
اقتصاد۲۴- میانجیگری قطر هنوز به توافقی برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا نرسیده، اما همزمان با ادامه گفتوگوها در دوحه، تهران و واشنگتن نشانههایی از آمادگی برای رویارویی نظامی تازه را بروز میدهند؛ وضعیتی که میتواند منطقه را در فاصلهای کوتاه از یک توافق شکننده به جنگی گستردهتر بکشاند. در تهران، آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح از پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی به هر تهدید احتمالی سخن گفتهاند. در واشنگتن نیز دونالد ترامپ از ادامه گفتوگوها خبر میدهد، اما هنوز تصمیم خود درباره حمله احتمالی را اعلام نکرده است.
این دو تصویر کافی است تا پیچیدگی شرایط را دریابیم؛ دیپلماسی در جریان است، اما هنوز هیچ نشانه قطعی از عقبنشینی دو طرف از خطوط قرمز خود دیده نمیشود. میانجیها به دنبال توافقی مرحلهای هستند که دستکم از آغاز دوباره حملات جلوگیری کند؛ در مقابل، تهران و واشنگتن هر یک میکوشند پیش از ورود به مذاکره، طرف مقابل را به پذیرش شروط خود وادار کنند.
دیدار امروز رهبری با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، مهمترین تحول نظامی و سیاسی تهران در میانه تلاشهای دیپلماتیک قطر است. فرمانده کل قوا در این دیدار تأکید کردند که هر سطح و نوعی از تهدید باید با «پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبهرو شود.
ایشان همچنین هشدار داده که «اگر دشمنان مجدداً حملات نظامی یا تروریستی را شروع کنند، این نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی و ملّت ایران هستند که زمان و شرایط پایان آن را تعیین میکنند.»
این سخنان در شرایطی مطرح شده که دولت آمریکا هنوز تصمیم نهایی خود درباره ازسرگیری حملات را اعلام نکرده و میانجیهای قطری برای جلوگیری از بازگشت جنگ تلاش میکنند. به همین دلیل، نمیتوان این دیدار را صرفاً یک جلسه معمولی با فرماندهان نظامی دانست. پیام آن، هم خطاب به واشنگتن و تلآویو است و هم به میانجیهایی که تلاش دارند تهران را به پذیرش یک توافق مرحلهای متقاعد کنند.
فرمانده کل قوا در این دیدار بر تقویت معماری اطلاعات نظامی، توسعه توان دفاعی بومی و استفاده از فناوریهای جدید تأکید کردند. همچنین بهروزرسانی بانک اهداف بهگونهای که «انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی ـ صهیونی» در تیررس نیروهای مسلح قرار بگیرد، از دیگر دستورهای این جلسه بوده است.
در روزهای اخیر، گزارشهای متعددی از تلاشهای قطر برای بازگرداندن ایران و آمریکا به میز مذاکره منتشر شده است. برخی منابع از پیشرفت مثبت در گفتوگوها خبر میدهند و حتی احتمال توافقی بزرگ را مطرح میکنند؛ اما گزارشهای معتبرتر نشان میدهند که هنوز اختلافهای اساسی میان دو طرف پابرجاست.
خبرگزاری رویترز نوشته بود که هیئت قطری پس از گفتوگوهای بیش از ۱۲ ساعته در تهران، روز شنبه در دوحه مذاکرات خود با نمایندگان ایران را ادامه داده است. به نوشته رویترز، قطر پیشنهاد یک برنامه هفتروزه برای اقدامات اعتمادساز میان ایران و آمریکا را مطرح کرده، اما تهران آن را رضایتبخش ندانسته است.
اکسیوس نیز گزارش داده است که مذاکرات میانجیهای قطری برای دستیابی به توافقی درباره ازسرگیری مذاکرات مستقیم میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، اما هنوز هیچ توافقی برای برگزاری مذاکرات مستقیم حاصل نشده است. این رسانه همچنین نوشته است که تاریخ مشخصی برای ورود هیئت آمریکایی به دوحه تعیین نشده است.
این گزارشها با روایتهایی که از نزدیک بودن یک توافق بزرگ سخن میگویند، فاصله دارد. به نظر میرسد آنچه اکنون در جریان است، نه مذاکره مستقیم برای امضای توافق نهایی، بلکه تلاش برای رسیدن به یک چارچوب اولیه است که بتواند مسیر مذاکرات بعدی را باز کند.
از این منظر، حضور هیئت قطری در تهران و ادامه گفتوگوها در دوحه را باید جدی گرفت؛ اما تبدیل آن به نشانه قطعی پایان جنگ، میتواند تصویری نادرست از وضعیت موجود ارائه دهد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با الجزیره، شروط تهران برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا را تشریح کرده است. او گفته است که ایران خواهان لغو تحریمهایی است که پس از یادداشت تفاهم اسلامآباد اعمال شدهاند، کاهش حضور نیروهای آمریکایی در منطقه، بازگرداندن معافیتهای نفتی و آزادسازی تمام داراییهای مسدودشده، از جمله داراییهای ایران در قطر است.
عراقچی همچنین تأکید کرده است که بازگشایی تنگه هرمز بر اساس شروط ایران میتواند زمینه را برای ازسرگیری مذاکرات درباره پروندههای باقیمانده فراهم کند. او درباره پرونده هستهای نیز گفته است که میانجیها پیشنهادهایی ارائه کردهاند که تهران در حال بررسی آنها در مرحله دوم مذاکرات است.
این موضعگیری، نشاندهنده تغییر در اولویتبندی تهران است. در شرایط فعلی، ایران تلاش دارد پیش از ورود به مذاکرات هستهای، بخشی از فشارهای اقتصادی و نظامی را از خود دور کند. در مقابل، آمریکا میخواهد موضوع هستهای را از همان ابتدا در مرکز هر توافقی قرار دهد.
بیشتر بخوانید: جیدی ونس در دقیقه نود وارد میدان شد؛ آیا میتواند مانع جنگ دوباره با ایران شود؟
اکسیوس در گزارش خود نوشته است که یکی از اختلافهای اصلی، اصرار دولت ترامپ بر امتیازهای هستهای ایران در برابر ازسرگیری مذاکرات و تأکید تهران بر رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییها و امکان فروش نفت پیش از ورود به مذاکرات است.
این اختلاف، تنها یک مانع فنی نیست. هر دو طرف میخواهند امتیازهای اولیه را بهگونهای تنظیم کنند که طرف مقابل نتواند پس از دریافت آنها، از ادامه توافق خودداری کند. به همین دلیل، حتی اگر توافقی اولیه به دست بیاید، سازوکار راستیآزمایی و ترتیب اجرای تعهدات میتواند به یکی از دشوارترین بخشهای مذاکرات تبدیل شود.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در نشست خبری حاشیه اجلاس گروه ۲۰ در آتلانتا گفته است که دونالد ترامپ ترجیح میدهد موضوع ایران از راه مسالمتآمیز حل شود. با این حال، او تأکید کرده که واشنگتن هنوز هیچ چارچوب زمانی مشخصی برای مذاکرات اعلام نکرده است.
روبیو گفته است: «درباره ایران اگر راه حل دیپلماتیکی وجود داشته باشد، ما از آن استقبال میکنیم»، اما افزوده است که چنین راهحلی نباید امنیت ملی آمریکا را به خطر بیندازد یا نگرانیهایی را که به گفته او باعث ورود واشنگتن به این وضعیت شده، نادیده بگیرد.
این موضعگیری، از یک سو نشان میدهد که دولت آمریکا هنوز مسیر دیپلماسی را نبسته است؛ از سوی دیگر، تأکید بر امنیت ملی و نبود چارچوب زمانی، به معنای حفظ آزادی عمل نظامی واشنگتن است.
روبیو در اظهارات دیگری، جمهوری اسلامی را عامل بیثباتی منطقه معرفی کرده و حمایت ایران از حزبالله، حوثیها و گروههای مسلح در عراق را بخشی از نگرانیهای آمریکا دانسته است. او همچنین درباره برنامه هستهای ایران هشدار داده و گفته است که واشنگتن نباید اجازه دهد تهران به قدرتی دارای سلاح هستهای تبدیل شود.
در این میان، گزارش اکسیوس درباره اختلاف نظر در حلقه نزدیک به ترامپ نیز قابل توجه است. به نوشته این رسانه، پیت هگست و مارکو روبیو نسبت به امکان دستیابی به توافق هستهای با جمهوری اسلامی بدبین هستند و معتقدند که فشار نظامی میتواند تهران را بیشتر تضعیف کند. در مقابل، جیدی ونس و فرستادگان ترامپ، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، از بازگشت به مذاکرات حمایت میکنند.
بنابراین، تصمیم نهایی ترامپ تنها به موضع ایران وابسته نیست؛ بلکه به اختلاف دیدگاه در دولت آمریکا، فشار متحدان منطقهای و ارزیابی او از هزینههای سیاسی و نظامی جنگ نیز بستگی دارد.
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط حساس درگیری ایران و آمریکاست. تهران بازگشایی این مسیر را به شروط خود گره زده و واشنگتن نیز محاصره دریایی و فشار بر درآمدهای نفتی ایران را بخشی از راهبرد خود قرار داده است.
در روزهای اخیر، گزارشهایی از افزایش حملات به شناورها در این آبراه منتشر شده است. خبرگزاری فارس گزارش داده است که دو قایق در آبهای جنوب جزیره قشم هدف حمله پهپادی قرار گرفتهاند و دو نفر مفقود و دو نفر مجروح شدهاند.
در چنین فضایی، هر حادثه دریایی میتواند به یک بحران سیاسی و نظامی تبدیل شود. اگر حملهای به یک شناور تجاری به کشته شدن خدمه یا آسیب جدی به زیرساختهای نفتی منجر شود، فشار بر دولتهای منطقه برای واکنش افزایش خواهد یافت. در نتیجه، تنگه هرمز فقط یک ابزار فشار در مذاکرات نیست؛ بلکه میتواند نقطه آغاز دور تازهای از درگیری باشد.
یکی از هشدارهای تازهای که در گزارشهای مربوط به احتمال جنگ بعدی مطرح شده، تهدید زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده در منطقه است. یک مقام ارشد امنیتی جمهوری اسلامی به سیانان گفته است که جنگ بعدی، «جنگ سورپرایزها» خواهد بود و تهران در آغاز و ادامه آن تلاش میکند از رفتارهای قابل پیشبینی پرهیز کند.
این مقام همچنین گفته است که ایران اجازه نخواهد داد آمریکا یک برنامه تهاجمی فشرده را اجرا کند و جنگ بعدی میتواند طولانی باشد. او زیرساختهای هوش مصنوعی مرتبط با پشتیبانی نظامی آمریکا را نیز در فهرست اهداف احتمالی قرار داده است.
این تهدید، در صورت عملی شدن، میتواند پیامدهایی فراتر از بحران انرژی و تنگه هرمز داشته باشد. مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال، علاوه بر کاربردهای نظامی، در شبکههای مالی، ارتباطی و تجاری منطقه نیز نقش دارند. حمله به آنها میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی را به کشورهای بیشتری منتقل کند.
آنچه امروز در تهران، دوحه و واشنگتن جریان دارد، بیش از آنکه نشانه پایان جنگ باشد، نشاندهنده رقابت بر سر شکل و زمان مرحله بعدی درگیری است. ایران تلاش میکند با تکیه بر تنگه هرمز، توان نظامی و تهدید به گسترش میدان جنگ، شروط خود را به طرف مقابل تحمیل کند. آمریکا نیز با محاصره دریایی، تحریمها و حفظ گزینه حمله، میکوشد تهران را به پذیرش محدودیتهای هستهای وادار کند.
در این میان، قطر تلاش دارد میان دو طرف توافقی مرحلهای ایجاد کند؛ توافقی که شاید در ابتدا به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش بخشی از محدودیتها و ازسرگیری مذاکرات منجر شود. اما اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، پرونده هستهای، حضور نیروهای آمریکایی و دامنه رفع تحریمها همچنان پابرجاست.
واقعیت این است که هیچیک از دو طرف هنوز از ابزار فشار خود صرفنظر نکردهاند. تهران از پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی سخن میگوید و واشنگتن از امکان دستیابی به اهداف نظامی. در چنین شرایطی، هر توافقی که تنها بر توقف موقت حملات تکیه کند و درباره ریشههای اختلاف راهحلی ارائه ندهد، میتواند به وقفهای کوتاه پیش از بحران بعدی تبدیل شود.
برای مردم ایران، خطر اصلی فقط آغاز دوباره جنگ نیست؛ بلکه ادامه وضعیتی است که در آن، اقتصاد زیر فشار محاصره و تحریم قرار دارد، امنیت منطقهای شکننده است و هیچ تضمینی برای پایان درگیری وجود ندارد. دیپلماسی قطر هنوز فرصتی برای جلوگیری از جنگ فراهم کرده است، اما این فرصت نه نامحدود است و نه تضمینشده.
در نهایت، پرسش اصلی این نیست که آیا تهران و واشنگتن در حال مذاکرهاند یا نه؛ پرسش این است که آیا دو طرف حاضرند پیش از آنکه یک حادثه نظامی یا محاسبه اشتباه، مسیر بحران را تعیین کند، از بخشی از خواستههای حداکثری خود عقبنشینی کنند؟ تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نشده، هر خبر از پیشرفت مذاکرات باید در کنار هشدارهای نظامی خوانده شود؛ نه بهعنوان نشانهای قطعی از صلح، بلکه بهعنوان فرصتی شکننده برای جلوگیری از جنگی پرهزینهتر.