
اقتصاد۲۴- در دیپلماسی خاورمیانه، بعضی تصویرها از خود خبر مهمترند. عکس دیدار امروز علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با بدر بوسعیدی وزیر خارجه عمان، دقیقاً از همین جنس است؛ تصویری که در آن یک کاغذ یا سند روی مبل، بین دو طرف قرار گرفته و همین جزئیات کوچک، موجی از تفسیر و روایت در رسانهها به راه انداخت.
از همان لحظه انتشار تصویر، یک سوال اصلی شکل گرفت: آن کاغذ چیست؟ و مهمتر از آن: چرا باید در یک دیدار رسمی، «نامه» اینطور وسط قاب قرار بگیرد؟
عمان طی سالهای گذشته بارها نشان داده که در لحظات حساس، نقش «کانال امن» را بازی میکند؛ کشوری که هم با تهران روابط پایدار دارد و هم در ارتباط با واشنگتن و پایتختهای غربی، یک مسیر باز و کمهزینه نگه داشته است.
سفر امروز لاریجانی هم دقیقاً در همین چارچوب قابل خواندن است: وقتی فضا پر از تنش و تهدید است و مذاکره مستقیم هم همچنان دشوار و پرهزینه، مسقط تبدیل به مسیر جایگزین میشود؛ مسیری که نه هیاهوی رسانهای دارد، نه الزاماً هزینه سیاسی سنگین برای طرفین.
در داخل ایران، روایت رسمیتر تلاش کرد از همان ابتدا، برداشتهای هیجانی را کنترل کند. طبق گزارشی که جماران منتشر کرده، برخلاف برخی گمانهزنیها، وزیر خارجه عمان حامل نامه و پیامی برای ایران بوده و آن را در این دیدار تحویل داده است.
این روایت، بهطور ضمنی دو پیام دارد. اول اینکه سفر لاریجانی صرفاً یک ملاقات تشریفاتی نبوده و در سطح پیامهای رسمی انجام شده است. دوم اینکه عمان در حال مدیریت یک مسیر ارتباطی مهم است که طبیعتاً جزئیات آن فعلاً قرار نیست علنی شود.
اما رسانههای خارجی، زاویهای متفاوت را برجسته کردند. آسوشیتدپرس پیشتر گزارش داده بود که لاریجانی در سفرش به عمان، احتمالاً حامل پاسخ ایران به دور اول مذاکرات با آمریکا در مسقط است؛ گزارشی که باعث شد دیدار امروز، نه به عنوان یک سفر معمولی، بلکه به عنوان بخشی از پازل گفتوگوهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن تفسیر شود.
این تفاوت روایتها، اتفاقاً خود خبر است. در داخل، تاکید روی «پیام عمان به ایران» است؛ در خارج، تاکید روی «پاسخ ایران به آمریکا»، اما واقعیت میتواند ترکیبی از هر دو باشد: کانال عمان دوطرفه است و در چنین سازوکارهایی، پیامها معمولاً رفت و برگشتیاند.
یکی از پرسشهای مهم درباره این سفر، به سطح و جایگاه فرستاده ایران برمیگردد. در عرف دیپلماتیک، اگر موضوع صرفاً گفتوگوهای سیاسی و وزارت خارجه باشد، معمولاً چهرههایی مثل وزیر خارجه یا معاونانش در خط مقدم قرار میگیرند.
اما اینجا علی لاریجانی به عمان رفته؛ چهرهای که هم سابقه امنیتی دارد، هم سیاسی، هم به لحاظ ساختاری در جایگاهی قرار گرفته که پیامهای «فراتر از وزارت خارجه» را منتقل میکند.
همین نکته باعث میشود تحلیلها به سمت یک برداشت جدیتر برود: این سفر، بیش از آنکه یک ماموریت دیپلماتیک صرف باشد، یک ماموریت امنیتی-سیاسی است؛ از آن جنس که پیامهایش درباره «چارچوب تصمیمگیری کلان» است، نه صرفاً گفتوگوهای تکنیکی.
در فضای سیاست ایران و آمریکا، «نامه» همیشه یک کلمه سنگین است. از نامههای محرمانه تا پیامهای میانجیها، تجربه نشان داده گاهی یک متن کوتاه میتواند مسیر یک بحران را عوض کند یا دستکم زمان بخرد.
اینبار هم ماجرا از همان جنس است. هنوز محتوای نامه اعلام نشده، اما همین که رسانهها از «نامه» حرف میزنند یعنی طرفین، وارد مرحلهای شدهاند که دیگر پیامها صرفاً شفاهی نیست و شکل رسمیتری پیدا کرده است.
به بیان دیگر، نامه روی مبل مسقط شاید یک برگ کاغذ باشد، اما در عمل میتواند نشانهای از یک تغییر مهم باشد. ورود به مرحلهای که پیامها ثبت میشوند، وزن پیدا میکنند و قابل استناد میشوند.
عمان در چنین پروندههایی معمولاً دنبال سه هدف است. حفظ ثبات در تنگه هرمز، کاهش احتمال درگیری نظامی، و تثبیت جایگاه خود به عنوان میانجی معتبر منطقهای.
به همین دلیل، مسقط معمولاً از بحرانها استقبال نمیکند؛ بلکه تلاش میکند بحرانها را «مدیریت» کند. حضور لاریجانی در عمان و تحویل یک نامه رسمی، برای عمان هم یک امتیاز است: یعنی این کشور هنوز همان مسیر قابل اعتماد است که تهران و طرف مقابل حاضرند از آن استفاده کنند.
اگر روایت آسوشیتدپرس درست باشد و لاریجانی حامل پاسخ ایران به دور اول مذاکرات باشد، معنایش این است که ایران ترجیح داده پاسخ را در سطحی بالاتر از کانال وزارت خارجه منتقل کند؛ یعنی پیامی که میخواهد نشان دهد تصمیمگیری در تهران از سطح چانهزنی معمول فراتر رفته و وارد سطح «تصمیم سیاسی» شده است.
از طرف دیگر، اگر روایت جماران را مبنا بگیریم، این نامه میتواند حاوی پیشنهادها، هشدارها یا جمعبندی عمان از روند مذاکرات باشد؛ جمعبندیای که شاید تهران را به انتخابهای مشخصتر نزدیک کند.
خلاصه اینکه سفر امروز لاریجانی به عمان را باید یکی از معنادارترین رفتوآمدهای دیپلماتیک هفتههای اخیر دانست؛ سفری که اگرچه در ظاهر ساده برگزار شد، اما با یک «نامه» و یک قاب عکس، تبدیل به نشانهای از فعال شدن دوباره کانال مسقط شد.
حالا همه چیز به یک سوال گره خورده است، این نامه، آغاز یک مسیر تازه برای مذاکره است یا صرفاً یک پیام برای مدیریت بحران؟ فعلاً پاسخ روشن نیست؛ اما یک چیز قطعی است؛ وقتی پای عمان وسط است، معمولاً یک پیام جدی در راه است.