیری از جنگ، مهار نفوذ ایران و حفظ مزیتهای اقتصادی فعلی خود. جمعکردن این سه هدف، آسان نیست و همین تناقض، رفتارهای دوپهلو و بعضاً متناقض آنها را توضیح میدهد.
تحولات اخیر نشان میدهد که سایه جنگ بیش از آنکه ناشی از اجماع منطقهای باشد، محصول فشارهای مقطعی و بازیهای روانی است. کشورهای عربی اگرچه از ایرانِ نیرومند هراس دارند، اما از ایرانِ درگیر جنگ نیز بیشتر میترسند. این دوگانه، فعلاً مانع از آن شده که تهدیدها به اقدام عملی تبدیل شود؛ هرچند به معنای پایان تنش نیست.
منطقه در وضعیتی ایستاده که نه صلح پایدار در دسترس است و نه جنگی که همه بازیگران آماده پرداخت هزینهاش باشند. درست در همین نقطه خاکستری است که آینده روابط ایران، آمریکا و همسایگان عرب رقم خواهد خورد.