
اقتصاد۲۴- در حالی که فضای سیاسی پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا نشانههایی از باز بودن کانال گفتوگو را نشان میدهد، سیاست جدید واشنگتن در حوزه تعرفههای تجاری، پیام متفاوتی را منتقل میکند. بر اساس این رویکرد، آمریکا تلاش میکند هزینه همکاری اقتصادی با ایران را نه فقط برای تهران، بلکه برای شرکای تجاری آن افزایش دهد. این سیاست عملاً نوعی انتقال فشار از سطح دوجانبه به سطح شبکه اقتصادی بینالمللی ایران محسوب میشود.
اهمیت این تصمیم زمانی بیشتر میشود که در بستر مذاکرات جاری بررسی شود. در الگوی کلاسیک مذاکرات قدرتهای بزرگ، ایجاد فشار اقتصادی همزمان با باز نگه داشتن مسیر گفتوگو، بهعنوان ابزاری برای افزایش امتیازگیری استفاده میشود. به بیان سادهتر، واشنگتن تلاش میکند ایران را در موقعیتی قرار دهد که هزینه ادامه وضعیت فعلی بیشتر از هزینه توافق باشد.
از زاویه اقتصادی، این سیاست بیش از آنکه مستقیماً صادرات یا واردات ایران را هدف بگیرد، به دنبال ایجاد تردید در میان شرکای تجاری تهران است. وقتی کشوری بداند تجارت با ایران میتواند دسترسی آن به بازار آمریکا را پرهزینه کند، بهطور طبیعی سطح همکاری خود را کاهش میدهد. چنین رویکردی در گذشته نیز در قالب تحریمهای ثانویه تجربه شده و اکنون به نظر میرسد در قالب ابزار تعرفهای بازتولید شده است.
در سطح ژئوپلیتیک، این اقدام نشان میدهد که واشنگتن مذاکرات را به معنای کاهش فشار نمیداند، بلکه آن را بخشی از یک بسته فشار چندلایه تعریف کرده است. در این چارچوب، ابزار اقتصادی، پیامهای نظامی و روند دیپلماتیک همزمان به کار گرفته میشوند تا فضای تصمیمگیری طرف مقابل محدودتر شود.
بیشتر بخوانید: تکذیب یک خبر مهم درباره مذاکرات ایران و آمریکا
از منظر داخلی آمریکا نیز این سیاست کارکرد سیاسی دارد. دولت آمریکا با چنین اقداماتی میتواند نشان دهد که حتی در صورت ورود به مذاکره، سیاست مهار ایران را کنار نگذاشته است. این موضوع برای مدیریت فشارهای سیاسی داخلی و همچنین اطمینان دادن به متحدان منطقهای اهمیت دارد.
در مقابل، برای ایران چنین تصمیمی این پیام را دارد که حتی در صورت پیشرفت مذاکرات، ساختار کلی فشار اقتصادی ممکن است باقی بماند. این موضوع میتواند محاسبات تهران را پیچیدهتر کند، زیرا توافق احتمالی در چنین شرایطی ممکن است به معنای رفع کامل فشارها نباشد، بلکه بیشتر به سمت کاهش تدریجی و مرحلهای آنها حرکت کند.
اعمال تعرفه علیه شرکای تجاری ایران در شرایط مذاکره را میتوان بخشی از استراتژی «مذاکره تحت فشار» دانست. در این مدل، هدف صرفاً رسیدن به توافق نیست، بلکه شکل دادن به چارچوب توافق از طریق محدود کردن گزینههای اقتصادی و سیاسی طرف مقابل است. به همین دلیل، این تصمیم لزوماً نشانه شکست مذاکرات نیست، بلکه میتواند تلاشی برای تعیین زمین بازی مذاکرات باشد.