
اقتصاد۲۴- فعالان فرهنگی در قم در شبکه ویراستی با ذوق زدگی خبر از ثبت نام مهری طالبی دارستانی برای انتخابات شوراهای شهر و روستای هفتم دادهاند. فارغ از این که تایید صلاحیت طالبی دارستانی با توجه به رفتارها و اقدامات اخیر او توسط هیاتهای اجرایی عجیب خواهد بود-، اما به همان اندازه نیز حتمیست که هیاتهای اجرایی در قم طالبی دارستانی را تایید صلاحیت کنند- مساله خیز جریانی که طالبی دارستانی شمایل آن است به سمت شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز پیام روشنی دارد.
ثبتنام گسترده چهرههای تندروی اصولگرا در انتخابات شوراهای شهر و روستا، نشانهای از یک تغییر تاکتیک سیاسی است؛ تغییری که بیش از هر چیز، به شکست انتخاباتی طیف نزدیک به سعید جلیلی در انتخابات اخیر بازمیگردد. حالا این جریان، شوراها را نه نهادی محلی، بلکه سکویی برای بازسازی قدرت و بازگشت به رقابتهای کلان سیاسی میبیند؛ الگویی آشنا که پیشتر محمود احمدینژاد آن را از شهرداری تهران تا ریاستجمهوری پیمود.
در روزهای اخیر، انتشار خبر ثبتنام چهرههایی، چون مهری طالبی دارستانی و دیگر فعالان شناختهشده جریان تندرو اصولگرا در انتخابات شوراها، توجه ناظران سیاسی را جلب کرده است. این موج ثبتنامها در حالی رخ میدهد که شوراهای شهر و روستا، بهطور سنتی نهادی برای مدیریت محلی و رسیدگی به مسائل شهری تلقی میشدند، نه میدان اصلی رقابتهای ایدئولوژیک و جناحی. اما به نظر میرسد تندروها تعریف تازهای از شوراها در ذهن دارند؛ تعریفی که آن را به «مقر سیاسی» بدل میکند.
طیف نزدیک به سعید جلیلی پس از ناکامی در انتخابات ریاستجمهوری، با یک خلأ جدی راهبردی مواجه شد. این جریان که سالها خود را بدیل اصلی مدیریت کشور معرفی میکرد، حالا از دسترسی مستقیم به دولت و قوه مجریه محروم مانده است. در چنین شرایطی، ورود سازمانیافته به شوراهای شهر میتواند راهی کمهزینهتر و کمحاشیهتر برای بازسازی شبکه قدرت، حفظ حضور رسانهای و تربیت نیروهای سیاسی برای آینده باشد.
بیشتر بخوانید: از آمر به معروف تا نیازمند نهی از منکر؛ آیا پایبندی طالبی دارستانی به حجاب فراتر از تاکیدات ولی فقیه است؟
برای بسیاری از ناظران، این استراتژی یادآور تجربه محمود احمدینژاد است؛ سیاستمداری که از شهرداری تهران، با تکیه بر گفتمان پوپولیستی و بهرهگیری از ظرفیتهای مدیریت شهری، خود را بهعنوان چهرهای «مردمی» به جامعه معرفی کرد و در نهایت به ریاستجمهوری رسید. تندروها بهخوبی میدانند که شوراها و شهرداریها، بهویژه در کلانشهرها، ابزارهایی قدرتمند برای دیدهشدن، شبکهسازی و اثرگذاری اجتماعی هستند.
حضور در شوراهای شهر و روستا، این امکان را برای جریان تندرو فراهم میکند که همزمان چند هدف را دنبال کند: از یک سو، مدیریت منابع و پروژههای شهری و از سوی دیگر، ایجاد پایگاه اجتماعی در محلات، مساجد و تشکلهای محلی. این فرآیند، بهتدریج میتواند به کادرسازی سیاسی منجر شود؛ کادرهایی که بعدها در انتخابات مجلس و حتی ریاستجمهوری، نقشآفرین خواهند بود.
تردیدی نیست که سیاسیکردن شوراها، میتواند کارکرد اصلی این نهادها را تضعیف کند. شوراهایی که قرار بود به مسائل روزمره شهروندان بپردازند، ممکن است به میدان تسویهحسابهای جناحی و تبلیغات زودهنگام انتخاباتی تبدیل شوند. از سوی دیگر، تمرکز تندروها بر شوراها میتواند نشانهای از تداوم رقابتهای ایدئولوژیک در سطوح محلی باشد؛ رقابتهایی که مستقیماً کیفیت حکمرانی شهری را تحتتأثیر قرار میدهد.
به نظر میرسد ثبتنام گسترده چهرههای تندرو اصولگرا در انتخابات شوراها، یک حرکت مقطعی یا اتفاقی نیست، بلکه بخشی از یک نقشه راه بلندمدت است. نقشهای که هدف نهایی آن، بازگشت به قدرت در سطح ملی است؛ اینبار نه از مسیر پاستور، بلکه از کوچهها و خیابانهای شهر. اینکه این استراتژی تا چه حد موفق خواهد بود، به میزان مشارکت مردم، ترکیب رقبا و عملکرد همین شوراها در سالهای آینده بستگی دارد.