
اقتصاد ۲۴- بازار دلار اکنون بیش از هر زمان دیگری به «وزن اخبار لحظهای» وابسته شده و بار تکنیکال کلاسیک در کوتاهمدت تا حد زیادی به حاشیه رفته است. دادههای جدید نشان میدهد روز گذشته قیمت نهایتاً توانست خود را به سقف تاریخی ۱۶۵ هزار تومان برساند؛ سطحی که طی هفتههای اخیر چندین بار مورد هجوم قرار گرفته بود، اما هر بار عرضه سنگین مانع از تثبیت بالای آن شده بود. با این حال تفاوت این برخورد با دفعات قبل در کیفیت واکنش قیمت نهفته است. دلار پس از لمس این سطح، نه با ریزش معنادار مواجه شد و نه وارد اصلاح عمیق شد، بلکه در محدوده ۱۶۴ هزار و ۵۷۰ تومان به کار خود پایان داد و امروز نیز تقریباً بدون تغییر و چسبیده به همین ناحیه در حال معامله است.
در منطق پرایساکشن، چنین رفتاری بیش از آنکه نشانه قدرت فروشندگان باشد، بیانگر تضعیف تدریجی دیوار عرضه است. مقاومتهایی که بارها تست میشوند، اما توانایی ایجاد اصلاح عمیق ندارند، بهتدریج فرسوده میشوند. اکنون ۱۶۵ هزار تومان دیگر یک سقف بکر و دستنخورده نیست؛ بلکه سطحی است که بخش مهمی از اوردرهای فروش در آن جذب شده و نشانهای از باقیماندن عرضه پرقدرت در آن دیده نمیشود. توقف قیمت در نزدیکی سقف تاریخی بدون اصلاح، دقیقاً همان الگویی است که اغلب پیش از شکستهای معتبر مشاهده میشود.
همزمان با این رفتار در بازار نقدی، قیمتگذاری تتر تصویر متفاوت و حتی جسورانهتری ارائه میدهد. تتر توانسته خود را به بالای ۱۶۷ هزار تومان برساند و در مقاطعی به این سطح نفوذ کند؛ در حالی که سقف تاریخی آن تقریباً ۵ هزار تومان بالاتر از دلار نقدی و در محدوده ۱۷۰ هزار تومان قرار دارد. این اختلاف، پیام مهمی برای معاملهگران دارد. بازار ۲۴ ساعته رمزارزی معمولاً سریعتر از بازار فیزیکی به اخبار واکنش نشان میدهد و به همین دلیل نقش پیشنگر انتظارات را ایفا میکند.
بیشتر بخوانید: پیش بینی قیمت دلار امروز ۳ اسفند ۱۴۰۴/ معاملهگران دلار وارد بازار شدند
وقتی تتر با فاصله معناداری بالاتر از دلار نقدی معامله میشود، در واقع بخشی از بازار در حال پیشقیمتگذاری سناریوی شکست سقف تاریخی است. این واگرایی نه از جنس ضعف بازار رسمی، بلکه بیشتر بازتاب ذهنیت ریسکگریز معاملهگران در برابر فضای خبری مبهم است. بازار در شرایط فعلی کاملاً معطوف به اخبار حرکت میکند؛ بهگونهای که هر سیگنال مثبت میتواند جرقه اصلاح کوتاهمدت را بزند و هر خبر منفی یا شوک سیاسی، بهسادگی زمینه عبور از ۱۶۵ هزار تومان را فراهم میکند.
نکته کلیدی اینجاست که اکنون بار تکنیکال کلاسیک – نظیر واگراییهای سنگین یا اشباع خرید افراطی – در نمودار مشاهده نمیشود. بازار نه با هیجان بیشازحد بلکه با تمرکز بر رویدادهای بیرونی در حال نوسان است. همین موضوع باعث شده انرژی حرکتی در نزدیکی سقف انباشته شود؛ انرژیای که میتواند با یک محرک خبری، به شکست سریع و قدرتمند تبدیل شود.
رفتار قیمت در روزهای اخیر نشان میدهد ۱۶۵ هزار تومان بیش از آنکه یک دیوار نفوذناپذیر باشد، به یک مانع ترکخورده تبدیل شده است. اگر فروشندگان قدرت کافی داشتند، لمس این سطح باید منجر به عقبنشینی معنادار و بازگشت حداقل به محدوده ۱۶۰ هزار تومان میشد. اما آنچه مشاهده میشود تثبیت قیمت در نزدیکی سقف و حفظ ساختار صعودی است. این همان «اصلاح زمانی» است که بهجای تخلیه قیمتی، با گذر زمان و نوسان محدود، فشار فروش را مستهلک میکند.
در چنین ساختاری، هر بار برخورد به مقاومت بخشی از سفارشهای فروش جذب میشود و عمق عرضه کاهش مییابد. اکنون بازار نهتنها به سقف تاریخی رسیده، بلکه بدون نشانهای از واگرایی منفی جدی در همان حوالی باقی مانده است. این وضعیت احتمال شکست را نسبت به دفعات قبل بهطور محسوسی افزایش میدهد.
از سوی دیگر، نبود مقاومت تکنیکال مشخص در بالای ۱۶۵ هزار تومان، اهمیت این سطح را دوچندان کرده است. عبور از آن به معنای ورود به قلمرو کشف قیمت خواهد بود؛ جایی که رفتار جمعی و انتظارات تورمی بیش از خطوط نموداری نقشآفرینی میکنند. تجربه بازار ارز ایران نشان داده لحظه عبور از سقف تاریخی، معمولاً با فعالشدن همزمان تقاضای احتیاطی و سفتهبازانه همراه است؛ ترکیبی که میتواند شتاب حرکت را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
در مجموع، دادههای جدید – از لمس رسمی سقف تاریخی و بستهشدن در ۱۶۴۵۷۰ تومان گرفته تا پیشروی تتر به بالای ۱۶۷ هزار تومان – وزن تحلیل را بیش از گذشته به نفع سناریوی شکست سنگین کرده است. بازار اکنون در یک سکون فریبنده قرار دارد؛ سکونی که بیش از آرامش، یادآور فشردگی فنری است که آماده رها شدن است.
اگر دلار بتواند با یک محرک خبری منفی یا تشدید فضای نااطمینانی، تثبیت معتبری بالای ۱۶۵ هزار تومان ثبت کند، بازار عملاً وارد فاز جدیدی خواهد شد؛ فازی که در آن مقاومت کلاسیک تاریخی وجود ندارد و چارچوب تحلیل از «محدودهمحور» به «انتظارمحور» تغییر میکند. در چنین شرایطی، رفتار معاملهگران بیش از خطوط نموداری تعیینکننده خواهد بود. تجربههای پیشین در بازار ارز نشان داده عبور از سقف تاریخی معمولاً به شکل موجی و نه خطی رخ میدهد؛ به این معنا که پس از شکست، ترکیب تقاضای احتیاطی خانوارها، ورود سرمایههای پارکشده و فعالشدن سفتهبازان کوتاهمدت میتواند دامنه نوسان را افزایش دهد.
سطوح ۱۷۰ هزار تومان و سپس ۱۷۵ هزار تومان در این سناریو بیشتر نقش ایستگاههای روانی را ایفا میکنند تا مقاومتهای تکنیکال کلاسیک. بهویژه اینکه سقف تاریخی تتر در حوالی ۱۷۰ هزار تومان قرار دارد و هماکنون فاصله آن با بازار نقدی کاهش یافته است. اگر دلار نقدی به سمت همگرایی با تتر حرکت کند، شکست ۱۶۵ هزار تومان میتواند بهسرعت قیمت را به سمت این اعداد هدایت کند. در فضای فقدان مقاومت تاریخی، حتی حرکتهای شارپی و چندکاناله در بازههای کوتاه دور از انتظار نخواهد بود.
نکته مهم در دادههای جدید این است که بازار پس از رسیدن به سقف، نشانهای از خستگی یا واگرایی منفی معنادار نشان نداده است. قیمت در ۱۶۴۵۷۰ تومان تثبیت شده و امروز نیز تقریباً بدون تغییر در همان حوالی نوسان میکند. این چسبندگی به سقف، در ادبیات ساختاری بازار، نشانه کمبود عرضه مؤثر است. اگر فروشندگان توان ایجاد اصلاح داشتند، اکنون باید شاهد عقبنشینی ملموس میبودیم. نبود چنین اصلاحی، احتمال شکست را نسبت به دورههای قبل بالاتر میبرد.
با وجود سنگینی کفه تحلیل به سمت شکست، تعریف سناریوی اصلاح همچنان ضروری است. بازار ارز ایران بهشدت خبرمحور است و همانطور که یک خبر منفی میتواند جرقه صعود را بزند، یک سیگنال مثبت ملموس نیز قادر است اصلاحی سریع، اما موقتی ایجاد کند. در صورت انتشار خبر سیاسی مثبت یا افزایش محسوس عرضه ارز، نخستین محدودهای که میتواند بهعنوان حمایت کوتاهمدت عمل کند، ناحیه ۱۶۰ تا ۱۵۸ هزار تومان است. این محدوده علاوه بر اهمیت تکنیکال، از منظر روانی نیز سطحی کلیدی محسوب میشود؛ زیرا شکست آن میتواند برداشت معاملهگران از تضعیف مومنتوم صعودی را تقویت کند.
با این حال، حتی در صورت عقبنشینی به این سطوح، ساختار کلی بازار همچنان صعودی باقی خواهد ماند؛ چراکه کفهای بالاتر نسبت به موجهای پیشین حفظ شدهاند. سپر اصلی بازار در حال حاضر کانال ۱۵۰ هزار تومان است. این محدوده به دلیل تراکم معاملات پیشین، نقش حمایتی تاریخی و بار روانی عدد رُند، به یک سطح دفاعی چندلایه تبدیل شده است. تنها تثبیت معتبر زیر این کانال است که میتواند تصویر میانمدت صعودی را مخدوش کند. در شرایط فعلی، اما فاصله قیمت با این ناحیه آنقدر زیاد است که اصلاح تا آن سطح نیازمند تغییر بنیادین در فضای خبری خواهد بود.
یکی از ویژگیهای برجسته این مقطع، کاهش وزن ابزارهای کلاسیک تکنیکال در برابر اخبار است. بازار کاملاً به تیترها و سیگنالهای سیاسی چسبیده و با هر خبر کوچک، واکنشهای سریع نشان میدهد. این وضعیت به معنای بیاعتبار شدن تکنیکال نیست، بلکه نشان میدهد نمودار در حال حاضر بیشتر بازتاب اخبار است تا عامل پیشنگر آن. در چنین فضایی، معاملهگر حرفهای باید علاوه بر ساختار قیمتی، جریان اطلاعات و زمانبندی انتشار اخبار را نیز بهعنوان متغیرهای کلیدی در نظر بگیرد.
با توجه به لمس رسمی سقف ۱۶۵ هزار تومان، تثبیت در ۱۶۴۵۷۰ تومان، پیشروی تتر تا بالای ۱۶۷ هزار تومان و نبود اصلاح معنادار، میتوان گفت بازار در آستانه یک تصمیم بزرگ قرار دارد. سکون فعلی بیش از آنکه آرامش باشد، یادآور فشردگی انرژی پیش از جهش است. اگر شوک منفی جدیدی به بازار وارد شود، عبور از سقف تاریخی میتواند بهسرعت اتفاق بیفتد و قیمت را به رکوردهای تازه برساند. در مقابل، تنها یک خبر مثبت قدرتمند میتواند این فنر فشرده را موقتاً آزاد کرده و اصلاحی محدود رقم بزند.
در مجموع، وزن دادههای جدید بهوضوح به سمت سناریوی شکست سنگینی میکند. مقاومت ۱۶۵ هزار تومان ترک خورده، تتر جلوتر از بازار در حال پیشقیمتگذاری است و اصلاح عمیقی در کار نیست. دلار اکنون در نقطهای ایستاده که نتیجه آن میتواند جهت میانمدت بازار ارز را تعیین کند؛ نقطهای که یا به سکوی پرتابی برای رکوردهای جدید تبدیل میشود، یا با یک خبر مثبت موقتاً به استراحتی کوتاهمدت تن میدهد.
منبع: شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز