
اقتصاد۲۴- تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد دومین هفته شده است و اکنون این سوال شکل گرفته که سرنوشت این جنگ چه خواهد شد؟
در این یادداشت سناریوهای محتمل درباره آینده این جنگ مورد بررسی قرار میگیرد. بدیهی است هیچ یک از سناریوها الزام قطعی برای وقوع ندارند و حتی ممکن است با تغییر شرایط اساسا سرنوشتی متفاوت از این سناریوها در آینده رقم بخورد.
با این حال توجه به سناریوهای محتمل میتواند دیدگاه روشن تری نسبت به آینده و هرگونه تصمیم گیری ارائه دهد. با این توضیح ۷ سناریوی محتمل در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی و در شرایط کنونی به این شرح است:
منظور از فرسایشی شدن جنگ در اینجا، تداوم جنگ بیش از محاسبات اولیه آمریکا و اسرائیل است. مقامات آمریکا و اسرائیل درباره مدت زمان جنگ نهایتا از ۸ هفته سخن گفتهاند؛ اگرچه بعضا به این موضوع هم اشاره کردهاند که برای تداوم جنگ تا هر زمان نیز آمادگی دارند. با این حال به نظر میرسد این بخش دوم صرفا جنبه جنگ روانی و تبلیغاتی دارد؛ لذا اگر جنگ بیش از ۲ یا ۳ ماه طول بکشد و به خصوص با توجه به تداوم افزایش قیمت انرژی، در پیش بودن انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا و فشار حزب جمهوری خواه به ترامپ و همچنین فشار رسانهها و افکار عمومی، احتمال آتش بس بسیار افرایش خواهد یافت. البته به این شرط که حملات موشکی و پهپادی ایران تا آن زمان همچنان ادامه یابد.
در این سناریو ممکن است با توجه به پیامدهای ذکر شده در بالا (و به خصوص افزایش قیمت بنزین در امریکا که تاثیر غیرقابل انکاری بر زندگی مردم و احتمالا نتایج انتخابات کنگره خواهد داشت) قبل از آنکه اساسا جنگ وارد یک روند فرسایشی شود، دونالد ترامپ ناگهان پُستی در شبکههای اجتماعی منتشر کند یا در جلوی دوربینها ظاهر شود و با این ادعا که به تمامی اهداف خود از جنگ با ایران دست یافته است، از خاتمه آن سخن بگوید.
قاعدتا او در این شرایط به دستاوردسازی از جنگ خواهد پرداخت و از نابودی صنعت موشکی، برنامه هستهای، نیروی دریایی و هوایی و ترور شماری از رهبران سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی سخن خواهد گفت تا بتواند تصمیم درباره پایان جنگ را منطقی جلوه دهد. به احتمال بسیار زیاد اسرائیل نیز از این تصمیم آمریکا پیروی خواهد کرد و آتش بس برقرار خواهد شد.
در این سناریو، بر خلاف سناریوی دوم این اسرائیل است که خواستار اتش بس خواهد شد و آمریکا را مجاب به خاتمه جنگ میکند. در حال حاضر اگرچه منافع آمریکا نیز در منطقه مورد هدف نیروهای مسلح ایران قرار دارد، اما شکی نیست که میزان خسارات وارد آمده به اسرائیل بسیار بیشتر از آمریکا است.
اگر در روزهای آینده شدت خسارات موشکها و پهپادهای ایران به رژیم اسرائیل به حدی افزایش یابد که ادامه جنگ برای نتانیاهو را غیرمنطقی سازد و از سوی دیگر دستیابی به هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی غیرقابل دستیابی به نظر برسد، در این صورت این احتمال وجود دارد که نتانیاهو از ترامپ بخواهد که به جنگ پایان دهد. موضوعی که احتمالا ار سوی جمهوری اسلامی نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، چراکه تداوم جنگ برای ایران نیز چندان منطقی نخواهد بود.
با این حال هرگونه آتش بسی که از دل یکی از سناریوهای بالا بدست آید بسیار متزلزل خواهد بود و طرفین و به خصوص ایران و اسرائیل همچنان در وضعیت «صلح مسلح» باقی خواهند ماند. البته از آنجا که آمریکا و اسرائیل در رسیدن به هدف اصلی خود که همانا تغییر رژیم در ایران است ناکام میمانند، جمهوری اسلامی میتواند ادعای پیروزی کند. طرف مقابل نیز با توجه به دلایلی که گفته شد میتواند چنین ادعایی سر دهد.
با این حال ممکن است در آینده اسرائیل همچنان از فرصت ترور مقامات سیاسی یا نظامی ایران استفاده کند. اینکه در آن شرایط پاسخ ایران، به یک جنگ گسترده دیگر تبدیل خواهد شد یا همچون عملیاتهای وعده صادق ۱ و ۲ صرفا یک کنش و واکنش محدود باقی خواهد ماند چندان قابل پیش بینی نیست.
تردیدی نیست که هدف اصلی آمریکا و اسرائیل از جنگ فعلی تغییر رژیم سیاسی در ایران است. در این سناریو آمریکا و اسرائیل قصد دارند با ترور مقامات سیاسی و نظامی و همچنین تضعیف نیروهای اطلاعاتی، امنیتی و پلیس زمینه را برای فروپاشی از درون فراهم کنند.
در این طرح نیروهای اپوزیسیون و مخالف جمهوری اسلامی در مرحله دوم وارد صحنه خواهند شد و به هدایت اعتراضات و شورش و انقلاب میپردازند.
اگر سناریوی فروپاشی از درون به هر دلیل محقق نشود، این احتمال وجود دارد که آمریکا و اسرائیل بخواهند با گسترش جنگ در روی زمین هدف تغییر رژیم را کلید بزنند. در این سناریو ممکن است ائتلافی از کشورهای مختلف برای حمله به ایران شکل گیرد یا از برخی همسایگان یا نیروهای مبارز مخالف جمهوری اسلامی برای تشکیل نیروی زمینی استفاده شود.
حتی در شرایطی (مثلا اگر تلفات جانی آمریکا در یک عملیات ناگهانی به شدت افزایش یابد) ممکن است نیروهای زمینی امریکا یا اسرائیل نیز به این ائتلاف بپیوندند. در این شرایط اگرچه نیروهای مسلح ایران از مزیت آشنایی با جغرافیای جنگ برخوردار هستند، اما پشتیبانی هوایی جنگندهها از نیروهای مهاجم میتواند به آنها دست بالا بدهد.
میتوان این احتمال را داد که با تداوم جنگ وقتی امریکا متوجه شود قادر به تغییر رژیم نیست و حاضر به پرداخت هزینه بیشتر هم نیست با میانجیگری برخی کشورها دوباره به میز مذاکره بازگردد.
در این شرایط آمریکا میبایست درخواستهای حداکثری را کنار بگذارد و جمهوری اسلامی نیز انعطاف نشان دهد تا توافق شکل گیرد. توافقی که تضمین میکند ایران به دنبال سلاح هستهای نخواهد بود و در عین حال آماده است با لغو تحریمها به همکاری برای افزایش امنیت در منطقه اقدام کند. در واقع این سناریو میتواند گزینهای برد – برد برای طرفین باشد، هرچند در شرایط کنونی احتمال وقوع آن کمرنگ است.
میتوان این سناریو را در نظر گرفت که اگر روسیه و چین تشخیص دهند با تغییر رژیم در ایران منافع آنها به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت، آنگاه شاهد حضور پررنگتر این دو کشور در جنگ کنونی باشیم.
این گزینه لزوما به معنای درگیری مستقیم نظامی روسیه و چین با امریکا نیست، بلکه به معنای کمکهای بیشتر و عینیتر این دو کشور به جمهوری اسلامی و مواضع جدیتر و سختتر در برابر آمریکا است.
وقوع این سناریو میتواند به پیچیدهتر شدن بحران کنونی بیانجامد و پیش بینی سرنوشت آن را دشوارتر سازد.