
اقتصاد۲۴- جنگ اخیر ایران و آمریکا، تنها رویارویی جنگندهها، پهپادها و سامانههای پدافندی نبود؛ این جنگ به میدان آزمون نسل جدید موشکهای زمینپایه دو کشور نیز تبدیل شد. در میان دهها سامانه و موشک بهکاررفته، سه نام بیش از همه در گزارشهای رسانههای بینالمللی، اندیشکدههای نظامی و تحلیلهای کارشناسان تکرار شد؛ خیبرشکن در سمت ایران و PrSM و ATACMS در سمت آمریکا.
به گزارش فرارو، اگرچه هیچیک از دو طرف آمار رسمی تعداد شلیک هر موشک را منتشر نکردهاند، اما بررسی گزارشهای منتشرشده از سوی مراکزی مانند CSIS، ISW، Financial Times، Wall Street Journal و بیانیههای فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) نشان میدهد این سه موشک، مهمترین ابزارهای زمینپایه دو طرف در جریان درگیری بودند. اما این موشکها چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند و عملکرد آنها در میدان واقعی جنگ چه تصویری از دکترین نظامی ایران و آمریکا ارائه میدهد؟
خیبرشکن یکی از جدیدترین اعضای خانواده موشکهای بالستیک سوخت جامد ایران است که نخستین بار در سال ۲۰۲۲ رونمایی شد. این موشک با برد حدود ۱۴۵۰ کیلومتر، برای هدف قرار دادن پایگاههای نظامی، مراکز فرماندهی، فرودگاههای نظامی و زیرساختهای راهبردی در عمق خاک دشمن طراحی شده است.
در جریان جنگ اخیر، نام خیبرشکن بیش از هر موشک بالستیک ایرانی دیگر در گزارشهای رسانههای غربی دیده شد. تحلیلگران علت این موضوع را ترکیبی از چند عامل میدانند؛ برد مناسب برای پوشش اهداف منطقهای، سوخت جامد و آمادهسازی سریع، قابلیت شلیک از پرتابگرهای متحرک و هزینه کمتر نسبت به برخی موشکهای پیشرفتهتر مانند فتاح.
یکی از مهمترین ویژگیهای خیبرشکن، مانورپذیری در مرحله نهایی پرواز است. این ویژگی رهگیری آن را برای سامانههای دفاع موشکی پیچیدهتر میکند، هرچند مقامهای آمریکایی و اسرائیلی ادعا کردهاند بخش زیادی از موشکهای شلیکشده رهگیری شدهاند. با این همه، تصاویر منتشرشده از اصابت این موشکها نشان از عبور موفق از لایههای دفاعی است.
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، ایران در این جنگ تلاش کرد با ترکیب خیبرشکن، موشکهای دیگر و پهپادهای انتحاری، سامانههای دفاعی طرف مقابل را اشباع کند؛ رویکردی که سالهاست در دکترین موشکی ایران دیده میشود.
در سوی مقابل، آمریکا بیش از هر سامانه زمینپایهای از HIMARS استفاده کرد؛ اما نکته مهم این است که HIMARS خود یک موشک نیست، بلکه یک پرتابگر متحرک است که میتواند انواع مختلفی از موشکها را شلیک کند.
در جنگ اخیر، دو موشک بیش از همه با HIMARS دیده شدند؛ ATACMS و PrSM.
ATACMS که از دهه ۱۹۹۰ وارد خدمت ارتش آمریکا شده، موشکی با برد حدود ۳۰۰ کیلومتر است و سالها ستون اصلی توان تهاجمی زمینپایه ارتش آمریکا محسوب میشد. این موشک در جنگهای عراق، افغانستان و اوکراین نیز سابقه استفاده عملیاتی دارد.
اما ستاره اصلی این جنگ، PrSM بود؛ موشکی که برای جایگزینی ATACMS توسعه یافته و نخستین تجربه عملیاتی خود را در این درگیری پشت سر گذاشت. برد PrSM بیش از ۵۰۰ کیلومتر اعلام شده و هر سامانه HIMARS میتواند به جای یک موشک ATACMS، دو فروند PrSM حمل کند؛ موضوعی که قدرت آتش این سامانه را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
بیشتر بخوانید:سامانه دفاع هوایی جدید HQ-۱۶F چین با طراحی آیرودینامیک خاص عملیاتی شد
ارتش آمریکا PrSM را برای حملات دقیق به مراکز فرماندهی، سامانههای موشکی، سایتهای راداری و اهداف دریایی به کار گرفت؛ یعنی همان مأموریتهایی که پیشتر عمدتاً بر عهده جنگندهها یا موشکهای کروز بود.
اگرچه خیبرشکن و PrSM هر دو موشکهای بالستیک سوخت جامد هستند، اما برای دو نوع جنگ کاملاً متفاوت طراحی شدهاند.
خیبرشکن یک موشک راهبردی است. هدف آن حمله به اهدافی در فاصله بیش از هزار کیلومتر و وارد کردن خسارت به زیرساختهای مهم نظامی است. در واقع این موشک بخشی از راهبرد بازدارندگی ایران محسوب میشود؛ راهبردی که بر توانایی حمله به پایگاههای آمریکا و متحدانش در منطقه استوار است.
در مقابل، PrSM و ATACMS سلاحهایی عملیاتی و تاکتیکی هستند. این موشکها برای پشتیبانی از عملیات زمینی، انهدام سامانههای پدافندی، مراکز فرماندهی و اهداف حساس در عمق چندصد کیلومتری طراحی شدهاند و بخشی از شبکه گسترده فرماندهی و کنترل ارتش آمریکا به شمار میروند.
تفاوت دیگر، نحوه استفاده از این موشکهاست. خیبرشکن معمولاً از پرتابگرهای اختصاصی خود شلیک میشود، اما PrSM و ATACMS تنها بخشی از مهمات HIMARS هستند. همین موضوع باعث میشود ارتش آمریکا بتواند بسته به مأموریت، نوع موشک مورد نیاز را انتخاب کند.
از جانب ایران، موشک خیبرشکن در جنگ اخیرا در یک سیستم یکپارچهای عمل میکرد که هدف آن افزایش هزینههای عملیات نظامی دشمن بود. خیبرشکن موشکی با قابلیتهای منعطف و دقت بالاست که در این جنگ به خوبی نشان داد از پس مأموریتهای «حمله انبوه و اشباع دفاع موشکی» برمیآید. این موشک به ویژه در حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه موفق عمل کرد و به بازیگری اصلی در این زمینه بدل شد.
در مقابل موشکهای PrSM و ATACMS برای هدف قرار دادن مراکز ارتباطی، زیرساختها و پستها فرماندهی بکار برده شد و گزارشهای منتشر شده حکایت از آن دارد که این سلاحها کماکان در برابر موشکهای هواپایه و کروز سهم کمتر و حتی نچندان مهمی در عملیات آفندی را به خود اختصاص دادهاند. برخی گزارشها نیز مدعی هستند استفاده از سامانه موشکی هیمارس در جنگ اخیر برای ایجاد توازن محدود در استفاده از موشکهای استراتژیکتر ارتش آمریکا همچون تاماهاک بوده است.
آنچه به کمیت استفاده و همچنین میزان اثرگذاری در جنگ مربوط است، خیبرشکن را در جایگاهی ممتازتر قرار میدهد. این موشک نقش خود را به عنوان آسیب زننده به پایگاههای نظامی و زیرساختها در منطقه است، با میزان قابل اعتنایی برآورده کرده است، اما در مقابل موشکهای سامانه هیمارس عملا از همان ابتدا نقشی فرعی در جنگ داشتهاند.