
اقتصاد۲۴ ـ مقاومت بازار در بورس یکی از مفاهیم کلیدی تحلیل تکنیکال است که درک درست آن میتواند نقش مهمی در تصمیمگیریهای معاملاتی سرمایهگذاران داشته باشد. این مفهوم به زبان ساده، به محدودهای از قیمت گفته میشود که در آن فشار فروش افزایش پیدا میکند و مانع از رشد بیشتر قیمت سهام یا شاخص میشود. در ادامه، بهصورت مفصل به معنی مقاومت بازار، دلایل شکلگیری آن، انواع مقاومت و نحوه استفاده از آن در معاملات بورسی میپردازیم.
مقاومت در بورس به سطح قیمتی گفته میشود که وقتی قیمت یک سهم یا شاخص به آن میرسد، تمایل فروشندگان برای عرضه بیشتر میشود و در نتیجه، رشد قیمت متوقف یا معکوس میگردد. این سطح معمولاً نتیجه رفتار جمعی معاملهگران است. بسیاری از سرمایهگذاران در این نقاط تصمیم به شناسایی سود میگیرند یا افرادی که قبلاً در قیمتهای بالاتر خریدهاند، منتظرند تا در این محدوده از زیان خارج شوند. همین افزایش عرضه باعث میشود قیمت نتواند بهراحتی از این سطح عبور کند.
شکلگیری مقاومت دلایل مختلفی دارد که اغلب ریشه در روانشناسی بازار دارد. یکی از مهمترین دلایل، خاطره قیمتی معاملهگران است. اگر سهمی در گذشته چند بار به یک قیمت مشخص رسیده و نتوانسته از آن عبور کند، ذهن فعالان بازار آن قیمت را بهعنوان نقطهای برای فروش ثبت میکند. همچنین مقاومت میتواند به دلیل ارزشگذاری بنیادی باشد؛ یعنی جایی که بازار احساس میکند قیمت سهم بیش از ارزش واقعی آن رشد کرده است. علاوه بر این، اخبار منفی، ابهامهای سیاسی یا اقتصادی و حتی شایعات میتوانند در تقویت مقاومت نقش داشته باشند.
در بازار بورس، همه چیز به تعادل بین عرضه و تقاضا برمیگردد. در ناحیه مقاومت، عرضه بر تقاضا غلبه میکند. یعنی تعداد فروشندگانی که حاضرند سهم خود را بفروشند، بیشتر از خریدارانی است که تمایل به خرید در قیمتهای بالاتر دارند. این عدم تعادل باعث میشود قیمت یا در همان محدوده نوسان کند یا به سمت پایین بازگردد. هرچه حجم معاملات در نزدیکی مقاومت بیشتر باشد، اعتبار آن سطح مقاومتی نیز بالاتر در نظر گرفته میشود.
مقاومتها میتوانند به شکلهای مختلفی ظاهر شوند. برخی مقاومتها افقی هستند، یعنی قیمت در یک سطح تقریباً ثابت چندین بار متوقف شده است. برخی دیگر بهصورت مقاومتهای مورب یا داینامیک دیده میشوند که معمولاً در قالب خطوط روند نزولی مشخص میشوند. همچنین مقاومتها میتوانند کوتاهمدت، میانمدت یا بلندمدت باشند. مقاومتهای بلندمدت معمولاً اهمیت بیشتری دارند، زیرا شکستن آنها میتواند نشانهای از تغییر روند کلی سهم یا بازار باشد.
گرچه در ظاهر مقاومت و سقف قیمتی شبیه هم به نظر میرسند، اما تفاوتهایی میان آنها وجود دارد. مقاومت یک ناحیه یا محدوده است، نه یک عدد دقیق. قیمت ممکن است چند بار به این ناحیه نفوذ کند، اما نتواند تثبیت شود. در حالی که سقف قیمتی معمولاً به بالاترین قیمتی گفته میشود که سهم در یک بازه زمانی مشخص تجربه کرده است؛ بنابراین هر سقف قیمتی میتواند مقاومت باشد، اما هر مقاومت الزاماً سقف قیمتی محسوب نمیشود.
وقتی قیمت با قدرت و حجم معاملات بالا از سطح مقاومت عبور میکند، گفته میشود مقاومت شکسته شده است. این اتفاق معمولاً نشانهای مثبت تلقی میشود و میتواند بیانگر افزایش تقاضا و ورود پول جدید به سهم باشد. در بسیاری از موارد، سطح مقاومتی شکستهشده در آینده بهعنوان سطح حمایت عمل میکند. با این حال، همیشه باید مراقب شکستهای کاذب بود؛ یعنی حالتی که قیمت موقتاً از مقاومت عبور میکند، اما دوباره به زیر آن بازمیگردد.
شناخت سطوح مقاومت به سرمایهگذاران کمک میکند تا نقاط مناسب برای فروش، ذخیره سود یا حتی عدم ورود به معامله را تشخیص دهند. بسیاری از معاملهگران حرفهای ترجیح میدهند نزدیک مقاومت خرید نکنند، مگر اینکه نشانههای قوی از شکست آن سطح مشاهده شود. همچنین مقاومتها میتوانند برای تعیین حد سود مورد استفاده قرار گیرند. بهطور کلی، مقاومت ابزاری است برای مدیریت ریسک و افزایش دقت در معاملات، نه یک قانون قطعی و بدون خطا.
مقاومت بازار در بورس مفهومی است که از رفتار جمعی معاملهگران، تعادل عرضه و تقاضا و عوامل روانی و بنیادی نشأت میگیرد. این مفهوم به ما نشان میدهد که قیمتها همیشه بهصورت خطی و بدون مانع حرکت نمیکنند. درک درست مقاومت و استفاده هوشمندانه از آن، میتواند به سرمایهگذاران کمک کند تصمیمهای منطقیتری بگیرند و از هیجانهای بازار فاصله بگیرند. البته باید توجه داشت که مقاومت بهتنهایی کافی نیست و بهتر است در کنار سایر ابزارهای تحلیلی مورد استفاده قرار گیرد.