
اقتصاد۲۴- دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بامداد جمعه بهطور علنی فاش کرد که طی روزهای گذشته تماسها و گفتوگوهایی با ایران داشته و قصد دارد مذاکرات تازهای را درباره احتمال دستیابی به یک توافق هستهای جدید آغاز کند؛ اظهاراتی که در عین حال با تأکید آشکار بر قدرتنمایی نظامی آمریکا همراه بود.
این سخنان در حاشیه حضور دونالد ترامپ در مراسم اکران فیلم مستند «ملانیا» درباره همسرش، بانوی اول ایالات متحده، در مرکز کندی واشنگتن مطرح شد. هنگامی که خبرنگاری از او پرسید آیا طی روزهای اخیر با ایران مذاکرهای داشته است، ترامپ بیدرنگ پاسخ داد: «بله، داشتهام و قصد دارم مذاکرات بیشتری هم انجام دهم.»
ترامپ در ادامه، در پاسخ به پرسشی درباره امکان آغاز دور جدیدی از گفتوگوها با تهران، گفت: «من قبلاً این کار را انجام دادهام و باز هم انجامش خواهم داد.» او بلافاصله تاکید کرد: «در حال حاضر، کشتیهای بسیار بزرگ و بسیار قدرتمندی داریم که به سمت ایران در حرکت هستند.» عبارتی که بار دیگر نشان داد دیپلماسی مورد نظر او از فشار نظامی جدا نیست.
پیشتر، رسانههای آمریکایی گزارش داده بودند که دولت ترامپ با هماهنگی اسرائیل و چند کشور دیگر، فهرستی از «بانک اهداف» در ایران تهیه کرده است؛ فهرستی که در صورت هرگونه اقدام نظامی آینده، میتواند مبنای حملات قرار گیرد. والاستریت ژورنال نیز نوشته است که ترامپ با تکیه بر گزارشها و اطلاعات بهروزشده، گزینههای مختلف برای اجرای یک «حمله بزرگ» علیه ایران را مورد بررسی قرار داده است. پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، اعلام کرد که وزارت جنگ آمریکا آمادگی کامل دارد هر اقدامی را که دونالد ترامپ ضروری بداند به اجرا بگذارد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با تأکید بر بیاعتمادی عمیق تهران نسبت به رفتار واشنگتن در قبال توافقها و مذاکرات گذشته، تصریح کرد که ایران هیچگونه دیکته خارجی را نخواهد پذیرفت و همچنان به دفاع از امنیت و ثبات خود و نیز امنیت و ثبات منطقه پایبند خواهد ماند. عراقچی این مواضع را در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه در استانبول مطرح کرد و با هشدار نسبت به پیامدهای گسترده هرگونه تشدید نظامی احتمالی، گفت تهدید علیه ایران موضوعی محدود و دوجانبه نیست، بلکه میتواند کل جغرافیای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و بیثباتی فراگیری ایجاد کند.
وزیر امور خارجه ایران با اعلام آمادگی تهران برای بازگشت به مذاکرات هستهای، تأکید کرد که این مذاکرات تنها در صورتی معنا خواهد داشت که بر پایه برابری، احترام متقابل و تأمین منافع مشترک شکل بگیرد. او صراحتاً گفت ایران تحت فشار و سیاستهای تحمیلی وارد گفتوگو نخواهد شد و منطق زور را جایگزین دیپلماسی نمیپذیرد.
گزارش تحلیلی از نشریه اکونومیست پرده از دوگانگی آشکار در رویکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در قبال ایران برداشته و تأکید کرده است که سخنان او درباره آمادگی برای توافق، بیش از آنکه نشانهای از دیپلماسی باشد، «پوششی» برای آمادهسازی صحنه تشدید تنش و توسل به گزینه نظامی است.
بیشتر بخوانید:انتشار اسناد جدید از ردپای ترامپ در پروندۀ اپستین
بر اساس این گزارش، هشدارهای تند ترامپ در اواخر ژانویه مبنی بر حرکت «ناوگانی عظیم به سوی ایران» نهتنها لحنی آشتیجویانه نداشت، بلکه در فضایی مطرح شد که او همزمان وعده حمایت از معترضان ایرانی را مطرح و سپس از آن عقبنشینی کرد. تمرکز بعدی ترامپ بر برنامه هستهای ایران، موشکهای بالستیک و سیاست منطقهای تهران نشاندهنده تغییر هدف نیست، بلکه تشدید فشار در قالبی تازه است. او آشکارا تهدید کرده است که هرگونه امتناع ایران از رسیدن به توافق، با حملاتی «بهمراتب شدیدتر» از گذشته پاسخ داده خواهد شد.
تحلیلگران معتقدند پیام واشنگتن به تهران عامدانه دوپهلو طراحی شده است: مذاکره روی میز است، اما زیر سایه تهدید دائمی. به گفته ناظران، تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه نیز صرفاً جنبه دفاعی ندارد، بلکه بخشی از یک راهبرد فشار حسابشده است. استقرار یک ناو هواپیمابر پیشرفته، ناوشکنهای مجهز به موشکهای تهاجمی و هواپیماهای جنگ الکترونیک، همگی این پیام را منتقل میکند که ایران باید همواره خود را در آستانه حمله تصور کند.
در حالی که دولت آمریکا از دستیابی به «توافقی جامع» سخن میگوید، نشانههای میدانی حاکی از آن است که گزینه زور هرگز از دستور کار خارج نشده است. ابهام درباره اهداف احتمالی حمله از ضربات نمادین محدود گرفته تا عملیات گستردهتر علیه رأس هرم قدرت یا سناریوهای ترکیبی نه نشانه سردرگمی، بلکه بخشی از خود راهبرد بازدارنده تلقی میشود؛ جایی که تهدید، مؤثرترین ابزار فشار است.
در این چارچوب، اکونومیست تأکید میکند که ترامپ از مذاکره نه بهعنوان مسیر نهایی، بلکه بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار استفاده میکند. پیشنهاد توافق با ضربالاجل زمانی همراه است؛ تجربهای که پیشتر نیز تکرار شده، زمانی که مهلت کوتاه به ایران داده شد و چند روز بعد، گزینه نظامی فعال شد. همه چیز به پذیرش شروط واشنگتن گره خورده و در غیر این صورت، «جایگزین» از پیش آماده است. در نهایت، تهران با معادلهای دشوار روبهروست: یا ورود به مذاکراتی که زیر سایه زور شکل گرفته است یا پذیرش خطر رویارویی نظامیای که میتواند از کنترل خارج شود.
دیوید هرست در یادداشتی در نشریه میدل ایستای با ترسیم فضای «لبه تیغ» در خاورمیانه، استدلال میکند که نشانههای یک رویارویی بزرگ با سرعت در حال بازگشت است: از نزدیکشدن ناوگروه آبراهام لینکلن و استقرار جنگندهها و بمبافکنها گرفته تا احتمال فعالسازی سامانههای پدافندی و همزمان، اوجگیری روایتسازی رسانهای اسرائیلی درباره آمادگی لجستیکی و اطلاعاتی برای حمله. هرچند برخی بازیگران منطقهای مانند امارات تلاش میکنند فاصلهگذاری علنی انجام دهند و استفاده از خاک و آسمان خود را انکار کنند، نویسنده معتقد است تهران این تکذیبها را باور نخواهد کرد و هرگونه درگیری را در چارچوبی منطقهای و فراتر از اسرائیل و پایگاههای آمریکا پاسخ خواهد داد.
بیشتر بخوانید:ادعای تازه ترامپ درباره مذاکره با ایران
دیوید هرست هشدار میدهد که نتانیاهو پس از ناکامی در پروژههای منطقهای خود، ممکن است حمله دوباره به ایران را «آخرین قمار» بداند؛ قماری که سناریوهای آن از ارعاب نخبگان و مهندسی رهبری جایگزین تا فروپاشی داخلی و تجزیه ایران امتداد مییابد. نتیجهگیری صریح او این است که بقای ایران، صرفاً مسئلهای ملی نیست، بلکه بهمثابه آخرین سد در برابر هرجومرج، جنگ داخلی و بیثباتی فراگیر منطقه عمل میکند.
برت مک گورک در یادداشتی در شبکه سی. ان. ان استدلال میکند تأکید ترامپ بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، در تضاد با مطالبات گستردهتر اطرافیان او درباره مهار برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی، تصویری مبهم و متناقض از مسیر پیشِرو ترسیم کرده و عملاً هر چشمانداز منسجم دیپلماتیک را تیره ساخته است. در چنین فضایی، اروپا نیز با تشدید تحریمها و قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی، به منطق تقابل نزدیکتر شده و گزینه دیپلماسی عملاً از دستور کار خارج شده است.
نویسنده سپس سه سناریوی نظامی پیشِ روی ترامپ را ترسیم میکند: تشدید محاصره اقتصادی و فشار نفتی با پیامدهای فرسایشی، حملات تنبیهی محدود با خطر واکنش موشکی ایران و در نهایت، خطرناکترین مسیر یعنی هدفگیری رأس حاکمیت و تلاش برای تغییر رهبری یا نظام. جمعبندی نویسنده صریح است: هیچیک از این گزینهها مطلوب نیست، اما با توجه به استقرار گسترده داراییهای نظامی آمریکا و انتخاب سرکوب بهعنوان راهبرد مسلط در تهران، احتمال لغزش بحران به سمت درگیری نظامی، بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
فریدون مجلسی، دیپلمات سابق ایرانی و تحلیلگر سیاست خارجی، با اشاره به تشدید فعالیتهای نظامی آمریکا در منطقه، تأکید کرد که این لزوماً به معنای اجتنابناپذیر بودن جنگ نیست. وی در پاسخ به سوالی در مورد محتملترین سناریو با توجه به ادامه تقویت نظامی ایران در منطقه، به ارم نیوز گفت: محتملترین سناریو در صورت وقوع یک رویارویی نظامی، جنگ تمامعیار زمینی یا دریایی نخواهد بود، بلکه حملات هوایی متمرکز با هدف قرار دادن حریم هوایی ایران خواهد بود. او توضیح داد که هدف اصلی چنین حملهای، وارد کردن خسارت به زیرساختهای لجستیکی و نظامی ایران به ویژه تأسیسات موشکی و مراکز فرماندهی و کنترل، با هدف کاهش توانایی تهران برای انجام هرگونه تلافی احتمالی علیه اسرائیل خواهد بود.
دنیس سیترینوویچ، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در توئیتی نوشت: مسئله، طبعاً، صرفِ ازسرگیری مذاکرات بهخودیِ خود نیست. ایران، در اصل، از مدتها پیش آمادگی داشته است که وارد گفتوگو با ایالات متحده شود؛ بهویژه اگر چنین گفتوگوهایی بتواند به تعویق انداختن یا جلوگیری از یک حمله نظامی کمک کند. پرسش واقعی این است که آیا ایالات متحده آماده خواهد بود تمرکز خود را صرفاً بر مسئله هستهای معطوف کند؛ همانگونه که دستکم در سطح گفتاری، در اظهارات اخیر دونالد ترامپ، با تأکید بر اینکه ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد، القا شده است. یا اینکه دولت آمریکا همچنان قصد دارد محدودیتهایی را بر برنامه موشکی ایران و حمایت تهران از نیروهای نیابتی منطقهای مطالبه کند؛ مطالباتی که از نگاه تهران، بهروشنی از خطوط قرمز تعیینشده از سوی رهبر جمهوری اسلامی عبور میکند.
مجموع این گزارشها تصویری واحد از یک راهبرد دوگانه ارائه میدهد: دولت ترامپ همزمان که از تماس و آمادگی برای توافق هستهای با ایران سخن میگوید، با تقویت حضور نظامی، تهدید صریح به حمله و آمادهسازی سناریوهای مختلف، دیپلماسی را در سایه زور پیش میبرد. تحلیل اکونومیست، هشدارهای تحلیلگران غربی و اسرائیلی و اظهارات مقامات ایرانی همگی نشان میدهد که مذاکره برای واشنگتن بیش از آنکه مسیر حلوفصل باشد، ابزاری برای فشار است. در مقابل، ایران ضمن اعلام آمادگی مشروط برای گفتوگو، هرگونه مذاکره تحمیلی را رد کرده و نسبت به پیامدهای منطقهای تشدید تنش هشدار میدهد. در این میان، خاورمیانه در وضعیت شکنندهای قرار گرفته که کوچکترین خطای محاسباتی میتواند بحران را از سطح تهدید و فشار، به رویارویی نظامی گسترده سوق دهد.