
اقتصاد۲۴- در دنیای ارزهای دیجیتال و فناوری بلاکچین، فورکها (Forks) یا انشعابات، پدیدههای سرنوشتسازی هستند که میتوانند مسیر یک شبکه را برای همیشه تغییر دهند. این رویدادها عموماً هنگامی رخ میدهند که جامعه در مورد قوانین حاکم بر شبکه دچار اختلاف نظر اساسی میشود. دو نوع اصلی فورک، «هارد فورک» و «سافت فورک» هستند که اگرچه هر دو به معنای ایجاد تغییر در پروتکل هستند، اما از نظر فنی، فلسفی و پیامدهای اجتماعی کاملاً متفاوت عمل میکنند. درک این تفاوت برای هر فعال حوزه بلاکچین، از توسعهدهنده تا سرمایهگذار، ضروری است.
هارد فورک یک ارتقاء اساسی و غیرقابل بازگشت در پروتکل شبکه است. در این نوع فورک، قوانین جدیدی معرفی میشوند که با قوانین قدیمی ناسازگار هستند. این به آن معناست که نودها (گرههای شبکه) که بهروزرسانی جدید را نصب نکنند، دیگر قادر به تایید تراکنشها یا بلاکهای تولیدشده توسط نودهای بهروزشده نخواهند بود. نتیجه این فرآیند، تقسیم دائمی شبکه به دو زنجیره مجزا است که هر کدام تاریخچه مشترکی تا نقطه انشعاب دارند، اما از آن به بعد مسیرهای کاملاً متفاوتی را طی میکنند. این دو شبکه، بلاکچین، قوانین اجماع و در بسیاری موارد، ارز دیجیتال متمایزی خواهند داشت.
بیشتر بخوانید: چرا سقوط ناگهانی در بازار رمزارزها رخ میدهد؟
از نمونههای معروف هارد فورک میتوان به انشعاب بیتکوین و ایجاد بیتکوین کش در سال ۲۰۱۷ اشاره کرد. این انشعاب به دلیل اختلاف نظر عمیق جامعه بر سر اندازه بلاک و مسیر مقیاسپذیری شبکه رخ داد. نتیجه آن، تولد دو شبکه و دو دارایی کاملاً مستقل بود. هارد فورک معمولاً زمانی انتخاب میشود که تغییر مورد نظر بسیار بنیادی است (مانند تغییر در الگوریتم اجماع، افزایش اندازه بلاک، یا ایجاد قابلیتهای جدید اساسی) یا زمانی که هیچ اجماعی برای تغییر یکسان همه نودها وجود ندارد. هارد فورک پرریسکتر است، زیرا میتواند جامعه را تقسیم کند و ارزش شبکه را پراکنده سازد.
سافت فورک برخلاف هارد فورک، یک ارتقاء سازگار با گذشته است. در این روش، قوانین جدیدی اضافه میشوند که با قوانین قدیمی سازگار هستند. به عبارت سادهتر، بلاکها و تراکنشهایی که تحت قوانین جدید معتبر هستند، برای نودهای بهروزشده و قدیمی هر دو معتبر به شمار میآیند. نودهای قدیمی که بهروزرسانی را نصب نکردهاند، همچنان میتوانند تراکنشها و بلاکهای جدید را ببینند و تایید کنند، بدون اینکه متوجه تغییر قوانین شده باشند. برای حفظ امنیت، نیاز است که اکثریت قریب به اتفاق قدرت هش شبکه (در شبکههای اثبات کار) به قوانین جدید مهاجرت کنند.
سافت فورک مانند افزودن یک قانون جدید ترافیکی است که هنوز با قوانین قدیمی در تضاد نیست. نمونه بارز آن، اجرای سگویت (SegWit) در شبکه بیتکوین بود. این ارتقاء با تغییر فرمت تراکنشها، مشکل انعطافپذیری تراکنش را حل کرد، در حالی که نودهای قدیمی همچنان میتوانستند این تراکنشهای تغییرشکلیافته را پردازش کنند. نتیجه سافت فورک، تک زنجیره باقی ماندن شبکه است. تنها یک بلاکچین معتبر وجود خواهد داشت و ریسک تقسیم جامعه بسیار کمتر است. سافت فورک زمانی ممکن است که تغییرات، محدود و معکوسپذیر باشند یا اجماع گستردهای در جامعه برای اجرای آن وجود داشته باشد.
تفاوت اصلی بین این دو در سازگاری نهفته است. هارد فورک ناسازگار است و شبکه را مجبور به انتخاب میکند، در حالی که سافت فورک سازگار است و اجازه میدهد نودهای قدیمی و جدید در کنار هم کار کنند. از منظر نتیجه، هارد فورک منجر به دو بلاکچین و دو ارز مجزا میشود که هر کدام ارزش بازار و جامعه خود را دارند. در مقابل، سافت فورک منجر به تک بلاکچین میشود و ارز دیجیتال اصلی حفظ میگردد.
از نظر سطح درگیری اجتماعی، هارد فورک اغلب نشانهای از اختلافات لاینحل و شکاف عمیق در جامعه است. این فرآیند پرتنش است و میتواند به «جنگ هشریت» و تقسیم شدید طرفداران بینجامد. سافت فورک معمولاً با اجماع نسبی بیشتر و به عنوان راه حلی برای ارتقاء تدریجی و کمتنشتر شبکه انجام میپذیرد. با این حال، سافت فورکها نیز اگر اکثریت قوی پشت آن نباشند، میتوانند خطرناک باشند و منجر به وضعیت موقتی شوند که در آن دو زنجیره رقیب وجود دارد .