
اقتصاد۲۴- تهران و واشنگتن این روزها مدام سیگنالهای متناقض میفرستند؛ از یک سو، کانالهای ارتباطی برای بازگشت به مذاکره فعال شده و جی دی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، برای محسن رضایی نامه فرستاده است؛ از سوی دیگر، گزارشهای رسانههای آمریکایی از آمادهسازی برای دور تازهای از حملات نظامی حکایت دارند؛ حملاتی که بنا بر گزارش والاستریت ژورنال ممکن است پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، در قالب عملیاتی کوتاه، اما شدید انجام شود. در چنین شرایطی، آتشسوزی گزارششده در یک شناور در تنگه هرمز و اعلام سپاه درباره برخورد سه نفتکش با مین و سرنگونی یک پهپاد آمریکایی، نشانههایی از شکنندگی وضعیتی است که هنوز نه به صلح رسیده و نه از خطر بازگشت به جنگ فاصله گرفته است.
خبر ارسال نامه جی دی ونس به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، مهمترین تحول دیپلماتیک اخیر است؛ نه به این دلیل که توافقی در دسترس قرار گرفته، بلکه، چون این مکاتبه در شرایطی انجام شده که واشنگتن همزمان برای احتمال ازسرگیری عملیات نظامی آماده میشود.
والاستریت ژورنال در گزارشی نوشته که ونس با هدف احیای مذاکرات صلح با یکی از مقامهای ارشد امنیتی ایران ارتباط گرفته است. اکسیوس نیز گزارش داد که معاون ترامپ در نامه خود تأکید کرده هرگونه مذاکره برای جلوگیری از حملات نظامی آمریکا باید شامل گفتوگو درباره برنامه هستهای ایران باشد. به نوشته اکسیوس، پیشنهاد ارسال نامه از سوی ونس مطرح شده و ترامپ نیز از آن استقبال کرده است.
نیویورکتایمز نیز گزارش داده که نامه مورد بحث، هفته گذشته از طریق میانجیهای قطری ارسال شده و یکشنبه به دست محسن رضایی رسیده است. مطابق این گزارش، ونس پیشنهاد مذاکرات مستقیم را مطرح کرده و گفته است که میتواند شخصاً هدایت هیئت آمریکایی را برعهده بگیرد.
با این حال، دونالد ترامپ روایت متفاوتی ارائه کرده است. او در پاسخ به خبرنگاران، موضوع نامه را به تأمین تجهیزات و اقلام پزشکی برای ایران مرتبط دانست و گفت: «اساساً، موضوع وارد کردن تجهیزات برای کمک به افرادی است که وضعیت جسمانی خوبی ندارند.»
در تهران نیز اصل ارسال نامه تأیید شده، اما نشانهای از پذیرش شروط واشنگتن دیده نمیشود. مصطفی نجفی، مشاور رسانهای محسن رضایی، نامهنگاری را تأیید کرده و لحن نامه را ملایمتر از ادبیات تهدیدآمیز پیشین توصیف کرده است. در مقابل، منبعی که المیادین از او نقل کرده، گفته است: «ایران پیش از اجرای هفت بندی که به آمریکاییها ابلاغ کرده، هیچ گام جدیدی برنخواهد داشت.» همین منبع تأکید کرده تهران میانجیگریای را که صرفاً به انتقال خواستههای آمریکا و فشار بر ایران محدود شود، نمیپذیرد.
به این ترتیب، فعلاً با دو روایت متفاوت مواجه هستیم؛ واشنگتن میخواهد پرونده هستهای در مرکز مذاکرات باشد و تهران بر اجرای شروط پیشین خود که پایان دادن به جنگ در راس آن است، اصرار دارد. تا زمانی که محتوای نامه منتشر نشده و پاسخ رسمی ایران اعلام نشود، نمیتوان از آغاز مذاکرات مستقیم یا توافق بر سر یک نقشه راه سخن گفت.
مهمترین هشدار درباره احتمال بازگشت جنگ در گزارش دیروز والاستریت ژورنال منتشر شد. این روزنامه به نقل از افرادی که از گفتوگوهای واشنگتن با کشورهای عربی خلیج فارس اطلاع دارند، نوشت آمریکا به چند کشور منطقه هشدار داده است که برای احتمال یک کارزار نظامی «کوتاه، اما شدید» علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای آماده باشند. این گزارش از افزایش نشانههای هماهنگی نظامی آمریکا و اسرائیل برای دور تازهای از حملات خبر میدهد؛ عملیاتی که هدف آن تضعیف توان ایران و واداشتن تهران به مذاکره عنوان شده است.
بر اساس همین گزارش، واشنگتن در حال تقویت ذخایر مهمات، آمادهسازی جنگندهها و بمبافکنها و افزایش ظرفیت دفاع موشکی در منطقه است. انتقال یک سامانه پاتریوت از تگزاس به خاورمیانه نیز در گزارشهای منتشرشده بازتاب داشته است. با این حال، والاستریت ژورنال تأکید کرده ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای حمله را نگرفته است. بنابراین، آمادهسازی نظامی را باید نشانه جدی بودن گزینه حمله دانست، نه اثبات قطعی صدور فرمان عملیات.
بیشتر بخوانید: آخرین موضع ایران در مذاکرات با آمریکا چیست؟؛ شرط تهران برای ادامه دیپلماسی
اکسیوس نیز در گزارشی جداگانه نوشته است قطر با حمایت پاکستان، عربستان، مصر و ترکیه برای دستیابی به توافقی تازه تلاش میکند تا ازسرگیری حملات پس از انتخابات آمریکا را متوقف کند. مطابق این گزارش، یکی از پیشنهادهای مطرحشده، بازگشت به ترتیباتی مشابه توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قاهره در سال گذشته است؛ ترتیباتی که میتواند زمینه بازدید بازرسان از تأسیسات هستهای آسیبدیده را فراهم کند. در مقابل، کاهش برخی تحریمها نیز بهعنوان بخشی از مسیر احتمالی توافق مطرح شده است.
اهمیت این پیشنهاد در آن است که بهجای حل فوری تمام اختلافات، میکوشد راهی برای بازگشت به مذاکره باز کند. اما همین طرح نیز با موانع جدی روبهروست. ایران خواهان اجرای شروط خود پیش از برداشتن گامهای جدید است، در حالی که واشنگتن از تهران میخواهد پرونده هستهای را در مرکز گفتوگوها قرار دهد. اکسیوس گزارش داده یکی از اختلافهای اصلی بر سر ترتیب اقدامات است: تهران خواهان رفع محاصره دریایی، آزادسازی منابع مسدودشده و امکان فروش نفت است، اما آمریکا از احیای مذاکرات هستهای پیش از ارائه امتیازهای اقتصادی سخن میگوید.
در کنار تحرکات دیپلماتیک و نظامی، تحولات تنگه هرمز خطر تشدید ناخواسته درگیری را افزایش داده است. روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران اعلام کرده سه نفتکش که به گفته این نیرو مقررات ایران را نقض کرده و از مسیر غیرمجاز عبور میکردند، پس از برخورد با مین دریایی آتش گرفتهاند. بنا به اعلام سپاه این شناورها سامانههای راداری و ناوبری خود را خاموش کرده و به هشدارها توجه نکرده بودند.
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا نیز از دریافت گزارشی درباره مشاهده یک شناور در حال سوختن در فاصله حدود ۹ مایل دریایی شمال خصب عمان خبر داده است.
رویترز در گزارشی درباره آخرین وضعیت بازار نفت نوشت که قیمت نفت با تقویت امیدها به مذاکرات ایران و آمریکا کاهش یافته، اما نگرانی از اختلال در عرضه همچنان پابرجاست. طبق این گزارش، نفت برنت در معاملات روز پنجشنبه با افت ۱.۳۸ درصدی به ۱۱۳.۷۳ دلار در هر بشکه رسید و نفت خام آمریکا نیز با کاهش ۲.۰۳ درصدی به ۱۰۰.۶۹ دلار رسید.
این ارقام نشان میدهد بازار به هر دو سناریوی دیپلماسی و تشدید نظامی واکنش نشان میدهد. کاهش قیمت نفت را نمیتوان نشانه رفع خطر دانست؛ همانطور که افزایش قیمت نیز لزوماً به معنای قریبالوقوع بودن حمله نیست. آنچه اهمیت دارد، تداوم نااطمینانی درباره امنیت عبور نفتکشها از یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است. اگر حملونقل دریایی با اختلال گستردهتری مواجه شود، پیامدهای بحران از مرزهای منطقه فراتر میرود و هزینه انرژی و حملونقل در اقتصاد جهانی افزایش مییابد.
سپاه همچنین از سرنگونی یک پهپاد آمریکایی از نوعامکیو-۱ در نزدیکی سواحل سیریک در شرق تنگه هرمز خبر داده است. این موضوع البته هنوز از سوی مقامهای آمریکایی تأیید نشده است.
واشنگتن در کنار تهدید نظامی، فشار اقتصادی را نیز بخشی از راهبرد خود قرار داده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ادعا میکند که فشار اقتصادی وضعیت جمهوری اسلامی را دشوار کرده و منابع مالی گروههای متحد ایران را محدود ساخته است. او همچنین از نگرانی مقامهای ایرانی درباره شرایط اقتصادی سخن گفته است.
در همین حال، رویترز در یک گزارش تحقیقی، از شبکهای متشکل از بیش از پنج هزار نهاد مرتبط با وزارت دفاع ایران خبر داده که به نوشته این خبرگزاری برای دور زدن تحریمها و واردات کالاهای نظامی و دوکاربردی استفاده شدهاند. رویترز نوشته است یکی از این نهادها از ژانویه ۲۰۲۵ تا ژوئن ۲۰۲۶ کالاهایی به ارزش حدود ۲.۳ میلیارد دلار وارد کرده که مواد شیمیایی مورد استفاده در سوخت موشک، قطعات صنعتی، تجهیزات دقیق و کامیونهای سنگین را شامل میشده است. به نوشته این خبرگزاری، بخشی از این شبکه از شرکتهای واسطه خارجی و درآمدهای حاصل از فروش نفت استفاده میکند.
انتخابات اسرائیل در شرایطی به پایان رسیده که نتیجه آن نه پیروزی قاطع بنیامین نتانیاهو بوده و نه راه را برای تشکیل آسان دولت مخالفان باز کرده است. با توجه به اینکه ائتلاف راست به رهبری نتانیاهو ۵۳ کرسی، احزاب مخالف یهودی به رهبری گادی آیزنکوت ۴۸ کرسی و احزاب عربی در مجموع ۱۹ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را به دست آوردهاند، هیچیک از دو بلوک اصلی به اکثریت ۶۱ کرسی نرسیده است.
در نگاه نخست، از دست رفتن اکثریت پارلمانی نتانیاهو میتواند نشانهای از تضعیف موقعیت سیاسی او باشد؛ اما این نتیجه به معنای پایان کار نخستوزیر اسرائیل نیست. مسئله اصلی، توان مخالفان برای تبدیل برتری عددی به ائتلافی واقعی است. مجموع کرسیهای احزاب مخالف نتانیاهو و احزاب عربی به ۶۷ میرسد، اما اختلاف بر سر همکاری با نمایندگان عرب میتواند مانع شکلگیری چنین ائتلافی شود. آسوشیتدپرس گزارش داده است که نتانیاهو همچنان امکان جذب برخی نمایندگان یا احزاب رقیب و تلاش برای تشکیل دولت وحدت را دارد. تا آن زمان، او در مقام نخستوزیر دولت موقت باقی میماند.
اثر این بنبست بر جنگ ایران و آمریکا دووجهی است. از یک طرف، نتانیاهو ممکن است برای حفظ جایگاه خود به نمایش قدرت امنیتی و تأکید بر تهدید ایران متوسل شود. از طرف دیگر، نامشخص بودن ترکیب دولت آینده و اختلافهای داخلی میتواند بر توان او برای پیشبرد یک راهبرد بلندمدت اثر بگذارد.
نکته مهمتر آن است که تغییر دولت در اسرائیل لزوماً به تغییر فوری سیاست این کشور در قبال ایران منجر نمیشود. حتی اگر نتانیاهو نتواند دولت تازهای تشکیل دهد، ساختار امنیتی اسرائیل و نگرانیهای مطرحشده درباره برنامه هستهای و توان موشکی ایران همچنان در محاسبات تلآویو حضور خواهند داشت.
افزایش هشدارهای سفر نیز بازتابی از نگرانی درباره وضعیت منطقه است. دولت استرالیا در بهروزرسانی ۲۹ اکتبر توصیه کرده است شهروندانش به ایران سفر نکنند و به افرادی که در ایران هستند گفته است در صورت امکان و با رعایت ملاحظات امنیتی، گزینه خروج را بررسی کنند. این هشدار با تأکید بر بیثباتی شدید شرایط امنیتی و احتمال حملات و تشدید درگیری منتشر شده است.
همچنین گزارشها درباره خروج کارکنان غیرضروری و اعضای خانواده دیپلماتهای آمریکایی از عربستان، در کنار آمادهسازی نظامی گزارششده از سوی والاستریت ژورنال، نشان میدهد نگرانی از گسترش بحران در محاسبات امنیتی واشنگتن جدی است.
در شرایط کنونی، دستکم دو مسیر پیش روی ایران و آمریکا قرار دارد. مسیر نخست، توافقی مرحلهای است که با بازگشت بازرسان آژانس به تأسیسات هستهای آسیبدیده، کاهش بخشی از فشارهای اقتصادی و تعیین چارچوب مذاکرات آغاز شود. مسیر دوم، شکست تلاشهای دیپلماتیک و بازگشت به حملات نظامی است؛ سناریویی که والاستریت ژورنال از آمادهسازی برای آن خبر داده، اما هنوز تصمیم نهایی درباره آن اعلام نشده است.
در صورت آغاز حملات تازه، واکنش ایران، وضعیت تنگه هرمز، احتمال آسیب دیدن زیرساختهای انرژی و تصمیمهای بعدی اسرائیل میتوانند روندی را آغاز کنند که کنترل آن برای همه طرفها دشوار باشد. در مقابل، توافق نیز بدون حل اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، پرونده هستهای و تحریمها بهسادگی حاصل نمیشود.
آنچه در روزهای پیش رو اهمیت دارد، فاصله میان پیامهای دیپلماتیک و تحرکات نظامی است. نامه ونس نشان میدهد هنوز کانالی برای گفتوگو وجود دارد؛ گزارشهای والاستریت ژورنال و اکسیوس نیز هشدار میدهند که این کانال ممکن است آخرین فرصت برای جلوگیری از دور تازه حملات باشد. انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، مذاکرات منطقهای و بنبست سیاسی اسرائیل، هر سه بر محاسبات طرفها اثر خواهند گذاشت، اما هیچکدام بهتنهایی نتیجه را تعیین نمیکنند.
در نهایت، خطر اصلی این است که هر طرف تصور کند زمان به سود اوست و میتواند با افزایش فشار، طرف مقابل را به تسلیم وادار کند.