
اقتصاد۲۴- مهدی زارع، استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، در توضیح چرایی شکلگیری چنین روایتهایی میگوید فضای روانی جامعه در شرایطی که اخبار تنشهای نظامی و امنیتی در جریان است، میتواند زمینه شکلگیری و گسترش چنین برداشتهایی را فراهم کند.
او توضیح میدهد که در چنین شرایطی هر رخداد طبیعی بهسرعت در قالب روایتهای امنیتی یا نظامی تفسیر میشود. به گفته زارع، بلافاصله پس از وقوع زلزله پردیس، در شبکههای اجتماعی ادعاهایی درباره «تست موشکی»، «انفجار زیرزمینی» یا حتی «آزمایش هستهای» مطرح شد؛ ادعاهایی که خیلی زود از فضای مجازی وارد گفتوگوهای روزمره مردم نیز شد.
چرا بعد از زلزله پردیس شایعاتی مثل «آزمایش نظامی»، «هارپ» و «انفجار زیرزمینی» مطرح شد؟ / مهدی زارع پاسخ میدهد
زارع با اشاره به تجربهای که روز بعد از زلزله در شهر شاهد آن بوده، میگوید در مسیر حرکت در شهر، کنار یک ایستگاه اتوبوس دو خانم درباره زلزله شب قبل صحبت میکردند. یکی از آنها با نگرانی میگفت شنیده که این لرزشها بهخاطر «آزمایش موشکی» بوده و دیگری احتمال «انفجار زیرزمینی» را مطرح میکرد. به گفته او همین گفتوگوهای ساده خیابانی نشان میدهد که چگونه روایتهای منتشرشده در فضای مجازی به سرعت در ذهن مردم جا باز میکند.
این استاد زلزلهشناسی در ادامه به یکی از مهمترین شایعات مطرحشده یعنی «آزمایش هستهای زیرزمینی» اشاره میکند و میگوید: چنین ادعایی از نظر علمی هیچ پایهای ندارد. او توضیح میدهد عمق این زمینلرزه حدود ۱۰ کیلومتر ثبت شده است، در حالی که آزمایشهای هستهای زیرزمینی معمولاً در عمق بسیار کمتری انجام میشوند. به گفته زارع، تفاوت میان انفجار و زمینلرزه طبیعی در دادههای لرزهنگاری کاملاً قابل تشخیص است و مراکز لرزهنگاری میتوانند نوع رخداد را بهوضوح شناسایی کنند.
همزمانی برخی پدیدههای طبیعی مانند تغییرات جوی، طوفان، گردوغبار یا حتی برخی رخدادهای سیاسی با وقوع زلزله، باعث میشود برخی کاربران میان این پدیدهها ارتباطی غیرعلمی برقرار کنند.
زارع ادامه میدهد الگوی امواج ثبتشده در این زمینلرزه کاملاً با یک رخداد طبیعی سازگار است. او میگوید اگر انفجار یا آزمایش غیرمتعارفی رخ داده بود، ایستگاههای لرزهنگاری منطقهای و بینالمللی بهوضوح آن را ثبت میکردند و الگوی امواج نیز متفاوت میبود.
او در ادامه به شایعه دیگری که درباره ارتباط زلزله با بمبارانها یا استفاده از بمبهای سنگرشکن مطرح شده اشاره میکند و میگوید: چنین تصوری با دانش امروز زمینشناسی همخوانی ندارد.
زارع توضیح میدهد: انرژی آزادشده در یک زمینلرزه حتی با بزرگی متوسط، چندین برابر انرژی قویترین بمبهای متعارف است و انفجارهای سطحی یا نزدیک سطح زمین نمیتوانند گسلهایی را که در عمق چند کیلومتری قرار دارند فعال کنند.
بیشتر بخوانید:زلزلههای کوچک شاید مقدمه اتفاق بزرگتری باشند!
به گفته او گسلها در نتیجه فرایندهای بلندمدت زمینساختی و انباشت تدریجی تنش در پوسته زمین فعال میشوند و نه بر اثر انفجارهای موضعی؛ بنابراین نسبت دادن زلزله پردیس به حملات نظامی یا بمباران، از نظر علمی قابل دفاع نیست.
زارع همچنین به ادعاهایی که درباره ارتباط این زمینلرزه با فعالیتهای موشکی، تونلهای زیرزمینی یا شهرهای موشکی مطرح شده اشاره میکند و میگوید: هیچ فعالیت انسانی در چنین مقیاسی نمیتواند لرزهای ایجاد کند که در محدوده وسیعی مانند تهران، پردیس و شهرهای اطراف احساس شود. او میگوید یکی از نشانههای مهم طبیعی بودن این زمینلرزه، ثبت پسلرزههای متعدد پس از رخداد اصلی است؛ موضوعی که در فرآیندهای طبیعی گسلش مشاهده میشود.
او در بخش دیگری از توضیحات خود به تکرار نام «هارپ» پس از بسیاری از زمینلرزهها اشاره میکند و میگوید: این موضوع بیشتر از آنکه ریشه علمی داشته باشد، ناشی از گسترش تئوریهای توطئه در فضای مجازی است. به گفته زارع، پروژه هارپ اساساً طرحی پژوهشی برای مطالعه یونوسفر است و هیچ توان فیزیکی برای ایجاد شکستگی در پوسته زمین یا تحریک گسلها ندارد.
زارع توضیح میدهد: همزمانی برخی پدیدههای طبیعی مانند تغییرات جوی، طوفان، گردوغبار یا حتی برخی رخدادهای سیاسی با وقوع زلزله، باعث میشود برخی کاربران میان این پدیدهها ارتباطی غیرعلمی برقرار کنند. این نوع برداشتها بهویژه در شبکههای اجتماعی که اطلاعات درست و نادرست در کنار هم منتشر میشود، سریعتر گسترش پیدا میکند.
او نقش شبکههای اجتماعی را در گسترش چنین شایعاتی بسیار پررنگ میداند و میگوید: بسیاری از این روایتها ابتدا در کانالها و صفحات ناشناس منتشر میشوند. به گفته زارع، این صفحات معمولاً ترکیبی از اطلاعات واقعی، تحلیلهای سیاسی و ادعاهای شبهعلمی را منتشر میکنند و همین موضوع باعث میشود برخی مخاطبان آنها را باورپذیر بدانند.
گسلها در نتیجه فرایندهای بلندمدت زمینساختی و انباشت تدریجی تنش در پوسته زمین فعال میشوند و نه بر اثر انفجارهای موضعی.
زارع در ادامه به نقش برخی رسانههای فارسیزبان خارج از کشور نیز اشاره میکند و میگوید: بعضی از این رسانهها اگرچه مستقیماً ادعاهای غیرعلمی را مطرح نمیکنند، اما با طرح پرسشهای جهتدار یا دعوت از افراد غیرمتخصص میتوانند فضای تردید را تقویت کنند. او میگوید در مقابل، برخی رسانههای غیررسمی یا شبکههای ماهوارهای حتی صریحتر از اصطلاحاتی مانند «زلزله مصنوعی» یا «بمب لرزهای» استفاده میکنند.
به گفته این استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی، یکی از عوامل مهم در گسترش شایعات، تأخیر در اطلاعرسانی علمی و رسمی است. او توضیح میدهد اگر در ساعات اولیه پس از وقوع زلزله، اطلاعات دقیق و علمی بهسرعت منتشر نشود، فضای خالی ایجادشده بهسرعت با روایتهای غیرعلمی پر میشود.
زارع در پایان تأکید میکند: زلزله پدیدهای طبیعی و قابل مطالعه علمی است و در چنین شرایطی مراجعه به منابع علمی معتبر میتواند از گسترش نگرانیهای بیپایه جلوگیری کند. به گفته او تجربه نشان داده است که در بسیاری از مواقع، شایعات و روایتهای غیرعلمی حتی بیش از خود زمینلرزه میتوانند اضطراب و نگرانی در جامعه ایجاد کنند.