
اقتصاد۲۴- فارن افرز با انتشار یادداشتی نوشت: ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در پایان ماه ژوئن بار دیگر با اطمینان اعلام کرد که روسیه سرانجام در جنگ اوکراین پیروز خواهد شد. او گفت نیروهای روسی در امتداد جبههای نزدیک به ۱۳۰۰ کیلومتر همچنان در حال پیشروی هستند و هر روز مناطق بیشتری از خاک اوکراین را تصرف میکنند. به گفته پوتین، اگرچه حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای نفت و زیرساختهای حیاتی روسیه «مشکلاتی» ایجاد کرده، اما این حملات تاثیری بر روند کلی جنگ نخواهد گذاشت و روسیه خود را با شرایط جدید تطبیق خواهد داد.
اگر این سخنان حدود ۲۰ ماه پیش بیان میشد، خوشبینی پوتین چندان دور از واقعیت نبود. در آن زمان، دونالد ترامپ که تازه به کاخ سفید بازگشته بود، بارها از مسکو تمجید و از کییف انتقاد میکرد و نیروهای روسیه نیز با وجود سرعت پایین، بهتدریج در میدان نبرد پیشروی میکردند. در چنین شرایطی، کرملین سه سناریو برای پایان جنگ در اختیار داشت.
سناریوهای شکست خورده پوتین
فارن افرز در ادامه به سناریوهای پوتین اشاره کرد و مدعی شد: بر اساس «طرح A» کرملین امیدوار بود با همکاری دولت ترامپ، اوکراین را وادار کند توافقی را بپذیرد که شرایط آن در مسکو تدوین شده است. در «طرح B» پوتین قصد داشت منتظر بماند تا ترامپ حمایت آمریکا از اوکراین را متوقف کند و راه برای پیروزی نظامی روسیه هموار شود. اگر هیچیک از این دو مسیر نتیجه نمیداد، «طرح C» روی میز قرار داشت؛ ادامه جنگ تا زمانی که روسیه بتواند در میدان نبرد اوکراین را فرسوده و شکست دهد.
اما اکنون شرایط بهطور محسوسی تغییر کرده است. طرح A شکست خورده و پوتین حتی در آخرین مصاحبه خود نامی از ترامپ نبرد. طرح B نیز به نتیجه نرسید؛ زیرا اگرچه کاخ سفید بخشی از کمکهای نظامی به اوکراین را متوقف کرد، اما همچنان اطلاعات اطلاعاتی حیاتی را در اختیار کییف قرار میدهد و تحریمهای روسیه را حفظ کرده است. همزمان، کشورهای اروپایی بخش مهمی از کمکهای قطعشده آمریکا را جبران کردهاند و امروز اوکراین از نظر نظامی نسبت به سال گذشته در موقعیت بهتری قرار دارد.
در مقابل، روسیه با مشکلات فزایندهای روبهرو شده است. ارتش این کشور بیش از آنکه نیرو جذب کند، سرباز از دست میدهد، پیشرویهایش در جبهه کند شده و اقتصاد نیز تحت فشار قرار گرفته است. به همین دلیل، طرح C نیز که بر فرسوده کردن اوکراین و پیروزی در یک جنگ طولانی استوار بود، دیگر مطابق انتظار کرملین پیش نمیرود.
با این حال، شکست این سه راهبرد به معنای تغییر مسیر پوتین نیست. هرچند روسیه با مشکلات جدی مواجه است، اما همچنان توان اقتصادی، نیروی انسانی و ظرفیت تسلیحاتی لازم برای ادامه جنگ را در اختیار دارد و همزمان به دنبال راههایی تازه برای بازپس گرفتن ابتکار عمل است. هرچند بخشی از نخبگان روسیه خواهان دستیابی به یک راهحل سیاسی هستند، اما هیچ نشانهای وجود ندارد که پوتین آماده شنیدن این صداها باشد. از این رو، چشمانداز پایان جنگ همچنان دور از دسترس به نظر میرسد.
پیروزی که به شکست انجامید
وقتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ به کاخ سفید بازگشت، کرملین تصور میکرد در آستانه یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک قرار گرفته است. ترامپ در جریان رقابتهای انتخاباتی ۲۰۲۴ وعده داده بود که جنگ اوکراین را «ظرف ۲۴ ساعت» پایان خواهد داد و پس از ورود به کاخ سفید نیز تلاش کرد دولت اوکراین را برای پذیرش بخشی از خواستههای روسیه تحت فشار قرار دهد.
در فوریه ۲۰۲۵، ترامپ از ولودیمیر زلنسکی خواست فورا با آتشبسی با روسیه موافقت کند و حتی تلویحا کییف را مسئول آغاز جنگ دانست. پس از مخالفت زلنسکی، واشنگتن برای مدتی تبادل اطلاعات و بخشی از کمکهای نظامی به اوکراین را متوقف کرد. اندکی بعد، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام کرد که ایالات متحده در حال کاهش حضور خود در اروپا است. در اوت ۲۰۲۵ نیز ترامپ و پوتین در آلاسکا دیداری دوستانه برگزار کردند و ترامپ پس از آن بار دیگر زلنسکی را عامل اصلی ادامه جنگ معرفی کرد.
در همان زمان، روند تحولات اقتصادی و نظامی نیز اعتمادبهنفس پوتین را تقویت میکرد. اقتصاد روسیه در سال ۲۰۲۴ با رشد ۴.۳ درصدی، عمدتاً به لطف افزایش تولیدات نظامی و مصرف داخلی، عملکردی فراتر از انتظار داشت. هرچند تورم بالا بود، اما همچنان تحت کنترل قرار داشت. از سوی دیگر، ارتش روسیه بیش از تعداد تلفات خود نیرو جذب میکرد، در حالی که ارتش اوکراین با کمبود نیروی انسانی روبهرو بود.
اگرچه پیشروی تدریجی روسیه در دونباس بهای سنگینی از نظر تلفات انسانی داشت، اما کرملین این هزینه را قابلقبول میدانست، زیرا همچنان در حال پیشروی بود. تنها در سال ۲۰۲۴، روسیه حدود ۱۶۰۰ مایل مربع از خاک اوکراین را تصرف کرد. همچنین تولید پهپادهای روسیه تقریبا با اوکراین برابری میکرد و مسکو از آنها به شیوههایی خلاقانه استفاده میکرد. در تولید تسلیحات متعارف مانند گلولههای توپخانه و موشک نیز روسیه فاصله قابلتوجهی با اوکراین و حتی حامیان غربی آن داشت. از نگاه کرملین، پیروزی روسیه اجتنابناپذیر به نظر میرسید.
اما به نوشته فارن افرز، پوتین بار دیگر گرفتار اعتمادبهنفس بیش از حد شد. او همچنان بر خواستههایی پافشاری میکرد که ترامپ یا توان تحقق آنها را نداشت یا اساسا حاضر به پذیرششان نبود؛ از جمله واگذاری بخشهایی از دونباس که هنوز در کنترل اوکراین قرار داشت و محدود شدن بخش مهمی از حاکمیت این کشور.
در همین حال، دو نماینده اصلی ترامپ برای مذاکره با روسیه، یعنی استیو ویتکاف و جرد کوشنر، تجربه چندانی در دیپلماسی بینالمللی نداشتند و نتوانستند روندی جدی برای مذاکرات ایجاد کنند. بهتدریج، نگاه مقامهای کرملین نسبت به هر دو نفر منفی شد و در نهایت طرح A بدون دستیابی به نتیجه شکست خورد.
با وجود این، پوتین هنوز به طرح B امیدوار بود؛ اینکه ترامپ بهتدریج اوکراین را رها کند. ترامپ در مارس ۲۰۲۵ ارسال رایگان تسلیحات آمریکایی به اوکراین را بهطور کامل متوقف کرد و تا ژوئیه همان سال نیز کمکهای مالی واشنگتن به کییف را به صفر رساند.
ماحصل دیپلماسی فعال اوکراین
اما دیپلماسی فعال اوکراین و متحدان اروپاییاش مسیر را تغییر داد. آنها توانستند ترامپ را متقاعد کنند که تبادل اطلاعات امنیتی با کییف را ادامه دهد و فروش تسلیحات آمریکایی به اوکراین از طریق برنامهای با تامین مالی اروپا حفظ شود. کشورهای اروپایی نیز جای خالی کمکهای مالی آمریکا را پر کردند و علاوه بر آن، با تامین سرمایه، فناوری و ایجاد مراکز امن تولید در خاک اتحادیه اروپا، به اوکراین امکان دادند تولید پهپادها و موشکهای خود را گسترش دهد.
همزمان، ترامپ نیز بهدلیل سرسختی پوتین و امتناع او از هرگونه امتیازدهی، بهتدریج از کرملین فاصله گرفت. او نهتنها تحریمهای موجود علیه روسیه را حفظ کرد، بلکه دو غول نفتی این کشور، روسنفت و لوکاویل، را نیز در فهرست تحریمها قرار داد؛ اقدامی که منابع مالی مورد نیاز کرملین برای ادامه جنگ را بیش از پیش تحت فشار قرار داد.
با ناکامی طرحهای A و B، پوتین اجرای طرح C را در پیش گرفت؛ یعنی دستیابی به پیروزی از طریق ادامه جنگ و فرسوده کردن اوکراین. اما این راهبرد نیز بهتدریج با چالشهای جدی روبهرو شده است. به نوشته این نشریه عملکرد ارتش روسیه بهوضوح رو به ضعف گذاشته است. این کشور در سال ۲۰۲۵، با وجود تحمل تلفات بسیار سنگین، بیش از ۱۶۰۰ مایل مربع از خاک اوکراین را تصرف کرد؛ اما در شش ماه نخست سال جاری، میزان پیشروی آن به حدود ۲۵۰ مایل مربع محدود شده است.
یکی از دلایل کاهش سرعت، تقویت خطوط دفاعی اوکراین با استحکامات و میدانهای مین جدید است. در کنار آن، اوکراین موفق شده محدودهای را که تحلیلگران از آن با عنوان «منطقه کشتار» یاد میکنند، گسترش دهد؛ منطقهای در امتداد خط مقدم که در آن نیروهای روسی تقریبا بلافاصله توسط پهپادهای اوکراینی شناسایی و هدف قرار میگیرند.
نتیجه این وضعیت، افزایش چشمگیر تلفات روسیه بوده است. هرچند آمار رسمی منتشر نمیشود، اما مایکل کافمن، تحلیلگر نظامی بنیاد کارنگی، معتقد است شمار کشتههای ارتش روسیه در ۱۸ ماه گذشته بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
چالشهای پیش روی روسیه
کرملین همزمان با مشکلات دیگری نیز دستوپنجه نرم میکند. اوکراین حملات میانبرد موفقی علیه خطوط تدارکاتی و مسیرهای انتقال تجهیزات روسیه انجام داده که روند پیشروی ارتش این کشور را کندتر کرده است. همچنین کییف دامنه حملات دوربرد خود را گسترش داده و مراکز تولید تسلیحات، بنادر نفتی، پالایشگاهها و دیگر زیرساختهای مهم در عمق خاک روسیه را هدف قرار داده است.
در نتیجه این حملات، حدود یکسوم ظرفیت پالایش نفت روسیه از مدار خارج شده و این موضوع به کمبود بنزین، سهمیهبندی سوخت و تشکیل صفهای طولانی در جایگاههای سوخت از ماه ژوئن تا اواخر ژوئیه انجامیده؛ وضعیتی که احتمالا با ازسرگیری حملات اوکراین دوباره تکرار خواهد شد.
اوکراین همچنین دامنه عملیات خود را به بخشهای اقتصادی روسیه نیز گسترش داده است. در ماه ژوئیه، انبارهای شرکت Wildberries، بزرگترین فروشگاه اینترنتی روسیه، هدف حملات قرار گرفت؛ اقدامی که علاوه بر تاثیر بر هزاران کسبوکار کوچک و متوسط وابسته به این شرکت، جنگ را بیش از گذشته به شهروندان روس تحمیل کرد.
در همین حال، کییف تلاش برای منزوی کردن شبهجزیره کریمه را تشدید و مسیرهای انتقال سوخت و تاسیسات تولید برق در این منطقه اشغالی را هدف قرار داده است. پهپادهای اوکراینی همچنین نفتکشها و کشتیهای باری روسیه را در دریای سیاه و دریای آزوف هدف میگیرند تا صادرات نفت و غلات این کشور را مختل کنند.
این حملات، فشار قابلتوجهی بر اقتصاد روسیه وارد کرده است. بر اساس پیشبینی رسمی دولت، رشد تولید ناخالص داخلی روسیه در سال ۲۰۲۶ تنها ۰.۴ درصد خواهد بود. تورم نیز روندی صعودی دارد و بانک مرکزی برای مهار آن، نرخ بهره را روی ۱۴ درصد حفظ کرده؛ نرخی که دریافت وام را برای بسیاری از شرکتها بسیار پرهزینه کرده و سرمایهگذاری را کاهش داده است.
نگرانکنندهتر از همه، افزایش کسری بودجه دولت است. در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶، کسری بودجه روسیه به ۷۳ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که از کل کسری پیشبینیشده برای تمام سال، یعنی ۴۸.۵ میلیارد دلار، نیز فراتر رفته است.
گزینههای اندک کرملین
اگرچه درگیری آمریکا با ایران درآمدهای نفتی روسیه را افزایش داده، اما ناظران معتقدند این افزایش برای جبران فشارهای مالی جنگ کافی نیست. ذخایر ارزی حاصل از سالها صادرات انرژی نیز تقریبا به پایان رسیده و کرملین برای تامین هزینههای جنگ ناچار شده است بودجه بخشهای غیرنظامی را کاهش دهد و همزمان از بازار داخلی استقراض کند؛ آن هم در شرایطی که سرمایهگذاران برای خرید اوراق قرضه روسیه نرخ سود بالاتری مطالبه میکنند.
این فشارهای اقتصادی، بهتدریج بر افکار عمومی نیز اثر گذاشته است. به نوشته فارن افرز، مشکلات معیشتی، خاموشیهای برق، محدودیتهای اینترنت و خستگی ناشی از تداوم جنگ، باعث شده محبوبیت پوتین از حدود ۸۰ درصد در ابتدای سال به ۶۶ درصد در اواسط ژوئیه کاهش یابد. نظرسنجیها نیز نشان میدهد شهروندان روسیه نسبت به آینده جنگ و توانایی دولت برای دستیابی به پیروزی، بیش از گذشته دچار تردید و نگرانی شدهاند.
با وجود ناکامی سه راهبرد قبلی، ممکن است دولتهای غربی تصور کنند اکنون زمان مناسبی برای دستیابی به یک توافق سیاسی فرا رسیده است. اما شواهد موجود چنین برداشتی را تایید نمیکند.
پوتین در تمام سخنرانیها و اظهارنظرهای اخیر خود نشان داده که اهدافش هیچ تغییری نکرده است. علاوه بر این، پوتین همچنان ابزارهای لازم برای ادامه این مسیر را در اختیار دارد. هرچند اقتصاد روسیه تحت فشار است، اما هنوز در آستانه فروپاشی قرار ندارد. کرملین میتواند بخش مهمی از هزینههای جنگ را به شرکتها، دولتهای محلی و خانوارها منتقل کند؛ از جمله از طریق تحمیل هزینه حملات پهپادی به بنگاههای اقتصادی، کاهش بودجه استانها و افزایش تورم.
همچنین دولت میتواند با کاهش بیشتر هزینههای غیرنظامی، منابع بیشتری را به جنگ اختصاص دهد. در حال حاضر، روسیه حدود ۸ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف امور دفاعی میکند؛ رقمی بالا، اما همچنان بسیار کمتر از سهم هزینههای نظامی اتحاد جماهیر شوروی یا ایالات متحده در جنگ جهانی دوم و حتی کمتر از حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی که اوکراین اکنون صرف جنگ میکند.
البته ادامه این سیاستها به معنای فقیرتر شدن شهروندان روسیه و افزایش نارضایتی عمومی خواهد بود، اما ناظران معتقدند کرملین ابزارهای لازم برای مهار این نارضایتی را در اختیار دارد. قوانین سختگیرانه سانسور، سامانههای نظارتی مبتنی بر هوش مصنوعی و گسترش اختیارات نهادهای امنیتی، امکان کنترل اعتراضها را فراهم کردهاند. از سوی دیگر، تشدید حملات اوکراین به خاک روسیه میتواند حس «همبستگی در برابر دشمن» را در میان افکار عمومی تقویت کند و این روایت پوتین را که جنگ را نبردی برای بقای روسیه معرفی میکند، باورپذیرتر سازد.
بر اساس نظرسنجیهای مرکز مستقل لوادا، همچنان بیش از ۶۵ درصد روسها از عملکرد نیروهای مسلح کشور حمایت میکنند و کمتر از یکچهارم جامعه مخالف ادامه جنگ هستند. این حمایت در مناطق هممرز با اوکراین، که زودتر از سایر نقاط هدف حملات کییف قرار گرفتهاند، حتی بیشتر نیز هست.
اگرچه روسیه در موقعیت دشواری قرار گرفته، اما پوتین هنوز آماده عقبنشینی نیست. او همچنان ابزارهای نظامی مهمی در اختیار دارد. روسیه تولید بمبهای هدایتشونده را افزایش داده و این تسلیحات به تهدیدی جدی برای مواضع نظامی و شهرهای نزدیک خط مقدم، از جمله زاپوریژیا و سومی، تبدیل شدهاند. همچنین تولید موشکهای بالستیک این کشور نسبت به قبل از جنگ دو برابر شده است.
این در حالی است که اوکراین با کمبود موشکهای رهگیر پیشرفته، بهویژه سامانههای پاتریوت، روبهروست؛ کمبودی که به گفته نویسندگان، پس از درگیری آمریکا با ایران و کاهش صادرات این سامانهها به اوکراین تشدید شده است. از نگاه کرملین، این وضعیت فرصتی فراهم میکند تا در ماههای زمستان، با حملات موشکی گسترده به زیرساختهای انرژی، بیشترین فشار را بر اوکراین وارد کند.
روسیه همزمان حملات خود به بنادر و کشتیهای اوکراین در دریای سیاه را نیز افزایش داده تا صادرات محصولات کشاورزی این کشور را مختل کند. پوتین امیدوار است تشدید حملات علیه غیرنظامیان، موج تازهای از مهاجرت اوکراینیها به اروپا را رقم بزند؛ موجی که به باور او میتواند در آستانه انتخابات آلمان و فرانسه، به تقویت جریانهای راستگرای مخالف حمایت از اوکراین بینجامد.
اگر این اقدامات برای تغییر موازنه جنگ کافی نباشد، کرملین گزینه دیگری نیز در اختیار دارد: بسیج گسترده نیروها. نویسندگان میگویند مشوقهای مالی برای جذب داوطلبان دیگر کارایی گذشته را ندارد و دولت در حال آمادهسازی سازوکار تازهای برای فراخوان اجباری نیروها از طریق ابلاغیههای الکترونیکی است؛ روشی که امکان اجرای بسیج را بهصورت تدریجی، کمسروصدا و در تمام طول سال فراهم میکند. بر اساس این طرح، مشمولان دیگر امکان خروج از کشور را نخواهند داشت و در صورت فرار از خدمت نیز با مجازاتهای سنگین روبهرو میشوند.