تاریخ انتشار: ۱۱:۳۰ - ۰۴ تير ۱۴۰۵

روایت فارین پالسی از سودای ترامپ برای خاورمیانه

توافق اخیر ایران و آمریکا بیش از آنکه راه‌حلی پایدار برای بحران باشد، آتش‌بسی شکننده است که به دلیل بی‌اعتمادی عمیق، اختلاف منافع بازیگران و حل‌نشدن مسائل اصلی، می‌تواند زمینه‌ساز دور تازه‌ای از تنش و درگیری در خاورمیانه شود.

ترامپ

اقتصاد۲۴- فارین پالسی با انتشار یادداشتی مدعی شد: از منظر دولت ترامپ، ۶۰ روز آینده آسان نخواهد بود. حتی حامیان رئیس‌جمهوری نیز مفاد آتش‌بس را به باد انتقاد گرفته‌اند؛ آنها رئیس‌جمهور را متهم می‌کنند که با اعطای امتیازات مالی به ایران، زمینه درآمدزایی این کشور را فراهم کرده، احتمال دریافت عوارض از تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز را افزایش داده و در عین حال هیچ تضمینی درباره برنامه هسته‌ای یا ذخایر موشکی ایران نگرفته است. از سوی دیگر، اسرائیل مدعی است حملاتش به حزب‌الله لبنان مشمول این توافق نمی‌شود و همین مساله دست‌کم به طور موقت مذاکرات آخر هفته را تحت تاثیر قرار داد. فراتر از این موارد، بیشتر مسائل دشوار به آینده موکول شده‌اند، نه اینکه حل‌وفصل شده باشند.

وضعیتی معلق میان صلح و جنگ

فارین پالسی در ادامه آورد: ماهیت توافق‌های آتش‌بس همین است؛ آنها صرفا چارچوب مذاکرات را تعیین و طرفین را به سمت توافقی گسترده‌تر هدایت می‌کنند. اما (به ادعای این نشریه) در این مورد، محتمل‌ترین نتیجه نه گشایش بزرگ دیپلماتیک، بلکه نوعی سردرگمی خشونت‌بار است؛ وضعیتی که در آن خشونت‌های پراکنده و محدود، هر از گاهی تکرار می‌شوند.

در اینجا مناسب‌ترین مقایسه توافق اسلام‌آباد نه با برجام، بلکه با طرح صلح غزه در سال ۲۰۲۵ است. آن توافق که با هدایت ترامپ شکل گرفت، در ابتدا یک موفقیت دیپلماتیک چشمگیر به نظر می‌رسید و ظاهرا به جنگی فرسایشی و ویرانگر پایان می‌داد. اما در عمل، توافق غزه بیش از آنکه یک راه‌حل واقعی باشد، چارچوبی برای ادامه درگیری‌های محدود بود.  بدین معنا که هیچ‌یک از وعده‌های بلندمدت طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ – از بازسازی غزه گرفته تا خلع سلاح این منطقه و استقرار نیروی بین‌المللی تثبیت‌کننده – اجرایی نشده است.

از زمان آتش‌بس با حماس در اکتبر گذشته، عملیات اسرائیل در غزه به کشته شدن بیش از هزار فلسطینی منجر شده و تل‌آویو در مقاطعی ارسال کمک‌های بشردوستانه را محدود یا متوقف کرده است. با این حال، این خشونت‌ها به جنگی تمام‌عیار تبدیل نشده‌اند و طرف‌ها در وضعیتی میان صلح و جنگ، بدون هیچ راه‌حل سیاسی روشنی، به مسیر خود ادامه می‌دهند.

تکرار برجام ۲؟

این نشریه در ادامه آورد: پرونده هسته‌ای ایران نیز دقیقا همین ویژگی را دارد. اینکه ایران چه میزان پول دریافت خواهد کرد، منابع این پول از کجا تامین می‌شود و آیا غنی‌سازی یا انباشت مواد هسته‌ای ادامه خواهد یافت یا نه، پرسش‌هایی هستند که پاسخ روشنی برای آنها وجود ندارد. هر دو طرف نیز انگیزه دارند طرف مقابل را به دادن امتیاز متهم کنند.

ترامپ سال‌ها برجام را هدف حملات سیاسی خود قرار داد و دولت او نسبت به هرگونه شباهت میان توافق جدید و برجام حساسیت شدیدی دارد. به همین دلیل، بعید است واشنگتن به فعالیت هسته‌ای ایران که امکان غنی‌سازی بلندمدت را فراهم کند یا ذخایر موجود را در داخل ایران نگه دارد، به آسانی تن دهد. نبود تضمین‌ها و سازوکارهای نظارتی مشخص در توافق فعلی، این انتقادات را تشدید خواهد کرد.

همزمان مساله مالی نیز بر پیچیدگی‌ها می‌افزاید. مخالفان توافق معتقدند هرگونه منابع مالی آزادشده می‌تواند صرف حمایت از گروه‌هایی مانند حزب‌الله، بازسازی توان موشکی ایران یا خنثی کردن اهداف جنگ اخیر شود. در واقع، چارچوب توافق نشان می‌دهد واشنگتن حاضر شده امتیازات اقتصادی بیشتری نسبت به دوران اوباما ارائه کند.

با این حال، همانند غزه، هیچ‌یک از طرفین خواهان بازگشت به جنگی فراگیر نیستند. ایران در میانه درگیری‌ها با بستن تنگه هرمز ضربات سنگینی به اقتصاد خود وارد کرد. این در حالی است که این جنگ برای آمریکا و متحدانش نیز هزینه‌زا بود. تهدیدها و حتی حملات محدود ممکن است ادامه پیدا کنند، اما جنگ تمام‌عیار به سود هیچ طرفی نیست.

برای درک رویکرد ایران در مذاکرات آینده باید توجه داشت که نگاه راهبردی تهران تغییر کرده است. مقام‌های رسمی ایران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که آمریکا فقط زبان قدرت را می‌فهمد و ایران باید و می‌تواند در برابر آن بایستد. این تغییر نگرش، تهران را سرسخت‌تر کرده است. ایران همواره مذاکره‌کننده‌ای دشوار بوده، اما شرایط کنونی این ویژگی را تشدید کرده است. در همین راستا می‌توان گفت که توانایی ایران در هدف قرار دادن متحدان آمریکا در خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، همچنان یک اهرم راهبردی مهم محسوب می‌شود. تهران نشان داده که می‌تواند از این ابزارها برای اعمال فشار بر کشورهای منطقه یا حتی واشنگتن استفاده کند. همچنین، دریافت عوارض یا هر عنوان مشابه دیگر از تردد دریایی، می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی آمریکا را جبران کند.

مشکل عمیق‌تر، فقدان اعتماد است. تهران خروج آمریکا از برجام را به خاطر دارد؛ آن هم در شرایطی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پایبندی ایران به توافق را تایید کرده بود. همچنین، از نگاه ایران، مذاکرات سال ۲۰۲۵ پوششی برای حمله اسرائیل فراهم کرد. در نتیجه، رهبران ایران احتمالا نسبت به حسن نیت واشنگتن تردید دارند و بعید می‌دانند هر توافقی دوام طولانی داشته باشد.

اسرائیل نیز با وجود آنکه منافع حیاتی‌تری نسبت به آمریکا در این پرونده دارد، از روند مذاکرات کنار گذاشته شده است. هرچند واشنگتن و تل‌آویو هر دو با برنامه هسته ای ایران مخالف‌اند، اما اولویت‌های آنها متفاوت است؛ آمریکا بیش از همه نگران تنگه هرمز است، در حالی که اسرائیل بر برنامه موشکی و محور مقاومت حامی ایران تمرکز دارد.

نقش مخرب اسرائیل

به نوشته فارین پالسی همزمان اسرائیل در آستانه انتخابات قرار دارد و بنیامین نتانیاهو همه تحولات سیاست خارجی را از منظر پیامدهای داخلی آن می‌سنجد. در اسرائیل این تصور وجود دارد که توافق اخیر به نفع ایران است و همین موضوع به ضرر نتانیاهو تمام می‌شود. در سطحی عمیق‌تر، اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون درگیر جنگی چندجبهه‌ای بوده است؛ از ایران، لبنان و غزه گرفته تا سوریه، کرانه باختری و یمن.

این بازیگر به تدریج به دنبال حضور نظامی دائمی و مناطق حائل در چند جبهه است؛ رویکردی که عملا دستیابی به صلح را با عمق راهبردی جایگزین می‌کند. بر این اساس، اسرائیل ممکن است به عامل اخلال در روند توافق تبدیل شود؛ آن هم از طریق حمله به حزب‌الله یا حفظ رویکرد تهاجمی خود. در مقابل، ایران نیز ممکن است بار دیگر از اهرم تنگه هرمز یا فشار بر متحدان آمریکا استفاده کند تا واشنگتن را به مهار اسرائیل وادار سازد. این شکاف‌ها فراتر از روابط آمریکا و اسرائیل است.

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز با نگرانی شاهد آن بوده‌اند که آمریکا نتوانست از آنها در برابر حملات ایران محافظت کند و اکنون نیز توافقی را دنبال می‌کند که محدودیتی برای بازسازی توان نظامی ایران ایجاد نمی‌کند. به همین دلیل، ممکن است در آینده بیش از گذشته به سیاست موازنه‌گری روی آورند و اتکای خود به تضمین‌های امنیتی آمریکا را کاهش دهند.

متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا نیز ناراضی هستند. آنها نه در تصمیم جهت حمله به ایران مشارکت داشتند و نه در جریان آن قرار گرفتند، اما پس از آن با درخواست‌های واشنگتن برای مشارکت در تامین امنیت تنگه هرمز مواجه شدند. مجموعه این تحولات، تردیدها درباره اعتبار رهبری آمریکا را افزایش داده است.

در نهایت، بزرگ‌ترین ابهام این است که آمریکا واقعا چه هدفی را در خاورمیانه دنبال می‌کند. جنگ اخیر نشان داد واشنگتن همچنان ناگزیر از توجه به منطقه است، اما راهبرد کلان دولت ترامپ بر کاهش اهمیت خاورمیانه تاکید دارد. خاورمیانه اما سابقه طولانی در ناکام گذاشتن راهبردهای حداقلی آمریکا دارد.

توافق با ایران نیز در فضایی شکل خواهد گرفت که تحت تاثیر نوسانات سیاست آمریکا، عملیات نظامی اسرائیل، فعالیت‌های ایران، سیاست‌های موازنه‌جویانه کشورهای خلیج فارس و نارضایتی متحدان غربی است. در چنین شرایطی، عبارات مبهم درباره «پیشرفت‌های آینده» نمی‌تواند بازیگرانی را که منافع متفاوت و اعتماد اندکی به یکدیگر دارند، برای مدت طولانی کنار هم نگه دارد.

منبع: تجارت نیوز
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار