
اقتصاد۲۴- در شرایطی که مسکن به یکی از اصلیترین دغدغههای معیشتی خانوارهای کارگری تبدیل شده و بخش بزرگی از درآمد آنها را میبلعد، طرحهای کلان دولتی برای تأمین مسکن، تنها زمانی معنا پیدا میکند که از فضای «کاغذ و گزارش» خارج شده و به «کلید و خانه» تبدیل شود.
برای بسیاری از خانوارهای کارگری، مسکن دیگر تنها یک نیاز اولیه نیست، بلکه یک «جنگ روزمره» برای بقاست. آمارهای میدانی نشان میدهد که در بسیاری از شهرها، حدود نیمی از درآمد ماهانه کارگران صرف اجارهبها میشود؛ وضعیتی که باعث شده دغدغه مسکن، کیفیت زندگی و سلامت روان کارگران و خانوادههایشان را هدف قرار دهد. در این میان، هر طرحی برای کاهش این فشار، نه تنها یک مزیت، بلکه یک «ضرورت حیاتی» برای نجات بخشی از جامعه کارگری از بحران مسکن است.
در همین راستا، مجید صرفی، سرپرست معاون تعاون وزارت کار، از گامهای عملی دولت برای خروج از این وضعیت خبر داد.
وی با اشاره به تفاهمنامه مشترک وزارت راه و شهرسازی و وزارت تعاون، بر رویکردی سهجانبه (کارگر، کارفرما و دولت) تأکید کرد تا مسکن در قالبهای تملیکی، استیجاری و سازمانی تأمین شود.
بر اساس اظهارات وی، پروژه کلان ساخت ۹۴ هزار واحد مسکن کارگری در ۷ استان هدف و شهرهای استراتژیک آغاز شده است. این طرح که در قالبهای شخصیسازی، پیمانکاری و تعاونی اجرا میشود، تلاشی است تا با بهرهگیری از اراضی دولتی و مشارکت صنایع پیشران، فاصله میان کارگر و خانه اولش را کوتاه کند.
اما مسیر رسیدن به این هدف، هموار نبوده است. تحلیل وضعیت اجرایی این پروژهها نشان میدهد که با وجود آمارهای امیدوارکننده (مانند ثبت ۸۵ هزار واحد در مرحله آمادهسازی)، چالشهای ساختاریی وجود دارد که سرعت پیشرفت فیزیکی را گرفته است.
بیشتر بخوانید:خبر خوش برای حقوقبگیران؛ کمکهزینه مسکن و معیشت بازنشستگان همچنان برقرار است
از سوی دیگر، شرایط امنیتی اخیر و پیامدهای «جنگ رمضان»، ضربهای به زیرساختها و تأمین نیروی انسانی وارد کرد و باعث شد پیشرفت فیزیکی بسیاری از واحدها متوقف یا کند شود. معارضات ملکی و عدم پاسخگویی دستگاههای خدماترسان نیز لایههایی از بروکراسی را به این مسیر افزوده که در نهایت، کارگر را در انتظار میگذارد.
در مجموع، طرح مسکن کارگری با رویکردی که در تفاهمنامههای وزارت کار و راه و شهرسازی دیده میشود، ایدهای درست و راهگشاست و میتواند فشار مالی ناشی از اجارهبها را از دوش کارگران بردارد. اما باید پذیرفت که کارگر، با «تعداد واحدهای در حال آمادهسازی» یا «تفاهمنامههای چهار مادهای» سیر نمیشود.
این طرح زمانی به پیروزی میرسد که فراتر از گزارشهای اداری حرکت کند و بتواند به سرعت، راهکار عملی برای تحویل واحدها باشد. مسکن کارگری نباید در حد یک «برنامه روی کاغذ» باقی بماند؛ بلکه باید به گونهای پیش برود که در واقعیت، دغدغه مسکن را از خانوار کارگری بزند و تبدیل به پناهگاهی امن شود که در آن، نیمی از حقوق کارگر دیگر در جیب موجر نرود.