
اقتصاد۲۴- توییت کوتاه یاسر جبرائیلی، فعال اصولگرا، بیش از آنکه یک یادداشت اقتصادی باشد، هشداری سیاسی درباره فروپاشی تدریجی «زبان اعتماد» میان حاکمیت و جامعه است؛ زبانی که نه با شعار، نه با خطابه و نه با وعدههای تکراری، بلکه با ثبات پول ملی معنا پیدا میکند.
او نوشته: «پول ملی زبان بیکلام حاکمیت با مردم است. اگر این زبان دچار لکنت شود، هیچ خطابهای آن را جبران نمیکند. بیاعتباری پول، بیاعتباری وعده است؛ و جامعهای که به پولش اعتماد ندارد، به قراردادهای بزرگتر نیز اعتماد نخواهد کرد.»
یاسر جبرائیلی در چند جمله فشرده، یکی از عمیقترین بحرانهای حکمرانی در ایران امروز را صورتبندی میکند: بحران ترجمه. ترجمه سیاست به زندگی روزمره مردم. او پول ملی را «زبان بیکلام حاکمیت با مردم» مینامد؛ تعبیری که بهروشنی نشان میدهد مسئله فقط تورم یا نرخ ارز نیست، بلکه شکاف میان گفتار رسمی و تجربه زیسته جامعه است.
در این نگاه، پول ملی صرفاً ابزار مبادله یا شاخص اقتصادی نیست، بلکه حامل پیام است. وقتی این پیام دچار «لکنت» میشود ـ یعنی ارزش خود را از دست میدهد ـ هر آنچه حاکمیت میگوید، با تردید شنیده میشود. این همان نقطهای است که جبرائیلی بر آن تأکید میکند: «هیچ خطابهای آن را جبران نمیکند.» جملهای که بهطور ضمنی نقدی است به سیاستهایی که تصور میکنند میتوان با توضیح، توجیه یا روایتسازی، فشار معیشتی را خنثی کرد.
تحلیل جبرائیلی یک گام جلوتر میرود؛ او بیاعتباری پول را مترادف بیاعتباری وعده میداند. این گزاره، از سطح اقتصاد عبور کرده و وارد حوزه سیاست میشود. وعدههای دولتها ـ از کنترل تورم تا بهبود معیشت، از جهش تولید تا جذب سرمایه ـ همگی بر پایه یک پیشفرض بنا شدهاند: اعتماد عمومی. وقتی مردم به پول خود اعتماد ندارند، وعدهها دیگر «قول» تلقی نمیشوند، بلکه به «ادعا» تقلیل مییابند.
در چنین فضایی، حتی سیاستهای درست نیز با بدبینی مواجه میشوند. جامعهای که هر روز شاهد کاهش قدرت خرید خود است، بهطور طبیعی به آیندهای که ترسیم میشود، باور نمیکند. این همان جایی است که بحران اقتصادی به بحران سرمایه اجتماعی گره میخورد.
جبرائیلی در جمله پایانی توییت خود، افق تحلیل را گستردهتر میکند: «جامعهای که به پولش اعتماد ندارد، به قراردادهای بزرگتر نیز اعتماد نخواهد کرد.» این گزاره، اشارهای روشن به مفهوم «قرارداد اجتماعی» است؛ یعنی توافق نانوشتهای که بر اساس آن، مردم هزینه میدهند و در مقابل، امنیت، ثبات و آینده قابل پیشبینی دریافت میکنند.
وقتی پول ملی بیثبات میشود، این قرارداد نانوشته ترک برمیدارد. بیاعتمادی به پول، به بیاعتمادی به سیاست، برنامه، قانون و حتی تصمیمات کلان ملی سرایت میکند. در چنین شرایطی، طبیعی است که پروژههای بزرگ ـ چه اقتصادی، چه سیاسی و چه بینالمللی ـ با تردید و مقاومت اجتماعی مواجه شوند.
نکته قابلتوجه، جایگاه سیاسی گوینده این هشدار است. یاسر جبرائیلی از منتقدان درونجریانی و از چهرههای منتسب به گفتمان اصولگرایی است. همین امر، توییت او را از یک نقد معمولی فراتر میبرد و آن را به نشانهای از نگرانی در داخل اردوگاه حامیان وضع موجود تبدیل میکند. این پیام ضمنی را میتوان چنین خواند: مسئله اعتماد، دیگر دغدغه منتقدان بیرونی یا جریانهای رقیب نیست؛ به قلب گفتمان رسمی نیز رسیده است.
توییت جبرائیلی یادآوری یک واقعیت ساده، اما تلخ است: اعتماد را نمیتوان سخنرانی کرد. پول ملی، بیواسطهترین داور عملکرد حکمرانی در چشم مردم است. تا زمانی که این داور بیاعتبار باشد، هیچ روایت، وعده یا خطابهای قادر نخواهد بود شکاف میان حاکمیت و جامعه را ترمیم کند. شاید به همین دلیل است که چند خط در شبکههای اجتماعی، از بسیاری از برنامههای رسمی، گویاتر و هشداردهندهتر به نظر میرسد.