
اقتصاد۲۴- خاورمیانه در شرایطی است که یک اشتباه کوچک میتواند به بحران بزرگ تبدیل شود. همزمان با ازسرگیری مذاکرات تهران و واشنگتن، ناوها جلو میآیند و هشدارها بلندتر میشود. یک تناقض آشکار در فضای این روزهای پرونده ایران دیده میشود: از یک سو مذاکره دوباره آغاز شده و طرفین میگویند هنوز راه دیپلماسی باز است؛ از سوی دیگر، همانزمان گزارشهایی در رسانههای غربی منتشر میشود که نشان میدهد پنتاگون در حال آمادهسازی سناریوهای نظامی جدید است و حتی دستور داده یک ناو هواپیمابر دیگر برای اعزام احتمالی به منطقه آماده شود.
همین همزمانی، باعث شده تحلیلگران خارجی از «دیپلماسی تحت فشار» حرف بزنند؛ یعنی گفتوگویی که در ظاهر دنبال توافق است، اما در پشت صحنه با نمایش قدرت نظامی همراه میشود تا طرف مقابل را در میز مذاکره وادار به عقبنشینی کند. والاستریت ژورنال در گزارش اخیر خود، این آمادهسازی را بخشی از طرح آمریکا برای اقدام در صورت شکست دیپلماسی توصیف کرده است.
در این میان، موضعگیری تازه سرگئی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه، وزن متفاوتی دارد. او برخلاف برخی مواضع دیپلماتیک که معمولاً محتاطانه و دوپهلو بیان میشوند، صریح گفته عملیات نظامی علیه ایران «منتفی نیست» و از افزایش فشار و استقرار تجهیزات تهاجمی آمریکا در منطقه خبر داده است.
این موضعگیری را باید در چارچوب رقابت روسیه و آمریکا در خاورمیانه دید، اما از زاویه دیگر، حرف ریابکوف یک پیام مهم هم دارد: مسکو میخواهد نشان دهد که تحرکات آمریکا را جدی گرفته و آن را صرفاً «نمایش رسانهای» نمیداند. به بیان دیگر، روسها دارند میگویند حتی اگر جنگ رخ ندهد، احتمال «حمله محدود» همچنان زنده است.
رسانههای آمریکایی و تحلیلگران نزدیک به پنتاگون، در دو روز اخیر بیش از هر چیز روی یک نکته مکث کردهاند: آمریکا برای جنگ آماده میشود، اما هنوز تصمیم سیاسی برای شروع آن گرفته نشده است.
این تفاوت کوچک، اما حیاتی است. در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، وقتی ناو هواپیمابر و سامانههای تهاجمی به منطقه نزدیک میشوند، دو هدف معمولاً دنبال میشود: اول افزایش قدرت بازدارندگی و دوم آماده نگه داشتن گزینه ضربه محدود. اما آنچه در گزارشها پررنگ شده این است که این آرایش، بیش از آنکه برای یک جنگ تمامعیار طراحی شده باشد، برای این است که به تهران پیام بدهد اگر توافقی شکل نگیرد، واشنگتن ابزارهای دیگری هم دارد. والاستریت ژورنال نیز به همین خط اشاره کرده و گفته برنامهها ممکن است تغییر کند و هنوز دستور رسمی صادر نشده است.
در کنار آمریکا، اسرائیل بازیگر مهمی است که رسانههای خارجی معتقدند تلاش میکند فضای امنیتی علیه ایران را «زنده» نگه دارد. در روزهای اخیر گزارشهایی از رسانههای اسرائیلی منتشر شده که از افزایش سطح آمادهباش امنیتی در تلآویو و نگرانی از سناریوی ضربه آمریکا یا پاسخ ایران حکایت دارد.
هاآرتص در گزارش اخیر خود نوشته بود که نهادهای دفاعی اسرائیل سطح هشدار را بالا بردهاند؛ نشانهای از اینکه تلآویو در حال آمادهسازی خود برای یک دوره تنش شدید است، حتی اگر حمله به شکل رسمی آغاز نشود.
این طور که به نظر میرسد گزینه نظامی روی میز مانده، اما اجرای آن پرهزینهتر از آن است که به سادگی اتفاق بیفتد.
از نگاه تحلیلگران، حمله به ایران اگر رخ دهد، احتمالاً شبیه جنگهای کلاسیک نخواهد بود. مسئولیتپذیری منطقهای، خطر درگیری چندجبههای، پاسخهای احتمالی ایران و هزینه اقتصادی در بازار انرژی، همگی عواملی هستند که تصمیمگیری را برای واشنگتن پیچیده میکنند. حتی برخی گزارشهای تحلیلی تأکید کردهاند که اقدام نظامی لزوماً به تغییرات سیاسی داخلی در ایران منجر نمیشود و میتواند به نتیجه معکوس برسد؛ یعنی هم تنش منطقهای را بالا ببرد و هم فضای داخلی ایران را به سمت انسجام بیشتر سوق دهد.
در همین چارچوب، مسئولیتپذیری دولت ترامپ هم به یک متغیر تبدیل شده است: ترامپ از یک سو تهدید را علنی میکند تا فشار را بالا ببرد، اما از سوی دیگر نمیخواهد وارد جنگی شود که پایانش قابل پیشبینی نیست.
در طرف مقابل، تهران همچنان پیام بازدارندگی را پررنگ نگه داشته است. مقامات ایرانی میگویند هرگونه حمله با پاسخ سخت روبهرو خواهد شد. این موضعگیری، دقیقاً همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به آن «بالا بردن هزینه تصمیم» گفته میشود؛ یعنی کاری کردن که طرف مقابل، قبل از هر اقدام نظامی، چند بار هزینهها را محاسبه کند.
اما نکته مهم این است که تهران در همین فضا، مسیر مذاکره را هم باز گذاشته و وارد گفتوگو شده است؛ یعنی همان سیاستی که بسیاری از تحلیلگران آن را «بازدارندگی همراه با دیپلماسی» مینامند.
اگر بخواهیم با زبان ساده نتیجه بگیریم، پاسخ به سؤال اصلی این است که حمله نظامی به ایران نه منتفی شده و نه قطعی است.
در حال حاضر، آنچه در صحنه دیده میشود بیشتر شبیه یک بازی چندلایه است: آمریکا و اسرائیل با آرایش نظامی و گزارشهای رسانهای فشار میآورند تا دست تهران در مذاکره بستهتر شود؛ ایران هم با پیامهای بازدارنده تلاش میکند هزینه تصمیم را بالا ببرد؛ روسیه هم با هشدارهای علنی، میخواهد هم نقش خود را برجسته کند و هم به واشنگتن پیام دهد که اقدام نظامی بدون پیامد ژئوپلیتیک نخواهد بود.
به همین دلیل، سایه جنگ هنوز از سر منطقه کنار نرفته است؛ فقط از «جنگ حتمی» به سمت «حمله محدود، عملیات نقطهای یا فشار نظامی برای امتیازگیری» تغییر شکل داده است.