تاریخ انتشار: ۱۸:۰۰ - ۰۳ شهريور ۱۴۰۵

فشار معیشتی به سرمایه اجتماعی رسید؛ هشدار تازه درباره وضعیت مردم ایران

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، می‌گوید سرمایه اجتماعی ایران با وجود فشارهای اقتصادی هنوز پابرجاست، اما تداوم مشکلات معیشتی می‌تواند این سرمایه را به نقطه فرسایش برساند.

معیشت مردم

اقتصاد۲۴- جامعه ایران با مجموعه‌ای از فشار‌های هم‌زمان مواجه است؛ از کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه‌های زندگی گرفته تا نااطمینانی نسبت به آینده. در کنار این فشار‌های اقتصادی، تجربه یک دوره پرتنش امنیتی و جنگی نیز بار روانی و اجتماعی تازه‌ای به جامعه تحمیل کرده است.

پرسش اصلی این است که این فشار‌های انباشته‌شده تا چه اندازه توان تحمل جامعه را کاهش داده و آیا سرمایه اجتماعی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ انسجام اجتماعی، در مسیر فرسایش قرار گرفته است؟

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس، معتقد است با وجود همه مشکلات اقتصادی و معیشتی، هنوز سرمایه اجتماعی و حس همبستگی در جامعه ایران وجود دارد؛ اما هشدار می‌دهد که تداوم فشار‌های اقتصادی و کاهش امید به آینده می‌تواند این سرمایه را تضعیف کند.

او تأکید دارد که اقتصاد، زیربنای بسیاری از تحولات اجتماعی است و دولت برای حفظ اعتماد عمومی باید بیش از هر چیز بر بهبود شرایط زندگی مردم تمرکز کند.

*آقای قرایی مقدم! در سال‌های اخیر جامعه ایران هم‌زمان با فشار‌های اقتصادی، کاهش قدرت خرید، نااطمینانی و تجربه یک دوره پرتنش مواجه بوده است. از نگاه جامعه‌شناسی، وضعیت سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری مردم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چه نشانه‌هایی برای سنجش این وضعیت وجود دارد؟

سرمایه اجتماعی، همدلی و همبستگی، مهم‌ترین عنصر نگهدارنده یک کشور است. جامعه‌شناسانی مانند فرانسیس فوکویاما نیز بر این موضوع تأکید کرده‌اند که سرمایه اجتماعی در واقع نوعی چسبندگی اجتماعی ایجاد می‌کند؛ یعنی باعث می‌شود سایر سرمایه‌های یک کشور، از سرمایه انسانی گرفته تا سرمایه طبیعی و تکنولوژیک، بتوانند در کنار یکدیگر کارایی بیشتری پیدا کنند.

برای مثال، ممکن است کشوری سرمایه انسانی، کارخانه‌های پیشرفته و منابع طبیعی فراوان داشته باشد، اما اگر سرمایه اجتماعی، یعنی همدلی، اعتماد و احساس تعلق میان مردم وجود نداشته باشد، امکان بهره‌برداری مناسب از این ظرفیت‌ها کاهش پیدا می‌کند.

به نظر من، جامعه ایران با وجود همه مشکلاتی که دارد، همچنان نشانه‌هایی از این سرمایه اجتماعی را نشان داده است. مردم ایران در طول تاریخ، چه پیش از اسلام و چه پس از آن، همواره عنصر ایران‌دوستی و تعلق به سرزمین خود را حفظ کرده‌اند.

همین حس تعلق و وطن‌دوستی باعث شده است که با وجود مشکلات اقتصادی، دشواری‌های معیشتی و فشار‌های زندگی، هنوز نوعی همبستگی و احساس همدردی در جامعه وجود داشته باشد. این سرمایه اجتماعی یکی از عوامل مهم حفظ پایداری کشور بوده و هست.

اما باید توجه داشت که این سرمایه نیازمند تقویت است. اگر مشکلات معیشتی مردم حل نشود و فشار‌های اقتصادی افزایش پیدا کند، به مرور شکاف‌هایی ایجاد خواهد شد؛ شکاف‌هایی که می‌توانند به تضعیف همین سرمایه اجتماعی منجر شوند.

وقتی وضعیت اقتصادی نامناسب باشد، می‌تواند به کاهش همبستگی اجتماعی منجر شود

*از منظر اقتصاد، فشار‌های انباشته‌شده مانند تورم، کاهش درآمد واقعی، هزینه‌های مسکن و درمان تا چه اندازه توان تحمل خانوار‌ها را کاهش داده است؟ آیا اقتصاد ایران وارد مرحله‌ای شده که یک شوک جدید می‌تواند نارضایتی اقتصادی را به بحران اجتماعی تبدیل کند؟

اقتصاد، زیربنای جامعه است. این موضوعی است که بسیاری از جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان اجتماعی نیز بر آن تأکید کرده‌اند. نمی‌توان از مردم انتظار داشت که در شرایطی که مشکلات معیشتی دارند، همچنان احساس همدلی و رضایت اجتماعی در بالاترین سطح باقی بماند.

وقتی اقتصاد مردم دچار مشکل باشد، وقتی فرد نتواند هزینه‌های زندگی، خانواده و نیاز‌های اولیه خود را تأمین کند، طبیعی است که فشار‌های اجتماعی افزایش پیدا می‌کند. انسان وقتی دغدغه نان، مسکن و زندگی روزمره خود را دارد، دیگر توان و فرصت کمتری برای مشارکت اجتماعی و حفظ سرمایه اجتماعی خواهد داشت.

امروز اگر فردی با درآمد ۴۰ یا ۵۰ میلیون تومان بخواهد در شهر‌های بزرگ زندگی کند، با توجه به هزینه‌های موجود، با مشکلات جدی مواجه است. شاید در برخی مناطق روستایی شرایط متفاوت باشد، اما در شهر‌ها هزینه‌های زندگی فشار زیادی بر خانوار‌ها وارد کرده است؛ بنابراین اقتصاد نقش بسیار مهمی دارد. وقتی وضعیت اقتصادی نامناسب باشد، هر فرد به فکر حل مشکلات شخصی خودش می‌افتد و این موضوع می‌تواند به کاهش همبستگی اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، سرمایه اجتماعی که عامل پیوند میان افراد جامعه است، آسیب می‌بیند.


بیشتر بخوانید:تاکید خاتمی بر کاهش فشار بر مردم و حرکت به سمت «صلح شرافتمندانه»


*اگر جامعه به مرز‌های جدیدی از تحمل رسیده باشد، برای کاهش این شکاف چه باید کرد؟ دولت و حاکمیت برای بازسازی اعتماد عمومی و جلوگیری از افزایش نارضایتی‌ها باید بر چه حوزه‌هایی تمرکز کند؟

دولت باید بیش از هر چیز برای بهبود وضعیت اقتصادی و تأمین معیشت مردم تلاش کند. مسائل دفاعی و امنیتی اهمیت خودشان را دارند، اما نمی‌توان جامعه‌ای داشت که مردم آن از نظر زندگی و تأمین نیاز‌های اولیه با مشکل مواجه باشند.

نمی‌شود از مردم انتظار داشت که در شرایط سخت اقتصادی، احساس رضایت و همدلی بیشتری داشته باشند. وقتی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، وقتی ارزش پول کاهش پیدا می‌کند و وقتی هزینه‌های ساده زندگی برای مردم سنگین می‌شود، این موضوع مستقیماً بر رابطه مردم و حاکمیت تأثیر می‌گذارد.

به اعتقاد من، دولت باید اولویت اصلی خود را به زندگی مردم اختصاص دهد. اگر مردم از نظر معیشتی احساس امنیت کنند، اعتماد عمومی نیز تقویت خواهد شد.

همان‌طور که مسئولان نیز تأکید کرده‌اند، اصل مردم هستند. داشتن امکانات و توانمندی‌های مختلف زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم از شرایط زندگی خود رضایت نسبی داشته باشند. اگر مردم احساس کنند آینده‌ای برای بهبود وضعیت وجود ندارد، ناامیدی افزایش پیدا می‌کند و این مسئله می‌تواند به شکل‌های مختلف اجتماعی بروز پیدا کند.

در چنین شرایطی، تبلیغات و فشار‌های بیرونی نیز می‌تواند اثر بیشتری داشته باشد؛ زیرا وقتی جامعه از درون با مشکلاتی مانند فشار اقتصادی و کاهش امید مواجه باشد، زمینه برای تأثیرگذاری عوامل بیرونی بیشتر می‌شود؛ بنابراین مهم‌ترین اقدام، تلاش برای بهبود وضعیت زندگی مردم است. مردم سرمایه اصلی کشور هستند و حفظ این سرمایه نیازمند توجه جدی به اقتصاد و معیشت آنهاست.

*برخی تحلیل‌گران معتقدند مسئله فقط فقر یا مشکلات اقتصادی نیست، بلکه احساس نااطمینانی و نداشتن چشم‌انداز روشن نسبت به آینده است که می‌تواند رفتار‌های اجتماعی را تغییر دهد. این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این مسئله هم درست است، چون گاهی مشکل فقط پایین بودن درآمد یا افزایش هزینه‌ها نیست، بلکه زمانی خطر بیشتر می‌شود که مردم احساس کنند آینده‌ای بهتر در انتظارشان نیست.

وقتی افراد هر روز شرایط را نسبت به روز قبل سخت‌تر ببینند و احساس کنند امکان تغییر وضعیت وجود ندارد، نوعی ناامیدی اجتماعی شکل می‌گیرد. این ناامیدی می‌تواند از عوامل مختلفی ناشی شود؛ عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی روحی و روانی.

یکی از آسیب‌های مهم همین بی‌اعتمادی و از دست دادن چشم‌انداز آینده است. برای مثال، سال‌هاست درباره مهاجرت نخبگان صحبت می‌شود. من حدود بیست و چند سال در روزنامه «همبستگی» می‌نوشتم و یکی از موضوعاتی که بار‌ها مطرح کردم این بود که چه کسی هزینه‌های خروج نخبگان از کشور را پرداخت خواهد کرد و می‌بینیم که چنین سوالاتی برای مردم مطرح است و پاسخ روشنی برای آن نیست.

*در تاریخ جوامع مختلف، اعتراضات اجتماعی معمولاً چه زمانی شکل می‌گیرد؟ آیا صرفاً زمانی که مردم فقیر می‌شوند یا زمانی که احساس می‌کنند راهی برای تغییر شرایط ندارند؟ ایران امروز به کدام وضعیت نزدیک‌تر است؟

همان‌طور که گفتم، اقتصاد زیربنای بسیاری از مسائل اجتماعی است. اگر بخواهم ساده توضیح بدهم، می‌توان اقتصاد را مانند یک آهنربا در زیر یک صفحه فلزی تصور کرد؛ وقتی این آهنربا حرکت کند، همه چیز‌هایی که روی صفحه قرار دارند نیز تحت تأثیر آن حرکت می‌کنند.

اقتصاد نیز چنین نقشی دارد. وقتی اقتصاد جامعه دچار مشکل شود، مسائل دیگر مانند روابط خانوادگی، آسیب‌های اجتماعی، اختلافات و نارضایتی‌ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

برای مثال، فشار اقتصادی می‌تواند حتی در فضای خانواده اثر بگذارد. وقتی یک خانواده با مشکلات مالی شدید مواجه است، طبیعی است که تنش‌ها و اختلافات افزایش پیدا کند. بسیاری از مردم این مشکلات را از عملکرد دولت و شرایط عمومی جامعه می‌دانند و این موضوع می‌تواند بر نگرش آنها نسبت به حاکمیت اثر بگذارد؛ بنابراین اگر مشکلات اقتصادی ادامه پیدا کند، احتمال افزایش اعتراضات اجتماعی نیز وجود دارد. من امیدوارم چنین شرایطی پیش نیاید، اما اگر فشار‌ها ادامه پیدا کند، طبیعی است که نارضایتی‌ها بیشتر شود.

سرمایه اجتماعی که امروز وجود دارد، سرمایه بسیار ارزشمندی است. مردم در شرایط سخت نیز نشان داده‌اند که نسبت به کشور خود احساس تعلق دارند، اما این سرمایه باید حفظ شود. اگر مردم به مرور احساس کنند که مشکلاتشان دیده نمی‌شود و امیدی برای بهبود شرایط ندارند، این سرمایه اجتماعی تضعیف خواهد شد.

*با توجه به شرایط موجود، مهم‌ترین توصیه شما به سیاست‌گذاران برای حفظ این سرمایه اجتماعی چیست؟

توصیه من این است که مسئولان بیش از هر چیز به وضعیت زندگی مردم توجه کنند. اولویت باید مردم باشند؛ زیرا این مردم هستند که سرمایه اصلی یک کشور را تشکیل می‌دهند.

کمک به دیگران یا مسائل مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی ممکن است اهمیت داشته باشد، اما قبل از هر چیز باید به وضعیت مردم خودمان توجه کنیم. اگر مردم از نظر اقتصادی و معیشتی در شرایط بهتری قرار بگیرند، همین موضوع باعث افزایش پایداری و انسجام اجتماعی خواهد شد.

اما اگر مشکلات اقتصادی، گرانی و فشار‌های زندگی ادامه پیدا کند، فاصله میان مردم و حاکمیت افزایش پیدا می‌کند و این موضوع می‌تواند پیامد‌های اجتماعی داشته باشد؛ بنابراین باید تلاش شود که ابتدا مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم حل شود. جامعه‌ای که مردم آن احساس آرامش و امنیت اقتصادی داشته باشند، توان بیشتری برای عبور از بحران‌ها خواهد داشت.

در غیر این صورت، همان‌طور که در تاریخ جوامع مختلف دیده‌ایم، فشار‌های انباشته‌شده می‌تواند به اعتراضات اجتماعی منجر شود. مهم‌ترین راه پیشگیری از این وضعیت، توجه به زندگی مردم و بازسازی اعتماد عمومی است.

منبع: اقتصاد نیوز
ارسال نظر
captcha
قوانین ارسال نظر
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «اقتصاد24» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
خواندنی‌ها
خودرو
فناوری
آخرین اخبار