
اقتصاد۲۴- ادبیات حاکم بر سخنان مسئولان به ویژه در دولت و مجلس طی روزهای گذشته به شکل ملموسی تغییر کرده است. دیگر خبری از شعارهای همیشگی مبنی بر بیاثر بودن فشارهای خارجی یا مدیریت بینقص بدون اتکا به متغیرهای بیرونی نیست. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در تازهترین اظهارات خود با ادبیاتی صریح و بیپرده از امتحان سخت پیشرو، مدیریت دشوار با وجود کسریها و ناترازیها و دغدغهاش برای پاسخگویی در پیشگاه الهی سخن میگوید.
همزمان در بهارستان نیز محسن زنگنه، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، با صراحتی بیشتر، پرده از واقعیت برمیدارد و میگوید که یک دوره سه ماهه سخت پیش رو داریم. این همنوایی در اعتراف به دشواری شرایط، نشانهای واضح از چالشهای عمیق اقتصادی و ساختاری است که به دلیل تداوم بحرانهای منطقهای و بینالمللی به اوج خود رسیدهاند. اما این صراحت لهجه دولتمردان چه معنایی برای جامعه دارد و پشت پرده این بازه زمانی دشوار چیست؟
واقعیت این است که دولت چهاردهم میراثدار مجموعهای از ناترازیهای انباشتهشده در حوزههای انرژی، بانکداری، صندوقهای بازنشستگی و از همه مهمتر، بودجه است. مسعود پزشکیان که با شعار واقعگرایی و تکیه بر نظرات کارشناسی روی کار آمد، اکنون در خط مقدم مواجهه با این بحرانها قرار دارد. او به صراحت میگوید که باید مملکت را با کسریها و ناترازیها اداره کنیم. این کسریها زمانی خود را نشان میدهند که آمارهای بهارستان حکایت از افت ملموس درآمدهای نفتی و مالیاتی کشور در ماههای ابتدایی سال دارند؛ بحرانی که بخش عمدهای از آن به دلیل محاصره اقتصادی و لجستیکی شکل گرفته که فراتر از مرزها برای کشور ایجاد شده است.
بیشتر بخوانید: دوگانههای بیپایان در روزهای پرابهام؛ از زمزمه اختلافات سیاسی تا دغدغههای معیشتی مردم
وقتی دولت با کسری بودجه ساختاری مواجه میشود، گزینههای روی میز برای اداره کشور محدودتر و سختتر میشوند و در چنین شرایطی، تأمین کالاهای اساسی، دارو و حفظ ثبات بازار کار آسانی نخواهد بود. این همان نقطهای است که مدیریت اجرایی کشور را در تنگنای شدیدی قرار داده است؛ به طوری که رئیسجمهور اعتراف میکند با این درگیریها و تحریمها، مدیریت کشور کار سادهای نیست.
برای درک عمیقتر چرایی اعلام وضعیت دشوار در ماههای پیشرو، باید به تحلیل اعضای کمیسیون برنامه و بودجه مجلس نگاه کرد که شرایط فعلی را شدیدترین پیک جنگ با آمریکا توصیف میکنند. در این تقابل فرساینده، ایران تلاش کرده با تکیه بر اهرمهای ژئوپلیتیک خود از جمله تنگه هرمز بر طرف مقابل فشار وارد کند، اما در مقابل، طرف مقابل نیز با محاصره هوشمند و فشرده، مسیرهای واردات و صادرات ایران را بیش از گذشته محدود کرده است. این انسداد و محدودیت بیسابقه در مبادلات تجاری، مستقیماً گلوی درآمدهای ارزی کشور را میفشارد و زمانی که صادرات نفت با چالش مواجه شود و واردات مواد اولیه کارخانهها و کالاهای واسطهای به سختی صورت گیرد، چرخ تولید کند شده و درآمد مالیاتی دولت نیز که به رونق بازار وابسته است، کاهش مییابد. این چرخه معیوب، تصویری واضح از همان تنگنایی است که پاستور و بهارستان را به هشدار همزمان واداشته است تا همه بدانند اداره کشور در این موقعیت تا چه حد پیچیده شده است.
یکی از مهمترین و راهبردیترین جملات رئیسجمهور در روزهای اخیر، تاکید بر این نکته بود که باید از حالت نه جنگ و نه صلح خارج شویم. این عبارت، کلید واژهای اساسی برای فهم استراتژی دولت چهاردهم است، چرا که وضعیت نه جنگ و نه صلح یعنی معلق ماندن اقتصاد در فضای نااطمینانی و حالتی که در آن نه امکان برنامهریزی بلندمدت برای توسعه وجود دارد و نه میتوان سرمایهگذاران داخلی را به ماندن در بازار ترغیب کرد. در این وضعیت فرساینده، کسبوکارها در بلاتکلیفی مطلق به سر میبرند، نرخ ارز تحت تأثیر اخبار ضد و نقیض نوسان میکند و بخش خصوصی ترغیب به سرمایهگذاری نمیشود.
دولت پزشکیان به این درک واقعبینانه رسیده است که این تعلیق، بیش از هر تحریمی میتواند پایههای اقتصادی کشور را سست کند و خروج از این وضعیت، نیازمند اتخاذ تصمیمهای شجاعانه در حوزه سیاست خارجی، گشایش کانالهای دیپلماتیک و حلوفصل بنیادین مناقشاتی است که کشور را در محاصره قرار دادهاند. روشن است که دشمن تمایل دارد ایران را در همین وضعیت تعلیق و فرسایش نگاه دارد، اما پافشاری رئیسجمهور بر تغییر این معادله، نشان از عزم دولت برای تعیینتکلیف اوضاع و پایان دادن به بلاتکلیفی بازارها دارد.
در میان این هشدارهای نگرانکننده، یک نقطه روشن و متمایز وجود دارد و آن، رویکرد صادقانه دولت با افکار عمومی است. در دورههای گذشته، بارها شاهد بودیم که مسئولان تا آخرین لحظه وقوع یک بحران دست به پنهانکاری میزدند یا تصویر رویاگونه و بدون مشکلی از اقتصاد ارائه میدادند؛ رویکردی که نتیجهای جز تخریب سرمایه اجتماعی و سلب اعتماد عمومی نداشت. اما ادبیات امروز مسعود پزشکیان، نشاندهنده یک چرخش عقلانی به سمت صداقت رسانهای است.
وقتی رئیسجمهور به صراحت از امتحان سخت و دغدغههایش برای فقر مردم سخن میگوید، در واقع در حال بازسازی پلهای شکسته میان دولت و ملت است. در این شرایط، تیم اطلاعرسانی دولت باید با تشریح دقیق محدودیتها، مردم را در جریان ناترازیهای انرژی یا بودجه قرار دهد و اگر قرار است محدودیتی در مصرف یا قطعیهای موقتی رخ دهد، باید از قبل و با زبان تکریم به مردم توضیح داده شود. این رویکرد به معنای دعوت به همراهی ملی بر پایه اعتماد است، چرا که مردم ایران بارها ثابت کردهاند که اگر احساس کنند مسئولان با آنها صادقند، سختیها را تحمل میکنند. گفتن این حقیقت که چند ماه سخت در پیش داریم، بسیار محترمانهتر و عاقلانهتر از دادن وعدههای بیسرانجامی است که چند هفته بعد خلاف آنها ثابت میشود و کسبوکارها را غافلگیر میکند.
پزشکیان در سخنان خود به درستی اشاره کرد که نمیشود ادعا کنیم مسلمان هستیم ولی در فقر و گرفتاری و مشکلات گرفتار باشیم؛ این کلمات نشان میدهد که او عمق بحران معیشتی جامعه را لمس کرده و آن را یک چالش جدی برای مشروعیت و کارآمدی تلقی میکند. از نظر او، نجات کشور از این بحرانها و طوفانها تنها یک فرمول دارد که همان وفاق، همباوری و همراهی همه قشرها، قومیتها و جنسیتهاست.
تحلیل دادههای موجود نشان میدهد که شرایط فعلی پایدار نخواهد ماند و همانطور که کارشناسان و نمایندگان مجلس اشاره کردهاند، با فرونشستن شعلههای تنشهای منطقهای و باز شدن گرههای دیپلماتیک، گشایشهای اقتصادی نیز رخ خواهند داد؛ اما تا رسیدن به آن نقطه ثبات، کشور باید از این تنگنای چند ماهه عبور کند.
این دوران سخت، بیش از آنکه نیازمند رفتارهای تند و تیز سیاسی یا مقصرتراشی باشد، نیازمند یک واقعگرایی شجاعانه در سطوح کلان تصمیمگیری و صبری آگاهانه در سطح جامعه است. دولت چهاردهم کارتهای خود را روی میز گذاشته و با مردم از سختیهای مسیر سخن گفته و اکنون زمان آن است که با پایان دادن به وضعیت بلاتکلیف نه جنگ و نه صلح، افق روشنتری برای کسبوکارها و زندگی روزمره مردم ترسیم شود تا این امتحان سخت، به ایستگاه پایانی بحرانهای پایدار تبدیل شود.