
اقتصاد۲۴-رفع ممنوعیت صادرات اقلامی که پیشاز این صادراتشان ممنوع بود، در کنار تسهیل صادرات اقلامی که از لیست محصولات پرآببر خارج شدهاند، همه اقداماتی هستند که در شرایط کنونی کشور در راستای حفظ تجارت و کاهش فشار ارزی انجام میشوند. اما واقعیتهای دیگری نیز وجود دارند که نمیتوان نادیده گرفت. کشاورزی ایران با محدودیتهای شدید آب و بهرهوری پایین روبهرو است. سیاستگذار امروز باید میان نیاز فوری به حفظ تجارت و بحران ساختاری آب تعادل ایجاد کند.
در شرایط کنونی، دولت با هدف حمایت از تولید و کاهش بار مالی بر دوش تولیدکنندگان، به گمرک ابلاغ کرده است که برای صادرات ۵ قلم محصول کشاورزی در دستهبندی محصولات آببر (انجیر، خرما، پسته، انگور و چای) عوارض دریافت نشود. این تصمیم در راستای مصوبهای است که سال گذشته در راستای رفع عوارض برخی محصولات آببر اتخاذ شده بود.
تسهیل صادرات محصولات کشاورزی در دورههایی که بیم بحران اقتصادی میرود، معمولاً با هدف حفظ درآمد تولیدکنندگان، تثبیت جریان ارز و جلوگیری از رکود انجام میشود. در هر حال محدودیت شدید منابع آب در ایران واقعیتی انکارناشدنی است و هر سیاست تجاری در حوزه کشاورزی در ایران ناگزیر با مسئله آب گره خورده است.
محصولاتی که از فهرست آببر خارج شدهاند از نظر نیاز آبی، شرایط اقلیمی تولید و جایگاه آنها در تجارت خارجی یکسان نیستند. این موضوع در گزارش «بهای صادارت محصولات کشاورزی است» بررسی شده است. پسته و خرما عمدتاً در مناطق خشک و نیمهخشک تولید میشوند و بهرغم مقاومت نسبی به کمآبی، همچنان به منابع قابلتوجهی از آب نیاز دارند. در سمت دیگر، محصولی مانند چای فشار کمتری بر منابع آبی مناطق تولید وارد میکند اما از نظر مزیت صادراتی وضعیت متفاوتی دارد. قرار گرفتن این محصولات در یک دسته واحد از نظر سیاستی، نشان میدهد که مسئله بیش از آنکه بر پایه ویژگیهای فنی هر محصول تنظیم شده باشد، به ملاحظات کلیتر تجاری مرتبط است.
در سالهای اخیر مفهوم آب مجازی به یکی از موضوعات مهم در تحلیل تجارت محصولات کشاورزی تبدیل شده است. صادرات محصولاتی که برای تولید آنها آب زیادی مصرف میشود، به معنای خروج غیرمستقیم منابع آبی کشور است. پیشاز این گزارشها نشان دادهاند که برخی محصولات صادراتی ایران، بهویژه پسته، سهم قابلتوجهی در صادرات آب مجازی دارند.
البته مساله فقط میزان آب مصرفی نیست بلکه بهرهوری استفاده از آب نیز اهمیت دارد. در بسیاری از باغها و زمینهای زراعی کشور همچنان شیوههای آبیاری با اتلاف بالا استفاده میشود. در چنین شرایطی، هر سیاستی که به افزایش تولید یا صادرات این محصولات منجر شود، بدون توجه به ارتقای بهرهوری آب میتواند فشار بیشتری بر منابع آبی وارد کند.
اگرچه تسهیل صادرات محصولات کشاورزی میتواند به تقویت صادرات غیرنفتی کمک کند و در موقعیتهایی مانع وخیمتر شدن اوضاع تجاری کشور شود، اما همزمان نیازمند سیاستهای مکمل در بخش آب است.
اقتصاد ایران برای عبور از دورههای دشوار نیازمند تقویت صادرات است، اما پایداری این مسیر به نحوه استفاده از منابع پایهای کشور نیز وابسته است. در بخش کشاورزی، آب مهمترین عامل محدودکننده تولید محسوب میشود و هر سیاست صادراتی ناگزیر باید این محدودیت را در نظر بگیرد.
هرگونه سیاستگذاری که بدون توجه به این واقعیتهای ساختاری، صرفاً با هدف گرهگشایی کوتاهمدت از صادرات، محصولات کشاورزی را از چتر نظارتی آبمحور خارج کند، ممکن است در کوتاهمدت منافعی به دنبال داشته باشد، اما در بلندمدت شکنندگی اقتصاد ایران را در برابر بحرانهای اقلیمی و اقتصادی دوچندان خواهد کرد.