اقتصاد۲۴- این عدد را نمیتوان صرفاً یک علاقه شخصی یا ترجیح مدیریتی دانست. پشت این انتخاب، میتوان صدای بدنه تخصصی مهمترین نهاد تامین مالی دولت را شنید که در چند سال گذشته، همزمان با گذشت بخش مهمی از عمر دولت چهاردهم، احساس میکند در معادلات مدیریتی کشور کمتر دیده و شنیده شده است.
کارکنان سازمان، علاوه بر مشکلات جدی معیشتی و فشار اقتصادی، امروز با یک دغدغه مهم دیگر، ورود مدیران غیر سازمانی، کمرنگ شدن تخصصگرایی و فاصله گرفتن تصمیمگیریها از بدنه کارشناسی سازمان، نیز مواجهاند.
سازمان امور مالیاتی یک دستگاه عادی اداری نیست. پیچیدگی مأموریتهای مالیاتی، به مدیرانی نیاز دارد که این سازمان را بشناسند، مسیرهای آن را طی کرده باشند و بدانند تصمیمهای مدیریتی در پشت میز، چه تبعاتی برای کشور، دولت و کارکنانی دارد که در صف مقدم اجرای آن تصمیمها قرار دارند.
از همین منظر، نام مسیحی برای بخش بزرگی از کارکنان معنا پیدا کرده است؛ مدیری که درون همین سازمان رشد کرد، پلههای حرفهای و مدیریتی را طی کرد و دانش و تجربه مالیاتی را در سالها فعالیت به دست آورد؛ نه اینکه یکشبه از بیرون به رأس سازمان برسد.
اما مسئله امروز فقط بازگشت یک مدیر نیست؛ مسئله، بازگشت اعتماد به تخصص و سرمایه انسانی سازمان است.
ورود نیروهای خارج از بدنه سازمان، اگر با شناخت کافی و رعایت شایستهسالاری همراه نباشد، میتواند این احساس را در میان کارکنان تقویت کند که تجربه و تخصص سالها خدمت، دیگر ارزش سابق را ندارد.
اکنون که دو سال از دولت چهاردهم گذشته، شاید وقت آن رسیده باشد که صدای کارکنان سازمان امور مالیاتی جدیتر شنیده شود؛ کارکنانی که میگویند ما فراموش نشدهایم، ما سرمایه انسانی این سازمانیم؛ و اگر بیش از ۹۷ درصد کارشناسان از شرایط موجود ناراضی هستند و ۸۵ درصد آنها نام یک مدیر را بر زبان آوردهاند، پیش از آنکه درباره خودِ آن نام قضاوت کنیم، باید پیام پشت این انتخاب را بشنویم: کارکنان، مدیریت متخصص، آشنا با سازمان، برخاسته از بدنه و متکی بر شایستهسالاری میخواهند.
این صدا، صدای یک فرد نیست؛ صدای سرمایه انسانی بزرگترین سازمان تامین مالی دولت و کشور است.
منبع: جهان صنعت نیوز