تاریخ انتشار: ۱۸:۰۸ - ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
در اقتصاد۲۴ بخوانید:

اختتامیه جشنواره یا شب سیمرغ‌های بی‌صاحب؟ / فجر امسال، آینه دولت شد نه ویترین سینما

اختتامیه چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، به جای جشن سینما، به صحنه‌ای برای نمایش شکاف میان دولت و جامعه هنری تبدیل شد؛ جایی که غیبت برندگان سیمرغ و واکنش تند پزشکیان، حاشیه را بر متن غلبه داد.

جشنواره

اقتصاد۲۴- جشنواره فیلم فجر همیشه فقط جشنواره نبوده است. حتی در سال‌هایی که سینما تلاش می‌کرد خودش را از سیاست بیرون بکشد، سیاست راهی برای نشستن روی صندلی‌های ردیف اول پیدا می‌کرد. اما اختتامیه امسال یک قدم جلوتر رفت؛ آن‌قدر جلوتر که اصل ماجرا دیگر «برندگان سیمرغ» نبودند، بلکه غیبت برندگان تبدیل به خبر اصلی شد. شبی که قرار بود نقطه اوج یک رویداد سینمایی باشد، بیشتر شبیه یک صحنه سیاسی بود؛ صحنه‌ای که در آن، نبودن چند بازیگر از بودن همه پررنگ‌تر شد.

وقتی چهار برنده اصلی بازیگری برای دریافت سیمرغ روی صحنه نرفتند، سیمرغ‌ها برای چند دقیقه نه نماد افتخار، بلکه تبدیل به نماد یک شکاف شدند؛ شکافی میان هنرمند و دولت، میان سالن جشنواره و خیابان، میان «نمایش رسمی» و «واقعیت تلخ بیرون از قاب».

صندلی‌های خالی، بلندتر از هر سخنرانی

در جشنواره‌ها معمولاً تشویق‌ها مهم است؛ اما این‌بار سکوت مهم‌تر بود. سکوتی که از غیبت چند چهره شکل گرفت و مثل یک پیام بی‌واسطه در سالن چرخید: «ما این صحنه را به رسمیت نمی‌شناسیم.»

غیبت بهرام افشاری، مارال فرجاد، شهرام حقیقت‌دوست و آزیتا حاجیان، به همان اندازه که یک تصمیم شخصی بود، یک موضع عمومی هم بود. آنها چیزی نگفتند، اما نبودنشان دقیقاً همان کاری را کرد که گاهی یک بیانیه بلند نمی‌تواند: تبدیل کردن یک مراسم رسمی به پرسش سیاسی.

اگر این داستان همین‌جا تمام می‌شد، اختتامیه امسال هم در نهایت به عنوان یک شب پرحاشیه ثبت می‌شد و تمام. اما ماجرا از جایی جدی‌تر شد که مسعود پزشکیان وارد قاب شد.

واکنش حاشیه ساز پزشکیان

پزشکیان که با شعار‌های عدالت‌خواهانه و ادبیات اخلاقی، خود را نماینده «صدای بی‌صداها» معرفی می‌کرد، در این شب نه نقش یک رئیس‌جمهورِ میانجی را بازی کرد و نه حتی تلاش کرد شکاف را ترمیم کند. برعکس، ادبیاتی را انتخاب کرد که بیش از آنکه شبیه زبان دولت باشد، شبیه زبان جدل‌های خیابانی بود.

وقتی هنرمندان معترض «فریب‌خورده» خوانده می‌شوند و غیبتشان «نامردی» توصیف می‌شود، پیام روشن است: دولت نه‌تنها اعتراض را نمی‌فهمد، بلکه از موضع بالا با آن برخورد می‌کند.

پزشکیان در ماه‌های گذشته بار‌ها تلاش کرده خود را چهره‌ای «گفت‌و‌گو محور» نشان دهد؛ سیاستمداری که قرار است کشور را از فضای خشن و دوقطبی بیرون بیاورد. اما در اختتامیه فجر، همان تصویری که قرار بود ساخته شود، ترک برداشت.

رئیس‌جمهور می‌توانست در برابر غیبت هنرمندان دو مسیر انتخاب کند: یا آن را به رسمیت بشناسد و با زبان همدلانه واکنش نشان دهد، یا آن را تقلیل دهد و با برچسب‌زنی پاسخ بدهد. پزشکیان مسیر دوم را رفت؛ مسیری که در نهایت نه تنها هنرمندان را آرام نکرد، بلکه بخش دیگری از جامعه را هم به این نتیجه رساند که فاصله دولت با جامعه مدنی، قرار نیست کم شود.

جشنواره فجر همیشه یک ویترین بوده؛ ویترین سینمای ایران. اما امسال تبدیل به آینه شد؛ آینه‌ای که بیش از سینما، دولت را نشان داد. در این آینه، یک حقیقت تلخ دیده می‌شود: دولت هنوز بلد نیست با اعتراض مدنی، با زبان گفت‌و‌گو مواجه شود.

اگر هنرمندی روی صحنه نرود، می‌شود گفت «سیاسی‌کاری کرده». اما وقتی رئیس‌جمهور هم با همان زبان برچسب‌زن وارد می‌شود، دیگر نمی‌شود ماجرا را صرفاً به «هنرمندان» نسبت داد. اینجا دولت هم در حال سیاست‌ورزی است؛ منتها با ابزار قدرت.

این فقط یک دعوا نبود؛ یک پیام اجتماعی بود

در نگاه اول، این اتفاق ممکن است شبیه یک جنجال رسانه‌ای به نظر برسد؛ یک خبر برای چند روز، چند تیتر، چند واکنش. اما ماجرا عمیق‌تر است. آنچه در اختتامیه رخ داد، نشانه‌ای از یک بحران بزرگ‌تر است: بحران اعتماد.

هنرمندان در سال‌های اخیر، مثل بخش‌هایی از جامعه، با واقعیت‌هایی روبه‌رو بوده‌اند که امکان «بی‌طرف ماندن» را از آنها گرفته است. وقتی اعتراض و سیاست به زندگی روزمره وصل می‌شود، انتظار اینکه سینما فقط سینما بماند، یک انتظار غیرواقعی است.

مسئله فقط یک شب نیست. پزشکیان با این ادبیات، چیزی را از دست می‌دهد که در سیاست ایران کمیاب است: سرمایه نمادین.

او با شعار‌های اخلاقی آمد، با وعده شنیدن آمد، با تکیه بر عدالت آمد. اما اگر در اولین مواجهه جدی با یک اعتراض نمادین، زبانش به جای همدلی، شماتت باشد، آن سرمایه نمادین خیلی سریع فرسوده می‌شود.

بدتر از همه این است که چنین واکنشی، به جای اینکه اعتراض را کم کند، آن را رادیکال‌تر می‌کند. چون پیام می‌دهد که «گفت‌و‌گو ممکن نیست.»

اختتامیه امسال، شب گم شدن سیمرغ‌ها نبود. سیمرغ‌ها روی میز بودند، در قاب بودند، در دوربین‌ها بودند. چیزی که گم شد، «معنا» بود. معنای جشن، معنای گفت‌و‌گو، معنای تحمل؛ و شاید مهم‌ترین تصویر این شب همین باشد: سیمرغ‌هایی که صاحب داشتند، اما روی صحنه کسی برای گرفتنشان نیامد؛ و رئیس‌جمهوری که می‌توانست این غیبت را به یک فرصت برای آشتی تبدیل کند، آن را به یک میدان جدل بدل کرد.

ارسال نظر
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار