
اقتصاد۲۴- در یک ماه گذشته که ایران همزمان درگیر فضای ملتهب اجتماعی از اعتراضات گرفته تا ناآرامیها خون آلود بعد از آن، تهدید جنگ و افزایش سطح تنشهای منطقهای بوده، نگاهها دوباره به سمت «شریک راهبردی» تهران یعنی چین برگشته است. گزارشهای تازه رسانههای خارجی و نهادهای حقوق بشری نشان میدهد نقش پکن در رابطه با ایران فقط به خرید نفت و قراردادهای اقتصادی محدود نیست؛ چین در حوزه فناوریهای ارتباطی و نظارتی، و همچنین در سطح سیاسی و دیپلماتیک، به شکلی آرام، اما مؤثر کنار تهران ایستاده؛ البته نه به قیمت درگیر شدن مستقیم در بحران.
یکی از بحثبرانگیزترین روایتها در هفتههای اخیر، گزارشی است که روزنامه گاردین منتشر کرده و در آن، از نقش فناوریهای چینی در مدیریت و کنترل اینترنت در ایران سخن گفته شده است. این گزارش با استناد به تحلیلهای منتشرشده از سوی نهاد حقوق بشری «آرتیکل ۱۹» میگوید ساختار کنترل اینترنت در ایران طی سالهای اخیر به شکل محسوسی به فناوریهایی نزدیک شده که چین در مدل حکمرانی دیجیتال خود توسعه داده است.
در این روایت، موضوع فقط «فیلترینگ» نیست؛ بلکه صحبت از مجموعهای از ابزارهای سختافزاری و نرمافزاری است که میتواند در کنترل ترافیک شبکه، مدیریت دسترسیها و حتی توسعه سیستمهای نظارتی نقش داشته باشد. گزارشهای خارجی بهطور مشخص از «فناوریهای نظارتی» و «دوربینهای تشخیص چهره» نام بردهاند؛ موضوعی که در فضای ملتهب داخلی ایران، حساسیت زیادی ایجاد کرده و دوباره پرونده همکاری تهران–پکن را به صدر اخبار برگردانده است.
اما نکته مهمتر برای تحلیل داخلی این است: حتی اگر همه جزئیات این گزارشها قابل اثبات نباشد، روند کلی روشن است؛ ایران در سالهای اخیر به سمت مدلهایی رفته که چین و روسیه در آن پیشرو هستند؛ یعنی «اینترنت کنترلشده»، «شبکه ملی» و «مدیریت امنیتی ارتباطات».
در یک ماه گذشته، همزمان با افزایش فشار اجتماعی و نگرانی از گسترش اعتراضات، اینترنت به یکی از مهمترین میدانهای حکمرانی تبدیل شد. به خصوص با توجه به رویکرد قطع اینترنت که در یک دهه گذشته همزمان با هر اعتراضی از سوی حاکمیت مشاهده شده است.
آنچه چین را در این نقطه مهم میکند، نه فقط صادرات کالا، بلکه صادرات یک مدل حکمرانی است: مدلی که در آن اینترنت یک «موضوع امنیت ملی» تعریف میشود، نه یک زیرساخت عمومی. همین نگاه باعث شده طی سالهای اخیر، شرکتها و فناوریهای چینی در پروژههای ارتباطی و نظارتی ایران پررنگتر شوند.
برای همین هم گاردین و برخی رسانههای غربی تلاش کردهاند رابطه ایران و چین را نه بهعنوان یک همکاری اقتصادی، بلکه بهعنوان یک همکاری «امنیتی-فناورانه» بازخوانی کنند؛ همکاریای که در دوره بحران، خودش را بیشتر نشان میدهد.
در کنار بحث اینترنت و نظارت، یک خبر نمادین هم در فضای رسانهای ایران مورد توجه قرار گرفت: دیدار وابسته نظامی چین در تهران با فرمانده نیروی هوایی ارتش و اهدای ماکت جنگنده «جی-۲۰».
در ظاهر، این یک اقدام تشریفاتی است؛ اما در فضای پرتنش منطقه، همین حرکت نمادین هم معنا پیدا میکند. جی-۲۰ یکی از مهمترین جنگندههای نسل جدید چین است و رسانهای شدن این هدیه در تهران، پیام واضحی دارد: چین نمیخواهد رابطه دفاعیاش با ایران در سطح «تبادل پیام» متوقف شود.
البته این به معنای ورود چین به سطح همکاری عملیاتی یا فروش مستقیم تجهیزات پیشرفته نیست. چین در سیاست خارجی خود معمولاً از وارد شدن به پروندههایی که هزینه مستقیم برایش تولید کند، پرهیز میکند. اما در عوض، با همین نشانههای نمادین، «گرمی رابطه» را حفظ میکند.
یک نکته کلیدی در تحلیل رابطه ایران و چین در این یک ماه این است که پکن تلاش کرده دو هدف را همزمان پیش ببرد:. از یک طرف، رابطهاش با تهران را به عنوان یک شریک مهم در انرژی و ژئوپلیتیک منطقه حفظ کند. از طرف دیگر، وارد جایی نشود که هزینه مستقیم در برابر آمریکا و اروپا برایش ایجاد کند.
به همین دلیل، چین معمولاً در دورههای حساس ایران، از «حمایتهای پررنگ رسانهای» دوری میکند، اما در پشت صحنه، رابطه را قطع نمیکند. یعنی نه مثل روسیه وارد ادبیات تند میشود و نه مثل اروپا فاصلهگذاری آشکار انجام میدهد. سیاست چین در قبال ایران، سیاست «حفظ شریک بدون پرداخت هزینه» است.
اگر بخواهیم جمعبندی دقیقتری داشته باشیم، باید گفت بحرانهای داخلی و خارجی ایران، همیشه یک آزمون برای روابط تهران با شرکای غیرغربی بوده است. چین در این آزمون، معمولاً رفتاری عملگرایانه دارد؛ نه ایران را رها میکند، چون ایران برای چین یک مسیر مهم انرژی و یک قطعه در پازل خاورمیانه است و نه آنقدر نزدیک میشود که خودش را درگیر بحرانهای داخلی ایران یا درگیری احتمالی در منطقه کند.
در نتیجه، رابطه ایران و چین در یک ماه اخیر، بیش از هر چیز، خودش را در حوزه «فناوری، ارتباطات و امنیت» نشان داده است؛ حوزهای که کمتر از نفت و قراردادهای اقتصادی دیده میشود، اما در روزهای بحران، وزنش بسیار بیشتر است.
در ماهی که ایران هم درگیر التهاب اجتماعی بوده و هم با سایه تهدیدهای امنیتی و منطقهای مواجه شده، چین همان نقشی را بازی کرده که سالهاست در قبال تهران دارد: شریک آرام، بیسر و صدا، اما مؤثر.
گزارشهای تازه درباره فناوریهای چینی در حوزه اینترنت و نظارت، و همچنین نشانههای نمادین در حوزه دفاعی، نشان میدهد پکن همچنان ایران را در مدار خود نگه میدارد؛ اما با همان قاعده ثابت: حمایت تا جایی که برای چین هزینه نسازد.