
اقتصاد۲۴- این گزارش که بر پایه دادههای کاربران بیش از ۱۵۰ کشور، ۱۴۰ زبان، ۸۰۰ شغل و حدود چهار هزار وظیفه شغلی تدوین شده، از نگاه گوگل یکی از جامعترین مطالعات انجامشده درباره اثر هوش مصنوعی بر اقتصاد و بازار کار به شمار میرود. این شرکت معتقد است آینده اقتصاد هوش مصنوعی تنها با پیشرفت مدلهای زبانی شکل نخواهد گرفت و درک نحوه استفاده واقعی کاربران از این فناوری، اهمیت بسیاری دارد.
یکی از مهمترین یافتههای گزارش نشان میدهد هوش مصنوعی به بخش قابل توجهی از بازار کار راه یافته است. بر اساس دادههای گوگل، استفاده از AI در ۶۸ درصد مشاغل مشاهده شده؛ مشاغلی که در مجموع حدود ۹۰ درصد نیروی کار ایالات متحده را شامل میشوند.
با این حال، استفاده از هوش مصنوعی درون هر شغل هنوز محدود است. گزارش نشان میدهد کاربران به طور متوسط تنها برای حدود ۲۱ درصد وظایف شغلی خود از AI کمک میگیرند. به بیان دیگر، هوش مصنوعی هنوز جایگزین شغلها نشده، بلکه در بخشهایی از فرآیند انجام کار نقش مکمل را ایفا میکند.
همچنین دادههای گوگل نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد تعاملات کاربران به انجام کامل و خودکار یک وظیفه منجر میشود و عمده استفاده از هوش مصنوعی همچنان در حوزههایی مانند ایدهپردازی، تدوین استراتژی، جستوجو و یادگیری متمرکز است.
بر اساس دادههای منتشرشده، بیش از ۸۶ درصد تعاملات کاربران با Gemini خارج از محیطهای کاری انجام میشود. کاربران از هوش مصنوعی برای تحقیق پیش از خرید، مقایسه کالاها و خدمات، استفاده از لوازم خانگی، انجام امور اداری کمک میگیرند.
گوگل معتقد است این دسته از فعالیتها معمولاً در شاخصهای متعارف اقتصادی اندازهگیری نمیشوند، اما در عمل زمان، هزینه و اصطکاک انجام بسیاری از فعالیتهای روزمره را کاهش میدهند.
نسخه نخست ATLAS دادههایی از بیش از ۱۵۰ کشور و منطقه را در بر میگیرد. نکته قابل توجه اینکه زبان انگلیسی تنها حدود یک سوم تعاملات کاربران را تشکیل میدهد و بخش عمدهای از کاربران حتی در انجام وظایف تخصصی نیز از زبان مادری خود استفاده میکنند.
احسان رفیعی مدیر ارشد فنی در این باره میگوید: اگر بخواهم تنها یک پیام از گزارش ATLAS استخراج کنم، آن پیام این است که این گزارش بیش از آنکه درباره «هوش مصنوعی» باشد، درباره «رفتار کاربران» است.
دادههای گوگل نشان میدهد مردم برای استفاده از هوش مصنوعی وارد Gemini نمیشوند؛ آنها برای حل یک مسئله مشخص به سراغ آن میروند. گاهی این مسئله نوشتن یک متن است، گاهی عیبیابی یک خودرو و گاهی انتخاب میان چند گزینه پیش از خرید.
این تفاوت، از نگاه طراحی محصول بسیار مهم است. تمرکز از «قابلیتهای مدل» به «مسئلهای که کاربر قصد حل آن را دارد» منتقل شده است.
از سوی دیگر، حضور کاربران از مشاغل کاملاً متفاوت نشان میدهد آینده محصولات AI احتمالاً در ارائه یک تجربه یکسان برای همه کاربران نخواهد بود. هرچه محصول بتواند زمینه فعالیت، نیاز و هدف کاربر را بهتر درک کند، ارزش بیشتری ایجاد خواهد کرد.
اما مهمترین بخش گزارش برای من، استفاده گسترده کاربران از هوش مصنوعی در تصمیمهای روزمره بود. بخش قابل توجهی از تعاملات کاربران به تحقیق پیش از خرید، مقایسه گزینهها و انجام امور اداری اختصاص دارد؛ موضوعی که نشان میدهد کاربران صرفاً به دنبال دریافت توضیحات نیستند، بلکه میخواهند با اطمینان بیشتری تصمیم بگیرند.
این روند میتواند زمینه شکلگیری نسل جدیدی از استارتاپهای مبتنی بر هوش مصنوعی را فراهم کند؛ محصولاتی که به جای تمرکز بر تولید محتوا، نقش «دستیار تصمیمیار» را ایفا میکنند. محصولاتی که دادهها را تحلیل میکنند، گزینهها را مقایسه میکنند، مزایا و معایب را توضیح میدهند و به کاربران کمک میکنند تصمیمهای دقیقتر و آگاهانهتری بگیرند.
اگر این مسیر ادامه پیدا کند، مزیت رقابتی آینده تنها در مدلهای بزرگتر یا تعداد پارامترهای بیشتر خلاصه نخواهد شد؛ بلکه در محصولاتی خواهد بود که بتوانند کیفیت تصمیمگیری کاربران را بهبود دهند. شاید مهمترین پیام گزارش گوگل نیز همین باشد؛ آینده اقتصاد هوش مصنوعی، تنها با توانایی پاسخ دادن تعریف نمیشود، بلکه با توانایی کمک به تصمیمگیری معنا پیدا میکند.