تاریخ انتشار: ۰۹:۱۵ - ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
آخرین وضعیت نمادهای متوقف:

چند غول بورسی هنوز در صف بازگشایی‌اند؟ / هزینه توقف ۴۲ نماد چه بود؟

از ۴۲ نماد متوقف ‌شده در زمان بازگشایی بورس، ۳۸ نماد به مدار معاملات بازگشته‌اند؛ توقف این نمادها اگرچه از یک‌سو مانع کشف قیمت در شرایط مبهم پسا جنگ شد، اما از سوی دیگر با طولانی شدن زمان توقف، نقدشوندگی سهام و دقت ارزش‌گذاری بخشی از بازار را تحت تاثیر قرار داد.
 

بورس تهران

اقتصاد۲۴-بازگشت بورس تهران به مدار معاملات پس از جنگ، تنها به معنای باز شدن دوباره تالار شیشه‌ای نبود؛ بخشی از بازار در روز بازگشایی عملا همچنان تعطیل ماند.

۲۹ اردیبهشت‌ ماه، زمانی که پس از حدود ۸۰ روز و ۵۱ روز کاری معاملات سهام از سر گرفته شد، ۴۲ نماد بورسی و فرابورسی به دلیل آسیب‌های مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از جنگ در فهرست نمادهای متوقف قرار داشتند. این نمادها در مجموع حدود ۳۵ تا ۳۶ درصد ارزش بازار را نمایندگی می‌کردند؛ بنابراین، غیبت آنها تنها یک موضوع مربوط به چند شرکت خاص نبود، بلکه بخشی معنادار از ساختار بازار سهام را از فرآیند کشف قیمت خارج می‌کرد.

اکنون با گذشت نزدیک به سه ماه از بازگشایی بازار، تصویر تغییر کرده است. بررسی وضعیت نمادهای این فهرست نشان می‌دهد ۳۸ نماد از ۴۲ نماد اولیه بازگشایی شده‌اند و فقط چهار نماد همچنان در وضعیت توقف قرار دارند.

نهادهای مربوطه ۲۰ مرداد ماه درباره آخرین وضعیت چهار نماد بسته مانده توضیح داده و اعلام کرده‌اند که بازگشایی آنها منوط به ارائه صورت‌های مالی و انتشار اطلاعات لازم در سامانه کدال است.

۴۲ نماد چرا متوقف شدند؟

تصمیم سازمان بورس برای توقف ۴۲ نماد صرفا به شرکت‌هایی محدود نبود که مستقیما هدف آسیب‌های جنگ قرار گرفته بودند. در زمان بازگشایی، مقام‌های نظارتی سه گروه اصلی را مشمول توقف معرفی کردند.

گروه نخست شرکت‌هایی بودند که به شکل مستقیم از جنگ آسیب دیده بودند؛ از جمله شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و برخی شرکت‌های پتروشیمی و دارویی.  

گروه دوم شرکت‌هایی بودند که اگرچه لزوما به شکل مستقیم آسیب ندیده بودند، اما وابستگی عملیاتی بالایی به شرکت‌های آسیب ‌دیده داشتند. برای نمونه، شرکت‌هایی که از خدمات، انرژی یا زیرساخت شرکت‌های آسیب‌دیده استفاده می‌کردند، با توقف تولید یا اختلال در فعالیت زنجیره تولید مواجه شده بودند.

گروه سوم نیز هلدینگ‌ها و شرکت‌های سرمایه‌گذاری بودند که بخش قابل ‌توجهی از پرتفوی آنها را سهام شرکت‌های آسیب‌ دیده تشکیل می‌ داد. به این ترتیب، اگر نماد شرکت‌های زیرمجموعه بدون اطلاعات کافی باز می‌شد، ارزش‌گذاری هلدینگ‌ها نیز می‌توانست با ابهام جدی مواجه شود.

در فهرست اولیه، نمادهایی مانند «مبین»، «نوری»، «پارس»، «آریا»، «جم»، «جم‌پیلن»، «شپدیس»، «زاگرس»، «بفجر»، «مارون»، «شکبیر»، «شگویا»، «اروند»، «بوعلی»، «شفن»، «شغدیر»، «شیراز»، «شاوان»، «فخوز»، «فولاد»، «حکشتی»، «تاپیکو»، «پارسان»، «فارس»، «وغدیر» و چند نماد دیگر قرار داشتند.

بنابراین، عدد ۴۲ نماد از ابتدا یک عدد قابل توجه بود؛ نه فقط از نظر تعداد، بلکه از منظر وزن شرکت‌های حاضر در این فهرست در ارزش بازار.

به اعتقاد کارشناسان، در نگاه نخست ممکن است توقف طولانی یک نماد بورسی با اصل نقدشوندگی در بازار سرمایه در تضاد به نظر برسد. سهامدار باید بتواند دارایی خود را در بازار بفروشد یا خریداری کند و توقف طولانی ‌مدت، عملا این امکان را از او می‌گیرد.

با این حال، شرایط جنگی وضعیت عادی بازار نبود. اگر شرکتی با آسیب فیزیکی، توقف تولید، اختلال در تامین خوراک یا انرژی، از بین رفتن بخشی از ظرفیت تولید یا ابهام در زمان بازگشت به فعالیت عادی مواجه باشد، قیمت‌گذاری سهام آن بدون انتشار اطلاعات کافی می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد.

به بیان دیگر، مسئله اصلی در روزهای پس از جنگ تنها «باز کردن نماد» نبود؛ مسئله این بود که آیا اطلاعات کافی برای کشف قیمت منصفانه وجود دارد یا خیر.

رئیس سازمان بورس نیز در زمان بازگشایی اعلام کرده بود که بازار سهام طی ۵۱ روز کاری به دو دلیل تعطیل بوده است، ابهام ناشی از شرایط جنگ و ضرورت افشا و گزارشگری مالی شرکت‌ها. در مورد شرکت‌های آسیب‌ دیده نیز تاکید شد که پس از گزارشگری مالی کافی، امکان معامله آنها فراهم خواهد شد.

از این منظر، توقف نمادها یک کارکرد مهم داشت: جلوگیری از آنکه سهام شرکتی که وضعیت عملیاتی و مالی آن هنوز روشن نیست، با قیمت‌هایی معامله شود که بیشتر محصول هیجان و حدس باشد تا اطلاعات بنیادی.

هزینه توقف چه بود؟

روی دیگر این تصمیم، هزینه‌ای است که به سهامداران و ساختار بازار تحمیل می‌شود. مهم‌ترین هزینه، از بین رفتن نقدشوندگی است. سهامدار شرکتی که نماد آن متوقف است، حتی اگر به نقدینگی نیاز داشته باشد، امکان فروش دارایی خود را ندارد. این موضوع برای سهامداران خرد اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا آنها برخلاف سهامداران عمده، معمولا ابزارهای متنوعی برای مدیریت نقدینگی ندارند.

هزینه دوم به ابهام در ارزش‌گذاری شرکت‌ها و صندوق‌ها برمی‌گردد. زمانی که سهام یک شرکت در بازار معامله نمی‌شود، ارزش روز آن مشخص نیست. این مسئله برای هلدینگ‌ها و صندوق‌هایی که سهام شرکت‌های متوقف را در پرتفوی خود دارند، پیچیده‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، ارزش‌گذاری دارایی‌ها ناچار است بر مبنای آخرین قیمت معاملاتی، ارزش کارشناسی یا روش‌های جایگزین انجام شود؛ روش‌هایی که لزوما انعکاس‌دهنده قیمت واقعی امروز نیستند.

غیبت غول‌ها و تغییر نقشه معاملات

در روزهای نخست بازگشایی، اهمیت این موضوع بیشتر دیده شد. نمادهایی از صنایع پتروشیمی، فولاد و سرمایه‌گذاری که در حالت عادی جزو نمادهای مهم بازار هستند، در معاملات حضور نداشتند و بخش بزرگی از جریان نقدینگی به سمت نمادهای باز حرکت کرد.

در واقع بازار در آن مقطع با یک «بازگشایی ناقص» مواجه بود؛ یعنی معاملات آغاز شده بود، اما همه اجزای اصلی بازار هنوز به تالار بازنگشته بودند.

این وضعیت البته یک اثر مثبت هم داشت. بازگشایی تدریجی باعث شد شوک ناشی از بازگشت یکباره همه شرکت‌ها به بازار کاهش پیدا کند. به گفته کارشناسان اگر تمام ۴۲ نماد در همان روز نخست و بدون تکمیل اطلاعات باز می‌شدند، ممکن بود حجم قابل توجهی از عرضه یا تقاضای هیجانی به سمت آنها حرکت کند و نوسانات بازار را افزایش دهد. در مقابل، بازگشایی مرحله‌ای اجازه داد اطلاعات شرکت‌ها به تدریج منتشر شود و قیمت‌ها بر اساس داده‌های جدید شکل بگیرند.

 

منبع: ایسنا
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار