
اقتصاد۲۴- افشای پیام امانوئل مکرون به دونالد ترامپ، آنهم نه از سوی الیزه بلکه توسط خود ترامپ، در شرایطی رخ داد که اروپا با مجموعهای از بحرانهای همزمان روبهروست؛ از جنگ اوکراین و تنشهای انرژی گرفته تا اعتراضات داخلی ایران و نگرانی از احیای سیاست «فشار حداکثری» در صورت بازگشت ترامپ به قدرت. جمله کلیدی مکرون که آمریکا و فرانسه «میتوانند در مورد ایران کارهای بزرگی انجام دهند»، بیش از آنکه یک پیام دوستانه باشد، حامل سیگنالی چندوجهی به واشنگتن، تهران و حتی دیگر پایتختهای اروپایی است.
رسانههایی، چون پولیتکو این پیام را نشانه تلاش پاریس برای حفظ کانال اثرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا تفسیر کردهاند؛ تلاشی که هدف آن، مهار رفتارهای پیشبینیناپذیر ترامپ و جلوگیری از کشیده شدن اروپا به یک بحران امنیتی تازه در خاورمیانه است. فرانسه برخلاف گذشته، دیگر صرفاً از موضع میانجیگر ظاهر نمیشود، بلکه میکوشد خود را بهعنوان شریک امنیتی فعال آمریکا تعریف کند؛ حتی اگر این نقش، به بهای فاصله گرفتن از مواضع نرمتر دیپلماتیک تمام شود.
در موضوع اعتراضات ایران، فرانسه صریحترین لحن را در میان سه کشور اروپایی داشته است. وزارت خارجه این کشور در بیانیههای متعدد، ضمن محکومیت برخورد با معترضان، از تحریمهای هدفمند علیه برخی نهادها و مقامات ایرانی حمایت کرده است. فرانس ۲۴ در تحلیلهای خود تأکید کرده که پاریس تلاش دارد پرونده ایران را در چارچوب «حقوق بشر + امنیت منطقهای» بازتعریف کند؛ چارچوبی که امکان همراهی بیشتر با واشنگتن را فراهم میسازد.
آلمان، اما محتاطتر حرکت کرده است. برلین که همچنان خاطره شکست برجام و هزینههای اقتصادی تنش با ایران را در ذهن دارد، سعی کرده میان فشار سیاسی و حفظ کانالهای دیپلماتیک تعادل ایجاد کند. اشپیگل نوشته که دولت آلمان نگران آن است که تشدید تهدیدات نظامی، نهتنها به تضعیف جامعه مدنی ایران کمکی نکند، بلکه فضای امنیتی را رادیکالتر کند. با این حال، آلمان نیز در عمل، در کنار فرانسه و انگلیس از بستههای تحریمی جدید در اتحادیه اروپا حمایت کرده است.
انگلیس، طبق سنت همیشگی، نزدیکترین موضع را به آمریکا اتخاذ کرده است. لندن بهویژه پس از اظهارات صریح ترامپ درباره حمایت از معترضان ایرانی و تهدید علنی جمهوری اسلامی، تلاش کرده خود را در محور «بازدارندگی» تعریف کند. بیبیسی و گاردین گزارش دادهاند که دولت بریتانیا، هرچند رسماً از گزینه نظامی حمایت نمیکند، اما با برجستهسازی موضوع «تهدید ایران برای امنیت جهانی»، عملاً در حال آمادهسازی افکار عمومی برای سناریوهای سختتر است.
در این میان، بازگشت ترامپ به ادبیات تهدید مستقیم علیه ایران، معادلات اروپا را پیچیدهتر کرده است. ترامپ با حمایت لفظی از معترضان و همزمان تهدید به اقدام قاطع، اروپا را در وضعیتی قرار داده که نه میتواند بهراحتی از سیاستهای تهاجمی آمریکا فاصله بگیرد و نه مایل است هزینه یک درگیری نظامی تازه را بپردازد. نیویورک تایمز نیز در گزارشی نوشته است که اروپا بیش از ایران، از «غافلگیریهای ترامپ» نگران است؛ چراکه هر اقدام شتابزدهای میتواند بحران انرژی، مهاجرت و امنیت را به داخل قاره سبز بکشاند.
پاسخ مقامات ایرانی به این تهدیدات نیز تند و قاطع بوده است؛ پیامی روشن مبنی بر اینکه هرگونه اقدام نظامی با واکنشی شدید روبهرو خواهد شد. همین موضع، اروپا را در موقعیتی دوگانه قرار داده: از یکسو ناچار به همسویی سیاسی با آمریکا و از سوی دیگر، نگران از دست رفتن آخرین روزنههای دیپلماسی با تهران.
در نهایت، آنچه از مجموع مواضع فرانسه، آلمان و انگلیس برمیآید، نه یک راهبرد واحد اروپایی، بلکه نوعی «مدیریت بحران با حداقل هزینه» است. سیگنال مکرون به ترامپ را باید در همین چارچوب خواند: تلاش برای کنترل پرونده ایران پیش از آنکه دوباره به دست رئیسجمهوری بیفتد که سیاست خارجیاش، بیش از آنکه مبتنی بر دیپلماسی باشد، بر غافلگیری و فشار حداکثری استوار است. اروپا فعلاً میخواهد زمان بخرد؛ هم از تهران، هم از ترامپ، و هم از بحرانی که هر لحظه میتواند از کنترل خارج شود.