
اقتصاد۲۴- ششم مهرماه فارغ از تمام اعداد و ارقامی که در تابلوهای صرافیها و کانالهای غیررسمی جابهجا شد، یک نشانه آشکار از تغییر فاز اقتصاد ایران بود. بازار ارز کشور روز گذشته دستخوش تلاطمی سنگین شد که در آن، اسکناس آمریکایی نهتنها کانالهای قبلی را یکی پس از دیگری فتح کرد، بلکه مرزهای شتاب تغییر قیمتها را هم جابهجا کرد؛ گویی که معاملهگران در مسابقهای برای فرار از ریال شرکت کردهاند.
جهش لحظهای قیمتها در بازار آزاد، پیام واضحی داشت و نشان داد که ۲ مولفه کمبود ارز و احتمال بالا رفتن زبانه کشمکشهای منطقهای، تمام محاسبات محافظهکارانه را برهم زده و معاملهگران خرد و کلان را به سوی خریدهای هیجانی سوق داده است.
چنانچه در ساعات نخستین صبح دوشنبه، معاملات با گامهای احتیاط آمیز روی نرخهای پایانی روز قبل کلید خورد، اما تنها ظرف چند ساعت، شیب صعودی قیمتها به حالتی طغیانگونه درآمد. دلار که کار خود را از محدوده ۲۳۶ هزار تومان آغاز کرده بود، تا پیش از ظهر به راحتی از مرز ۲۴۰ هزار تومان عبور کرد و در نوبت بعدازظهر بدون هیچگونه مقاومت یا دخالت مؤثر در عرضه، تا کانال ۲۴۳ هزار و ۵۰۰ تومان و حتی ۲۴۴ هزار تومان پیش رفت. این صعود ۶ هزار تومانی در یک بازه زمانی کوتاه، تنها مختص به ارز آمریکایی نبود؛ یورو نیز همگام با این موج شتابان تا مرز ۲۷۶ هزار تومان بالا رفت و پوند بریتانیا رکورد بیسابقهای را ثبت کرد و در کانال ۳۱۹ تا ۳۲۱ هزار تومان جا خوش کرد. همزمان، سکه امامی نیز تحت تأثیر همین فشار ارزی، خود را به کانال تاریخی ۲۴۳ میلیون تومان رساند.
خبرگزاری اصولگرای فارس ریشه این تحول چشمگیر قیمت را ناشی از اظهارات مقامات آمریکایی و کانالهای تلگرامی اعلام کرد، اما واقعیت این است که نمیتوان تنها هیجانات زودگذر یا شایعات فضای مجازی را عامل چنین تغییر و تحولاتی در بازار دانست. این وضعیت در حقیقت حاصل انباشت معضلات و چالشهای این حوزه است. به عنوان مثال، نخستین و مهمترین عاملی که رمق ارزش پول ملی را گرفته، اختلال شدید در ورودیهای ارزی کشور است. اظهارات اخیر اسکات بنست، وزیر خزانهداری ایالات متحده، در گفتوگو با شبکه فاکسنیوز، شوک سنگینی به محاسبات معاملهگران وارد کرد، چون او بهصراحت گفت که محمولههای نفتی ایران روی آبهای آزاد عملاً به پایان رسیدهاند و آخرین بخش از این داراییها ظرف دو هفته آینده تحویل خریداران در چین میشود. این ادعا فارغ از درستی و نادرستی آن، در واقع تأییدی بر این واقعیت تلخ بود که پس از اعمال محاصرههای همهجانبه، شریانهای صادرات نفتی ایران از طریق تنگه هرمز و آبهای آزاد به صخره سخت خوردهاند.
از سوی دیگر، اختلال در گلوگاههای لجستیکی و تجاری، فشار را مضاعف کرده است. وقتی تجارت دریایی و هوایی با محاصره و تحریمهای بیسابقه فلج میشود و مسیرهای ترانزیت زمینی هم به دلیل محدودیتهای منطقهای با کندی و اختلال شدید روبهرو میشوند، جریان ورود حوالههای ارزی به کشور به مویی بند میشود. در این میان، رد پیشنهادهای دیپلماتیک جهت بازگشایی یا تسهیل عبور و مرور از تنگه هرمز، این سیگنال را به بازار فرستاد که قرار نیست در کوتاهمدت گرهی از این کلاف سردرگم گشوده شود. ناظران بازار به روشنی میبینند که ریسکهای جغرافیای سیاسی نهتنها فروکش نکردهاند، بلکه لحظه به لحظه افزایش یافته و در حال تبدیل شدن به واقعیتهای سخت میدان است.
تلاطم روز دوشنبه در بازار تهران یک الگوی رفتاری بسیار جالب و آموزنده را هم به نمایش گذاشت؛ الگویی که تسلط کامل نرخ دلار بر تمامی بخشهای دارایی در ایران را نشان میدهد. در شرایطی که بازارهای جهانی پس از تعطیلات آخر هفته بازگشایی شدند و طلای جهانی افت قابل توجهی حدود ۳ درصد را ثبت کرد، منطق متعارف بازار حکم میکرد که قیمت سکه و طلا در داخل ایران دستکم اندکی عقبنشینی کند یا تثبیت شود. اما آنچه در عمل رخ داد، جهشهای متوالی قیمت سکه تا کانالهای بیسابقه بود.
بیشتر بخوانید: دلار از ۲۴۰ هزار تومان عبور کرد؛ احتمال گرفتاری اقتصاد در گرداب ابرتورم / پیک تورمی از آبان ماه
این پارادوکس نشان میدهد که در ذهن معاملهگر ایرانی، جهش دلار و ریزش ارزش ریال چنان وزنی دارد که اثر معکوس بازارهای جهانی را به کلی خنثی و هضم میکند. سرمایهگذاران داخلی طلا و سکه را نه به عنوان یک ابزار معاملاتی بر پایه انس جهانی، بلکه به عنوان «پناهگاه دوم» برای حفظ قدرت خرید در برابر موج تورمی دلار میبینند. وقتی انتظارات تورمی افسار میگسلد، خریداران ترجیح میدهند حتی طلا را با حباب و برخلاف روند جهانی خریداری کنند، اما نقدینگی ریالی خود را در برابر افت ارزش روزانه حفظ نمایند.
در برابر این جهشهای خردکننده، واکنشهای رسمی مطابق الگوی همیشگی شکل گرفت. رسانههای دولتی و وابسته، از جمله خبرگزاری فارس، رویدادهای روز دوشنبه را محصول فضاسازی کانالهای تلگرامی، فعالیت دلالان و شیطنتهای کلامی مقامات غربی توصیف کردند. این روایت رسمی اصرار دارد که شاکله اقتصاد سالم است و آنچه بازار را برهم زده، تن دادن به اخبار غیررسمی و هیجانات مصنوعی است.
اما نباید فراموش کنیم که بازار ارز ماهیتی پیشنگر دارد؛ بدین معنا که تمام ریسکها، کسریها و بنبستهای آتی را در همین لحظه قیمتگذاری میکند. وقتی فعالان اقتصادی مشاهده میکنند که جادههای درآمدی دولت مسدود شده و کسری بودجه سرسامآور ناگزیر به چاپ پول و پمپاژ نقدینگی ختم میشود، نمیتوان از آنها انتظار داشت که به توصیههای درمانی یا خطونشانهای رسانهای توجه کنند. خریداران بازار ارز به خوبی میدانند که بانک مرکزی بدون ذخایر اسکناس و بدون دسترسی به حوالههای نقدپذیر، ابزار قدرتمندی برای مداخله واقعی و تزریق سنگین به بازار ندارد؛ بنابراین، هرگونه اظهارنظر رسمی که متکی بر عرضه واقعی ارز نباشد، تنها اثر روانی کوتاهمدتی خواهد داشت و خیلی زود زیر موج تقاضا مدفون میشود.
پرسش کلیدی که این روزها افکار عمومی و فعالان اقتصادی را درگیر کرده، این است که این قطار تندرو تا کجا پیش خواهد رفت؟ تحلیل مؤلفههای بنیادی نشان میدهد که تا زمان پایداری شرایط فعلی، تقاضا برای دلار به عنوان یک دارایی امن فروکش نخواهد کرد. بانک مرکزی و دولت با کسری شدید منابع ارزی روبهرو هستند و در سوی دیگر، تقاضای خرد و خانگی برای تبدیل ریال به ارزهای معتبر روز به روز شدیدتر میشود. این دو قیچی همزمان، عرضه را تنگتر و تقاضا را گشادتر میکنند.
اگر شریانهای تجاری همچنان بسته بمانند و صادرات نفت در وضعیت صفر یا نزدیک به صفر تثبیت شود، کسری بودجه دولت از کنترل خارج شده و موجهای تورمی تازهای در پائیز پیشرو شکل خواهد گرفت. گرفتار شدن اقتصاد در گرداب ابرتورم دیگر یک کابوس و احتمال نیست، بلکه خطری ملموس است که نشانههای آن از همین تغییر کانالهای ساعتی دلار هویدا شده است. در غیاب یک گشایش دیپلماتیک جدی یا توقف فشار محاصره، دلار بازار آزاد همچنان به پیشروی خود ادامه خواهد داد و معیشت مردم را بیش از قبل در تنگنا قرار میدهد.