
اقتصاد۲۴- پس از فروپاشی آتشبس شکننده تابستانی و پایان مهلت ۶۰ روزه مذاکرات هستهای بدون دستیابی به توافقی جامع، چرخه تنش میان تهران و واشنگتن بار دیگر به نقطه اوج خود بازگشته است. تبادل آتش مستقیم میان دو طرف طی روزهای گذشته، سایه یک درگیری منطقهای گسترده را بر سر امنیت، اقتصاد و معیشت عمومی سنگینتر از هر زمان دیگری کرده است.
بررسی تحولات اخیر نشان میدهد که با وجود شدت گرفتن حملات، هر دو طرف در حال دستپنجه نرم کردن با هزینههای سنگین یک «جنگ فرسایشی» هستند؛ وضعیتی که ضرورت بازگشت به عقلانیت دیپلماتیک و احیای راهحلهای گفتوگو محور را بیش از پیش نمایان میسازد.
دور تازه درگیریها پس از حملات سنگین آمریکا به برخی مناطق ساحلی و جزایر جنوبی کشور، از جمله جزیره لارک، قشم و سیریک آغاز شد. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) مدعی شده که هدف این عملیات خنثی کردن توان نظامی ایران برای مینگذاری و محدودیت در تنگه هرمز بوده است. خسارت و آسیب به زیرساختهای غیرنظامی از جمله حمله به یک مراسم عروسی در سیریک و کشته شدن ۴ نفر از جمله یک کودک و مجروح شدن دهها تن، حساسیتها نسبت به شرایط پرتنش فعلی را افزایش داد. علاوه بر این، نقاطی در میناب، لامرد و قشم نیز هدف قرار گرفتهاند که واشنگتن از پاسخگویی شفاف درباره ابعاد آسیب به مناطق غیرنظامی آن طفره میرود.
در مقابل، ارتش جمهوری اسلامی ایران با تشدید پاسخهای موشکی و پهپادی خود، مواضع و پایگاههای نظامی آمریکا را در منطقه هدف ضربات انتقامی قرار داده است. روابط عمومی ارتش در بیانیهای رسمی اعلام کرد که سامانههای ارتباطات ماهوارهای، انبارهای تجهیزات و آشیانه هواپیماهای جنگنده را در پایگاههای «احمد الجابر» در کویت و «المنهاد» در امارات متحده عربی موشکباران کرده و هشدار داده است که هرگونه اقدام بعدی آمریکا با پاسخی سختتر روبهرو خواهد شد. پیش از این نیز پایگاههای آمریکا در اردن و اقلیم کردستان عراق هدف پاسخهای موشکی ایران قرار گرفته بودند.
ابعاد نظامی این بحران اکنون به شکل مستقیمی شریانهای مواصلاتی و اقتصادی جهان را هدف گرفته است. ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تاکید بر قدرت بازدارندگی ایران صراحتاً اعلام کرد که «تنگه هرمز بدون اراده جمهوری اسلامی ایران باز نخواهد شد.» او با اشاره به عقبنشینی ناوگان آمریکا به فاصله ۵۰۰ مایلی تأکید کرد که واشنگتن به دلیل ناتوانی در باز کردن قفل تنگه هرمز دست به اقدامات تلافیجویانه زده است.
در همین حال، حسین شریعتمداری در یادداشتی در روزنامه کیهان، پیشنهادی بیسابقه را مطرح کرده و خواستار قطع کابلهای فیبر نوری بینالمللی در خلیج فارس و تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح شده تا از این طریق اهرم فشاری حیاتی علیه آمریکا و متحدانش ایجاد شود. این پیشنهادها و مواضع نشاندهنده تعمیق نبرد زیرساختی در صورت ادامه حملات آمریکا است؛ اگرچه چهرههای سیاسی نظیر حسن روحانی تأکید دارند که تنگه هرمز باید آبراهی پررونق باشد و ایران قصد مختل کردن تجارت جهانی را ندارد، مشروط بر آنکه حقوق و امنیت آن محترم شمرده شود.
همزمان با درگیریهای میدانی، لحن تهدیدات سیاسی طرفهای غربی و منطقهای نیز به شدت تند شده است. یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در مواضعی تهدیدآمیز ادعا کرده که در صورت ادامه پاسخهای ایران، تلآویو حتی زیرساختهای انرژی و ملی ایران را هدف قرار خواهد داد و کشور را با بحرانهای گسترده مواجه میسازد؛ تهدیداتی که البته از سوی تحلیلگران بیشتر مانور تبلیغاتی برای سرپوش نهادن بر تحرکات ناکام قبلی تلقی میشود.
از سوی دیگر، اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا، با خطونشان کشیدن برای کشورهای ثالث خواهان ایزوله کامل اقتصادی ایران و قطع هرگونه پشتیبانی جهانی شده است. اما این تحکم واشنگتن با واکنش تند مسکو و پکن مواجه شد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، با رد اولتیماتوم آمریکا تأکید کرد که ایالات متحده در جایگاهی نیست که روابط بینالمللی را در انحصار خود درآورد و روسیه روابط مشارکتی خود را با تهران حفظ کرده و توسعه خواهد داد.
بیشتر بخوانید: جنگ فرسایشی یا انفجار منطقهای؟ سناریوهای پیش روی نبرد ایران و آمریکا
در عین حال، والاستریت ژورنال در گزارشی افشاگرانه خبر داده است که دونالد ترامپ در رایزنیهای خصوصی با مشاورانش، گزینه «اعلام رسمی پایان جنگ» با ایران را زیر نظر دارد تا تمرکز اصلی خود را تماماً بر روی جنگ اقتصادی و راهبرد فشار حداکثری متمرکز کند؛ مسئلهای که نشاندهنده هراس واشنگتن از تعمیق تلفات نظامی در منطقه است.
تداوم چرخه کنونی حمله و تلافی میتواند زیانهای جبرانناپذیری برای تمام طرفها به همراه داشته باشد لذا شاهد افزایش هشدارها در رسانههای بینالمللی هستیم. مثلا نشریه تحلیلی آرمز کنترل تودی در ارزیابی تازه خود درباره فشارهای اقتصادی آمریکا پس از بنبست ۶۰ روزه مینویسد: «پایان مهلت مذاکراتی ۶۰ روزه بدون دستیابی به توافق، واشنگتن را بار دیگر به سمت سیاست شکستخورده فشار حداکثری و جنگ اقتصادی سوق داده است. با این حال، تحولات میدانی در خلیج فارس ثابت کرده که فشارهای نظامی و اقتصادی نه تنها تهران را به عقبنشینی وادار نمیکند، بلکه با برهم زدن ثبات بازارهای انرژی و امنیت آبراهها، هزینههای جهانی بیسابقهای را بر اقتصاد بینالملل تحمیل میسازد.»
از سوی دیگر، موسسه مطالعه جنگ (ISW) در تحلیل راهبردی خود از وضعیت تنگه هرمز و نبردهای ساحلی مینویسد: «ساختار دفاعی و تاکتیکهای نظامی ایران در خلیج فارس بر پایه بازدارندگی نامتقارن و نشان دادن قابلیت مسدودسازی شریانهای حیاتی انرژی طراحی شده است. حملات متقابل سنتکام ممکن است خللهای تاکتیکی کوتاهمدت ایجاد کند، اما توانایی بازسازی سریع امکانات موشکی و پهپادی ایران نشان میدهد که آمریکا قادر به تحمیل یک پیروزی قاطع بدون پذیرش مخاطرات یک جنگ ویرانگر و طولانیمدت نخواهد بود.»
خبرگزاری رویترز نیز با اشاره به پیامهای پنهان میان طرفین گزارش داد که ایران اخیراً از طریق عمان به واشنگتن هشدار داده بود هرگونه تجاوز اسرائیل به مناطقی نظیر تپه «علیالطاهر» در جنوب لبنان با پاسخ قاطع تهران مواجه خواهد شد؛ هشداری که باعث شد واشنگتن تلآویو را برای به تعویق انداختن آن عملیات تحت فشار بگذارد. این امر نشان میدهد کانالهای پیامرسانی غیرمستقیم حتی در اوج درگیری برقرار است.
در داخل کشور، فضای سیاسی و کارشناسی با حساسیت فوقالعادهای در حال رصد اوضاع است. رسانهها و چهرههای سیاسی ضمن تمجید از پاسخهای قاطع نیروهای مسلح در برابر تجاوزات سنتکام، بر ضرورت تدبیر دیپلماتیک برای مهار کامل بحران تأکید دارند.
علی مطهری، نایبرئیس پیشین مجلس، در گفتوگو با روزنامه شرق تاکید کرده است که «در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی و آمریکا راهی جز تفاهم و توافق ندارند و بهترین گزینه، بازگشت به تفاهمنامه است.» مطهری با بیان اینکه نباید با اصرار بر اجرای موبهموی همه جزئیات، اصل توافق را از دست داد، افزود: «حرفهای ترامپ را نباید جدی گرفت؛ بلکه باید با ترکیب گفتوگو از طریق میانجیها و مقاومت و پاسخ قاطع میدانی، واشنگتن را به مسیر عقلانیت بازگرداند.» همزمان، حسن روحانی نیز با تاکید بر ضرورت وفاق ملی تصریح کرده است که فارغ از اینکه چه کسی مسئولیت مذاکرات را برعهده دارد، تمامی جریانهای سیاسی باید یکصدا پشت سر تیم مذاکرهکننده بایستند.
کارشناسان اقتصادی و اجتماعی کشور نیز تصریح میکنند که تداوم نزاع نظامی، بیاستقراری نرخ ارز و تورم ناشی از ناامنی خطوط تجاری را به جامعه تحمیل میکند. از اینرو، ایجاب میکند تا همزمان با شجاعت و بازدارندگی مقتدرانه در میدان، چتر دیپلماسی فعال باز نگه داشته شود تا کشور در تله یک جنگ فرسایشی طولانیمدت گرفتار نشود.
مجموع تحولات میدانی، مواضع بینالمللی و سیگنالهای سیاسی نشان میدهد که سه مسیر اصلی پیش رو است. تداوم وضعیت حملات نقطهای و پاسخهای موشکی که میتواند زیانهای تدریجی بر زیرساختهای اقتصادی، خطوط کشتیرانی و معیشت عمومی وارد کند. از سوی دیگر، با توجه به تهدیدات بیپروا و حملات به مناطق غیرنظامی، خطر بروز یک درگیری ناخواسته و تمامعیار کماکان منطقی را تهدید میکند. عقلانیترین مسیر، اما بر پایه بازدارندگی میدانی و چانه زنی دیپلماتیک با میانجیگری قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قابل ترسیم است تا آمریکا مجبور به پذیرش واقعیات میدان و توقف تجاوزات خود شود.
تجربه بحرانهای گذشته یادآور این واقعیت است که هیچ نزاع نظامی پیچیدهای بدون دستیابی به یک فرمول سیاسی متوازن به پایان نمیرسد. امروز که توان نظامی کشور در برابر تجاوزات دشمن اثبات شده است، وقت آن است که سیاست خارجی فعال با تکیه بر اجماع داخلی و حمایت عمومی، ابتکار عمل را به دست گیرد. تدبیر در تصمیمگیری، شفافیت با مردم و بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای، کلید عبور سرافرازانه ایران از این دالان پرخطر به سوی ثبات و امنیت پایدار خواهد بود.