
اقتصاد۲۴- اظهارات اخیر دونالد ترامپ موجی از بحثهای فنی و استراتژیک را به راه انداخته است. او با ادبیاتی که بوی تهدید میدهد، ادعا کرده که زیرساختهای انرژی ایران ظرف چند روز «منفجر» خواهند شد. البته منظورش این نیست که زیرساختهای نفتی مورد حمله نظامی قرار خواهد گرفت، بلکه از یک انسداد فنی سخن میگوید. اما برای درک اینکه آیا این جملات صرفاً یک آرایه ادبی برای ارعاب است یا یک بنبست فیزیکی محتوم، باید از فضای سیاسی و رسانهای فاصله گرفت و به عمق چند هزار متری زمین، جایی که فشار سیال و رفتار مخازن تعیینکننده است، نگریست. اینجا حرف از لولهها، پمپها و شیرهای اطمینانی است که در محاصرهای بیسابقه، تحت فشار قرار گرفتهاند.
هسته مرکزی ادعای ترامپ بر پدیدهای استوار است که در صنعت نفت به آن «حبس سیال» میگویند. ایران با تولید روزانه ۲ تا ۳٫۵ میلیون بشکه نفت، در حال تزریق دائمی خون به رگهای یک صنعت عظیم است. این جریان نباید قطع شود، چرا که سیستم برای حرکت مداوم طراحی شده است. وقتی پایانههای صادراتی مسدود میشوند، اولین لایه دفاعی ایران، مخازن ذخیرهسازی ساحلی و استراتژیک است. با ظرفیتی که بین ۴۰ تا ۹۰ میلیون بشکه برآورد میشود، این مخازن در شرایط توقف کامل صادرات، شبیه به یک ساعت شنی عمل میکنند که دانههای شن آن به سرعت در حال پر شدن است.
اما بحران واقعی زمانی آغاز میشود که این مخازن به «حد اشباع» برسند. از این لحظه به بعد، سیستم دچار «تجمع فشار» (Pressure Build-up) میشود. نفت خام، برخلاف ظاهر روانش، سیالی پیچیده حاوی واکسها، رزینها و از همه مهمتر «آسفالتین» است. وقتی جریان نفت در لولهها به دلیل نبود فضای تخلیه کند یا متوقف شود، این مواد سنگین شروع به جدا شدن از فاز مایع و رسوب در جدار لولهها و ستونهای درونچاهی میکنند. این رسوبات مانند لایههای چربی در رگهای انسان، باعث انسداد مجاری میشوند. در چنین شرایطی، فشار مخزن (Reservoir Pressure) که به طور طبیعی سیال را به بالا میراند، به جای تخلیه در تانکرها، به دیوارههای چاه و تجهیزات سرچاهی فشار وارد میکند. این فشار مضاعف میتواند به «پکرها» و لولههای مغزی آسیب جدی بزند و در موارد حاد، پدیده «مهاجرت ذرات» را در لایههای بهرهده ایجاد کند که منجر به کاهش دائمی نفوذپذیری مخزن و مرگ تدریجی چاه میشود.
اگر تولید ادامه یابد و مسیر خروجی وجود نداشته باشد، تجهیزات تحت فشار (Pressure Vessels) و خطوط لوله با چالشی فراتر از گرفتگی روبهرو میشوند. گازهای همراه نفت که در شرایط عادی جدا شده و مدیریت میشوند، در صورت توقف جریان، میتوانند باعث ایجاد تودههای گازی (Gas Slugs) شوند که نوسانات فشاری شدیدی ایجاد میکنند. هرچند سیستمهای حفاظتی مانند «شیرهای اطمینان» (Pressure Relief Valves) و سامانههای قطع اضطراری (ESD) برای جلوگیری از انفجار فیزیکی تعبیه شدهاند، اما کارکرد طولانیمدت در مرز نهایی فشار، ریسک خستگی فلز (Metal Fatigue) و حوادث ناگهانی را به شدت بالا میبرد.
بیشتر بخوانید: ادعای ترامپ درباره انفجار تاسیسات نفتی به دلیل پرشدن ظرفیت نادرست و غیرفنی است
بنابراین، «انفجار از درون» که ترامپ از آن سخن میگوید، شاید نه به معنای یک انفجار اتمی سینمایی، بلکه به معنای فروپاشی ساختاری زیرساختهایی است که بازسازی آنها نیازمند تکنولوژیهای پیچیده و میلیاردها دلار سرمایهگذاری است. ایران در این نقطه با یک پارادوکس روبهرو است: «توقف تولید» که منجر به آسیب به میادین و از دست رفتن آنی درآمد میشود، یا «ادامه تولید» که ریسک نابودی فیزیکی تأسیسات را به همراه دارد.
اما چرا ادعای واشینگتن مبنی بر فروپاشی قریبالوقوع ایران از لحاظ آماری مخدوش است؟ تصاویر ماهوارهای و دادههای ردیابی نفتکشها، حقایق دیگری را افشا میکنند:
۱. مخازن نامرئی و سقف ثابت: برخلاف ادعای رسانههای غربی، بخش بزرگی از ذخایر استراتژیک ایران در مخازنی نگهداری میشود که به دلیل داشتن «سقف ثابت»، تغییرات حجم آنها توسط ماهوارههای تجاری قابل اندازهگیری نیست. این مخازن مانند یک «جعبه سیاه» عمل میکنند که ظرفیت واقعی ذخیرهسازی ایران را از دید رادارهای اقتصادی پنهان نگه میدارند.
۲. ناوگان شبح و ذخیرهسازی شناور: ایران صاحب یکی از بزرگترین ناوگانهای نفتکش در جهان است. در حال حاضر دستکم ۱۷ نفتکش غولپیکر (VLCC) در اطراف جزیره خارگ شناسایی شدهاند که به تنهایی میتوانند بین ۵ تا ۸ میلیون بشکه نفت را در خود جای دهند. این نفتکشها به عنوان مخازن متحرک، زمانِ بقای صنعت نفت را در شرایط انسداد به شدت افزایش میدهند.
۳. تکنیکهای مدیریت مخزن: مهندسان ایرانی تخصص بالایی در روشهای مدیریت فشار از جمله «Choking» (محدود کردن عمدی دبی چاه) و «Gas Reinjection» (تزریق دوباره گاز همراه به مخزن برای حفظ فشار ثابت) دارند. این اقدامات به اپراتورها اجازه میدهد بدون بستن کامل چاه و آسیب به لایههای زمین، تولید را به حداقل برسانند تا فضای مخازن مدیریت شود.
به این ترتیب، آنچه ترامپ از آن به عنوان «انفجار از درون» یاد میکند، در واقع فشار فیزیکی و اقتصادی است که از سوی آمریکا وارد میشود تا ایران را به اتخاذ تصمیمات سخت وادارد. واشنگتن امیدوار است با قطع شریان درآمدی و ایجاد چالش فنی در چاهها، تهران را در موقعیت تسلیم قرار دهد. اما شواهد نشان میدهد که ایران با تکیه بر ناوگان نفتکشهای سایه، مخازن پنهان و سیستمهای ایمنی پیشرفته، فرسنگها با یک فروپاشی «سه روزه» فاصله دارد.
ادعای ترامپ با وجود همه اما و اگرهای فنی، با پاسخ قاطع و سیاسی تهران همراه شده است. تندترین واکنش و پاسخ را اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون مسعود پزشکیان داد که با بازنشر مصاحبه او در شبکه اجتماعی ایکس به دو زبان فارسی و انگلیسی نوشت: «ما به هر اقدام جنگی پاسخ میدهیم. اگر هر بخشی از زیرساختهای ما از جمله چاههای نفت در نتیجه محاصره آسیب ببیند، تضمین میکنیم که چهار برابر آن به همان زیرساخت در کشورهایی که از متجاوز حمایت میکنند خسارت وارد خواهد شد.»
مظلومی عضو کمیسیون انرژی مجلس هم با تاکید بر اینکه «چرخه نفت ایران تهدیدپذیر نیست» گفت که «چرخه نفت ایران از تابآوری کافی در برابر تهدیدات رئیسجمهور آمریکا برخوردار است.» به گفته او «در اوج محاصره دریایی، نهتنها صادرات نفت متوقف نشد، بلکه افزایش نیز یافت». وی تاکید کرد که «ایالات متحده همواره با رویکردهای مبتنی بر فشار و تهدید راهبرد خود را پیش برده است، اما در این مسیر تاکنون به نتیجه مطلوبی دست نیافته است.»
محسن رضایی هم در شبکه ایکس نوشت: «هیچ کشوری قادر به مسدود کردن صادرات نفت ایران نیست.» او افزود: «به رییسجمهوری آمریکا توصیه میشود به جای لاف زدن، به فکر ساماندهی به آشفتگی حاکم بر دولت، اقتصاد و نیروهای مسلح آمریکا باشد.»
برآیند دادههای فنی و شواهد میدانی نشان میدهد که روایت «فروپاشی سهروزه» بر واقعیتهای مهندسی استوار نبود و بر منطق فشار سیاسی بنا شده است. صنعت نفت ایران، هرچند در معرض محدودیتهای جدی قرار دارد و با یک تعادل شکننده میان تولید، ذخیرهسازی و صادرات مواجه است، اما از ابزارهایی برای مدیریت بحران برخوردار است که سناریوی فروپاشی ناگهانی را به حاشیه میبرد. در این میان، آنچه اهمیت دارد نه «انفجار» به معنای فیزیکی، بلکه تداوم یک نبرد فرسایشی است؛ نبردی که در آن، فشار فنی و اقتصادی بهمثابه اهرمی برای تغییر محاسبات سیاسی به کار گرفته میشود، بیآنکه الزاماً به نقطه فروپاشی فوری برسد.