
اقتصاد۲۴- اعتراضهای اجتماعی معمولاً ناگهانی شکل نمیگیرند. پیش از آنکه خیابان به صحنهی بیان نارضایتی تبدیل شود، مسیرهای دیگری طی شده است. نامهها نوشته شدهاند، کارزارها شکل گرفتهاند و مطالبات، بارها به زبان مسالمتآمیز مطرح شدهاند. خیابان زمانی وارد ماجرا میشود که این مسیرها یا به بنبست برسند یا بیاثر شوند. این تصویر، برای جامعهی ایران آشناست. در سالهای گذشته، شهروندان بارها مطالبات خود را از مسیرهای مدنی بیان کردهاند؛ از نامهنگاری و بیانیهنویسی گرفته تا راهاندازی کارزارها و امضای پتیشنها در موضوعات مختلف اجتماعی، اقتصادی و صنفی. این کنشها تلاشی بودهاند برای گفتوگو، نه تقابل.
بخش قابلتوجهی از این تلاشها، اما به یک نقطهی مشترک ختم شده است: بیپاسخی. بسیاری از کارزارها نه به نتیجهی مشخصی رسیدهاند و نه حتی بازخورد روشنی دریافت کردهاند. در مواردی، خود پیگیری مطالبات مدنی با هزینههایی برای برگزارکنندگان یا امضاکنندگان همراه بوده است. این تجربهها، بهتدریج اعتماد به اثربخشی کنش مدنی را فرسوده است. در علوم سیاسی، مشارکت مدنی زمانی معنا دارد که جامعه احساس کند دیده میشود. حتی اگر همهی مطالبات محقق نشود، شنیدهشدن و پاسخگرفتن اهمیت اساسی دارد. وقتی این چرخه مختل میشود، کنش مدنی بهتدریج کارکرد خود را از دست میدهد و به مسیری کماثر یا پرریسک تبدیل میشود.
خیابان؛ انتخاب آخر در چنین وضعیتی، مسیر اعتراض تغییر میکند. مردمی که پیشتر راههای کمهزینهتر را آزمودهاند، به این جمعبندی میرسند که این مسیرها به بنبست خورده است. اعتراض خیابانی، در این معنا، انتخاب اول نیست؛ آخرین گزینه است. نتیجهی انباشت مطالباتی که جایی برای طرح مؤثر پیدا نکردهاند.
برخلاف برخی روایتها، حضور مردم در خیابان الزاماً نشانهی تمایل به بینظمی یا خشونت نیست. اغلب، نشانهی قطع ارتباط میان جامعه و نهادهای پاسخگوست. نظریهپردازان ارتباطات سیاسی از «شکاف ارتباطی» سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن، جامعه پیام میفرستد، اما پاسخی دریافت نمیکند. هرچه این شکاف عمیقتر شود، احتمال بروز اعتراضهای پرتنشتر هم افزایش مییابد.
نویسنده: حورا طهرانی/ پژوهشگر ارتباطات و رسانه