
اقتصاد۲۴- مسعود پزشکیان، رئیسجمهور که این روزها مدام نسخه صرفهجویی میپیچد، بار دیگر با تکیه بر آمارهای مقایسهای، انگشت اتهام ناترازی انرژی را به سمت مردم نشانه رفته است. او با بیان اینکه «ما سه برابر اروپاییها داریم برق و گاز مصرف میکنیم»، هشدار داد که ادامه این روند، کشور را در تابستان و زمستان با بحران جدی روبهرو میکند و تبعات اقتصادی آن مثل بیکاری و گرانی یقه همه را خواهد گرفت.
اگرچه در نگاه اول، توصیه به صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف حرفی منطقی و خیرخواهانه به نظر میرسد، اما وقتی این سخنان را در ترازوی واقعیتهای اقتصادی، زیرساختی و مدیریتی کشور میسنجیم، یک سوال اساسی ذهن هر شهروندی را درگیر میکند: جناب رئیسجمهور! دقیقاً کدام بخش از زیستبوم اقتصادی و تکنولوژیک ما شبیه اروپاست که حالا انتظار دارید رفتار مصرفی مردم ما با استانداردهای قاره سبز سنجیده شود؟ تکرار ترجیعبند «بدمصرفی مردم» بدون اشاره به قصورهای تاریخی دولتها در نوسازی صنایع و تکنولوژی، چیزی جز انداختن توپ در زمین مردم و پاک کردن صورتمسئله نیست.
یکی از تکنیکهای همیشگی مدیران در دهههای گذشته، استفاده از آمارهای خطی برای مقایسه ایران با کشورهای توسعهیافته است. میگویند ایرانیها چند برابر اروپاییها انرژی مصرف میکنند، اما هرگز نمیگویند که بازدهی (راندمان) سیستم انرژی در کشور ما چقدر است. در اروپا، یک واحد انرژی مصرفشده، چندین برابر ایران ارزش افزوده اقتصادی و رفاهی تولید میکند.
زمانی که از مصرف بالای برق یا گاز در بخش خانگی صحبت میشود، باید پرسید شهروند ایرانی با چه ابزاری انرژی را مصرف میکند؟ در کشورهای اروپایی، استانداردهای سختگیرانهای برای عایقبندی حرارتی ساختمانها (پنجرههای دوجداره استاندارد، دیوارهای عایق) وجود دارد. سیستمهای گرمایشی و سرمایشی با بالاترین ردههای انرژی (A++ و بالاتر) تولید میشوند. این در حالی است که در ایران، بخش عمدهای از اتلاف انرژی نه در لامپهای روشن خانهها، بلکه در شکاف دیوارها، پنجرههای غیراستاندارد و موتورخانههای فرسودهای رخ میدهد که به دلیل نبود سرمایه و عدم اجرای جدی قوانین ساختوساز، انرژی را مستقیماً به هدر میدهند. مردم ایران لزوماً «رفاهزده» یا «اسرافکار» نیستند؛ آنها در خانههایی زندگی میکنند که انرژی را هدر میدهند و چارهای جز این ندارند.
پزشکیان از مردم میخواهد کمتر مصرف کنند، اما آیا مردم حق انتخابی برای خرید کالای کممصرف دارند؟ سیاستهای انقباضی، ممنوعیت واردات کالاهای باکیفیت خارجی و انحصار در بازار لوازم خانگی باعث شده است که سبد خرید خانوادههای ایرانی پر از کالاهایی باشد که تکنولوژی آنها متعلق به دو سه دهه پیش است.
یک یخچال، کولر گازی یا پکیج ساخت داخل چقدر برق و گاز مصرف میکند و نمونه استاندارد جهانی آن چقدر؟ وقتی دولت بازار را انحصاری میکند و شهروند مجبور است خودروی پرمصرف یا وسیله سرمایشی بیکیفیت داخلی را به چند برابر قیمت جهانی بخرد، مقایسه رفتار او با شهروند اروپایی که به آخرین تکنولوژیهای فوقکممصرف دسترسی دارد، بیانصافی آشکار است. چطور میتوان از مردمی که در گرمای شدید تابستان با کولرهای آبی یا گازی فرسوده و غیراستاندارد سر میکنند، خواست که مانند اروپاییها در خانههای هوشمند مدرن رفتار کنند؟ ابزار بهینهسازی مصرف را دولتها از مردم دریغ کردهاند، اما فاکتور هزینهها و ملامت آن را به حساب مردم مینویسند.
بر اساس گزارشهای متعدد کارشناسی و آمارهای مرکز پژوهشهای مجلس، بخش عمدهای از هدررفت انرژی در ایران پیش از آنکه به دست مصرفکننده نهایی (مردم) برسد، در مسیر تولید و توزیع اتفاق میافتد. راندمان نیروگاههای حرارتی ایران به شدت پایین است و شبکه انتقال برق کشور به دلیل فرسودگی، سالانه درصد بالایی از انرژی تولیدی را در مسیر خطوط لوله و کابلها تلف میکند.
بیشتر بخوانید: تابستان سخت یا مطلوب؟ / روایت متناقض دو مقام دولتی از وضعیت تأمین برق کشور
در بخش گاز نیز وضعیت بهتر نیست؛ اتلاف گاز در شبکه توزیع و فلرینگ (سوزاندن گازهای همراه نفت در مشعلها) رقمی چشمگیر است که با بخش زیادی از ناترازی گاز کشور برابری میکند. دولتی که خود به عنوان بزرگترین کارفرما و متولی انرژی، توانایی نوسازی شبکه انتقال و افزایش راندمان نیروگاههایش را ندارد، چگونه میتواند با تکیه بر ادبیات خطابه و اندرز، بار این ناترازی را روی دوش مصرف خانگی بیندازد؟ صنایع سنگین ما مانند فولاد و سیمان نیز به دلیل عدم دسترسی به تکنولوژیهای نوین جهانی، چند برابر استانداردهای بینالمللی انرژی میبلعند. مقصر این عدم نوسازی کیست؟ مردمی که در آپارتمانهای ۵۰ متری زندگی میکنند یا ساختار مدیریتی که صنایع را درجا نگه داشته است؟
واقعیت ناگزیر اقتصاد ایران این است که بهینهسازی انرژی، یک پروژه ارزانقیمت یا صرفاً فرهنگی نیست؛ بهینهسازی نیازمند میلیاردها دلار سرمایهگذاری خارجی و انتقال تکنولوژیهای هایتک است.
تکنولوژی آبیاری قطرهای مدرن در بخش کشاورزی، توربینهای بادی و پنلهای خورشیدی پیشرفته، سیستمهای بازیافت حرارت در صنایع و نوسازی میادین گازی، همگی نیازمند تعامل زنده، پویا و مستمر با جهان هستند. تا زمانی که سایه سنگین جنگ و تحریمها بر اقتصاد کشور سنگینی میکند، اف ای تی اف (FATF) حلنشده باقی مانده و سرمایهگذار خارجی جرات ورود به بازار ایران را ندارد، سخن گفتن از اصلاح ساختار انرژی شبیه به یک شوخی است. دولتی که دستش از تکنولوژی روز دنیا کوتاه است، نمیتواند معجزه کند و در نتیجه، راحتترین کار را انتخاب میکند یعنی مقصر جلوه دادن مردم. پزشکیان که با شعار تعامل با جهان و رفع تحریمها روی کار آمد، باید بداند که ریشه حل ناترازی انرژی در وزارت امور خارجه و اصلاح سیاست خارجی است، نه در دستکاری دکمه کولر و بخاری خانهها.
قابل انکار نیست که الگوهای مصرفی در ایران نیاز به اصلاح دارد و فرهنگ مصرف آب، برق و گاز در میان برخی طبقات جامعه نیازمند بازنگری است؛ اما فرهنگ در خلاء شکل نمیگیرد. فرهنگ، محصول ساختار، آموزش و تشویقهای سیستمی است.
دولت در تمام این سالها چه اقدامات ریشهای و ملموسی برای فرهنگسازی انجام داده است؟ کدام بسته حمایتی و تشویقی واقعی برای شهروندانی که تمایل دارند خانههای خود را عایق کنند یا پنلهای خورشیدی کوچک مقیاس روی پشتبامها نصب کنند، ارائه شده است؟ در اروپا، دولتها سوبسیدهای کلانی برای خرید خودروهای برقی، نصب عایقهای حرارتی و تعویض لوازم خانگی کهنه با نو پرداخت میکنند. در ایران اما، شهروند نه تنها حمایتی دریافت نمیکند، بلکه برای خرید ابتداییترین اقلام استاندارد نیز باید با تورم کمرشکن دستوپنجه نرم کند. نمیتوان جامعه را در تنگنای شدید اقتصادی رها کرد، ابزار بهینهسازی را از او گرفت و بعد توقع داشت مثل کارشناسان محیطزیست اروپایی رفتار کند.
سخنان اخیر رئیسجمهور، متأسفانه تکرار همان دست فرمان مدیریت سنتی و محافظهکارانهای است که در دهههای گذشته آزموده شده و شکست خورده است. جامعه ایران امروز بیشتر از هر زمان دیگری تحت فشارهای معیشتی، تورم و ناامنی اقتصادی قرار دارد. انداختن بار مسئولیت ناترازی انرژی به گردن مردم و تهدید آنها به بیکاری و گرانی، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه شکاف میان ملت و دولت را عمیقتر میسازد.
آقای پزشکیان باید بپذیرد که ناترازی انرژی، بحرانی سازهای و سیستمی است. راه حل این بحران در گشودن درهای کشور به روی سرمایهگذاری خارجی، پایان دادن به انحصار بازار لوازم خانگی و خودرو، رفع تحریمها برای ورود تکنولوژیهای روز و نوسازی شبکههای فرسوده تولید و توزیع است. تا زمانی که دولت تکالیف بزرگ و کلان خود را در عرصه سیاستگذاری و دیپلماسی انجام ندهد، اصرار بر صرفهجویی مردم، چیزی جز آدرس غلط دادن و فرار از مسئولیت نخواهد بود. مردم ایران آماده همراهی هستند، اما به شرطی که ابتدا نشانههای تغییر و نوسازی را در بدنه خود دولت و صنایع تحت مدیریت آن ببینند.