اقتصاد۲۴- در شرایطی که کانال دوحه همچنان تلاش میکند با حفظ ارتباط میان تهران و واشینگتن، مانع از گسترش تنشها و بازگشت به یک جنگ فراگیر شود، تحولات دیپلماتیک اخیر در پکن از شکلگیری مسیری موازی برای مهار بحران حکایت دارد؛ مسیری که اینبار نه از حاشیه خلیج فارس، بلکه با محوریت چین و عمان و در تعامل مستقیم با شورای عالی امنیت ملی ایران در حال پیگیری است.
سفر دیروز دوشنبه علی باقریکنی، معاون بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به پکن و همزمانی آن با سفر تاریخی سلطان عمان به چین، در کنار گزارش المیادین درباره برگزاری نشست سهجانبه مقامهای ایرانی، چینی و عمانی، نشانههایی از تلاش برای فعالسازی دوباره ظرفیت میانجیگری مسقط با پشتوانه سیاسی و اقتصادی پکن به شمار میرود. اهمیت این تحرک دیپلماتیک در آن است که چین ظاهرا قصد دارد از جایگاه یک حامی سیاسی فراتر برود و در کنار عمان، در طراحی و تضمین یک مسیر احتمالی برای بازگشت تهران و واشینگتن به میز مذاکره نقش مستقیمتری ایفا کند و با این هدف که از شعلهورشدن دوباره جنگ جلوگیری کرده و موجب بازگرداندن دیپلماسی به کانون تحولات منطقه شود.
سفر علی باقریکنی، معاون بینالملل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران به پکن را باید در چارچوب تحولات فشرده دیپلماتیک پیرامون بحران تهران و واشینگتن و تلاش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای جلوگیری از تشدید درگیریها ارزیابی کرد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، باقریکنی به منظور دیدار و رایزنی با مقامهای چینی به پایتخت این کشور سفر کرده است تا درباره تحولات دوجانبه، منطقهای و بینالمللی گفتوگو کند.
همزمانی این سفر با تحرکات دیپلماتیک عمان و چین، به آن ابعادی فراتر از مناسبات معمول دوجانبه میبخشد. پیش از سفر باقریکنی، خبرگزاری چین روز یکشنبه از دیدار وانگیی، وزیر امور خارجه این کشور، با یک مقام امنیتی ایرانی در پکن خبر داده بود. اگرچه در اطلاعیه اولیه جزئیات بیشتری درباره هویت مقام ایرانی و محتوای مذاکرات ارائه نشد، این دیدار نشان میداد ارتباطات سیاسی و امنیتی تهران و پکن در سطحی جدی و در مقطعی حساس از تحولات منطقهای دنبال میشود. اهمیت این دیدارها زمانی بیشتر میشود که آنها را در کنار مواضع رسمی رئیسجمهور چین قرار دهیم. شی جینپینگ تأکید کرده است خاورمیانه و منطقه خلیج فارس نباید به عرصهای برای رقابتها و درگیریهای ژئوپلیتیکی تبدیل شوند. او همچنین بر ضرورت حلوفصل اختلافات از طریق راهکارهای سیاسی و دیپلماتیک تأکید کرده است.
این موضعگیری را میتوان نشانهای از نگرانی پکن نسبت به پیامدهای گسترش بحران، بهویژه بر امنیت منطقه و مسیرهای حیاتی تجارت و انرژی دانست. در واقع، چین در شرایطی که تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از بازگشت جنگ ادامه دارد، به دنبال آن است که از ظرفیت سیاسی و روابط خود با طرفهای مختلف برای تقویت راهحلهای مبتنی بر مذاکره استفاده کند. سفر باقریکنی نیز در همین چارچوب میتواند بخشی از رایزنیهای تهران برای ارزیابی ابتکارهای تازه دیپلماتیک و بررسی ظرفیت کشورهای مؤثر در جلوگیری از تشدید بحران باشد.
مهمترین تحول در حاشیه این سفر، گزارش شبکه المیادین درباره برگزاری نشست سهجانبه میان مقامهای ایران، چین و عمان در پکن است. این شبکه به نقل از یک منبع آسیایی مستقر در پایتخت چین گزارش داده پس از پایان دیدار سلطان هیثم بنطارق، سلطان عمان با شی جینپینگ، وانگیی و بدر البوسعیدی، وزیران خارجه چین و عمان، در تالار بزرگ خلق باقی ماندند تا در نشستی سهجانبه با هیئت ایرانی شرکت کنند.
براساس این گزارش، علی باقریکنی نیز در این گفتوگوهای غیرعلنی حضور داشته است. به روایت این منبع، موضوع اصلی نشست بررسی ابتکار تازه عمان برای میانجیگری میان تهران و واشینگتن و همچنین ارزیابی تضمینهای اقتصادی و امنیتی احتمالی چین در توافقی است که ممکن است در آینده میان دو طرف شکل بگیرد. البته جزئیات رسمی این نشست و محتوای دقیق پیشنهادهای مطرحشده از سوی هیچیک از سه طرف منتشر نشده و اطلاعات مربوط به آن فعلا بر گزارش المیادین و منبع آسیایی مورد استناد این شبکه تکیه دارد. با این حال، اگر روایت المیادین را در کنار مواضع رسمی پکن و مسقط قرار دهیم، میتوان نشانههایی از تلاش برای فعالسازی مجدد کانال عمان مشاهده کرد.
بیشتر بخوانید:فیلم/ترامپ ایران را در صورت نرسیدن به توافق تهدید کرد
به گفته منبع مورد استناد المیادین، مسقط در مقطعی از روند میانجیگری با مشارکت پاکستان و قطر کنار گذاشته شده بود و اکنون، پس از ناکامی آن تلاشها، بار دیگر ضرورت بازگشت به ظرفیت دیپلماتیک عمان احساس میشود. این منبع همچنین مدعی شده است کاهش اعتماد میان طرفها، فعالشدن آنچه «توافق مکه» خوانده شده و تلاش برای جداکردن پرونده یمن از موضوع ایران، از جمله عواملی بودهاند که به ناکامی مسیر پیشین میانجیگری کمک کردهاند. این ارزیابی، روایت یک منبع آسیایی است و نمیتوان آن را به عنوان جمعبندی رسمی طرفهای مذاکره تلقی کرد. نکته مهم دیگر در این گزارش، اشاره به نقش مستقیمتر چین است.
بر اساس روایت المیادین، پکن در این مرحله صرفا حامی سیاسی و غیرمستقیم میانجیگری عمان نیست، بلکه میکوشد در کنار مسقط، در روند شکلگیری یک مسیر دیپلماتیک جدید مشارکت فعال داشته باشد. چنین نقشی، در صورت تأیید و استمرار، میتواند به ابتکار عمان وزن بیشتری ببخشد؛ زیرا این کشور از یک سو کانال ارتباطی با تهران و واشینگتن را حفظ کرده و از سوی دیگر، از حمایت سیاسی و اقتصادی قدرتی مانند چین برخوردار است.
همزمان با انتشار گزارش المیادین، خبرگزاری شینهوا از توافق چین و عمان برای تشویق ایران و آمریکا به اتخاذ راهکارهای مسالمتآمیز، بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد و ازسرگیری مذاکرات میان دو طرف خبر داد. دو کشور همچنین بر ضرورت ازسرگیری تردد ایمن و عادی کشتیها در تنگه هرمز تأکید کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد نگرانیهای امنیتی و اقتصادی منطقه در مرکز رایزنیهای پکن و مسقط قرار دارد.
این مواضع در جریان مذاکرات گسترده هیثم بنطارق، سلطان عمان و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در تالار بزرگ خلق در پکن مطرح شده است. سفر سلطان عمان از این رو نیز اهمیت تاریخی دارد که نخستین سفر رسمی یک پادشاه عمان به چین از زمان برقراری روابط دیپلماتیک دو کشور در سال ۱۹۷۸ و نخستین سفر هیثم بنطارق به این کشور پس از رسیدن به سلطنت در سال ۲۰۲۰ محسوب میشود. اگرچه بخش مهمی از دستور کار این سفر به توسعه مناسبات اقتصادی و همکاریهای دوجانبه اختصاص داشته، همزمانی آن با تحولات مربوط به پرونده ایران و آمریکا و انتشار گزارش نشست سهجانبه، نشان میدهد دستور کار سیاسی و امنیتی نیز جایگاه قابل توجهی داشته است. سلطان عمان در این دیدار بر گسترش روابط اقتصادی با چین تأکید کرد و اعلام داشت سرمایهگذاری مستقیم شرکتهای چینی در عمان، با مشارکت سازمان سرمایهگذاری این کشور، طی سالهای اخیر از ۳۳ میلیارد یوان فراتر رفته است. همچنین در جریان این سفر، یک توافقنامه و ۱۴ یادداشت تفاهم و پروتکل همکاری در حوزههایی نظیر سرمایهگذاری، تبادل اطلاعات، علوم و فناوری و هوش مصنوعی به امضا رسید. این سطح از همکاری اقتصادی میتواند زمینهای برای تقویت مناسبات راهبردی دو کشور و افزایش ظرفیت چین برای ایفای نقش در تحولات منطقهای فراهم کند.
در این میان، اشاره منبع آسیایی المیادین به تضمینهای اقتصادی و امنیتی چین در توافق احتمالی میان ایران و آمریکا اهمیت ویژهای دارد. چنین تضمینهایی، اگر در قالب یک پیشنهاد مشخص و مورد توافق طرفها مطرح شوند، میتوانند بخشی از نگرانیهای مربوط به پایداری هرگونه تفاهم سیاسی را هدف قرار دهند. با این حال، هنوز روشن نیست این تضمینها دقیقا چه ابعادی دارند، چه تعهداتی را شامل میشوند و آیا واشینگتن اساسا آمادگی پذیرش چنین نقشی برای پکن را دارد یا خیر. از سوی دیگر، تأکید مشترک چین و عمان بر امنیت تنگه هرمز نشان میدهد مسئله صرفا به مناسبات سیاسی تهران و واشینگتن محدود نیست. اختلال در تردد دریایی این آبراه میتواند پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی، بازار انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه داشته باشد و به همین دلیل، پکن و مسقط انگیزه مشترکی برای جلوگیری از تشدید تنشها دارند.
در مجموع، تحولات پکن را میتوان نشانهای از شکلگیری یک مسیر دیپلماتیک موازی در کنار تلاشهای جاری در کانال دوحه دانست؛ مسیری که محور آن هماهنگی تهران، مسقط و پکن و هدفش فراهمکردن زمینه بازگشت به مذاکرات و جلوگیری از گسترش جنگ است. البته هنوز نمیتوان از شکلگیری یک سازوکار رسمی و تثبیتشده سخن گفت، اما حضور مقام امنیتی ایران در رایزنیهای پکن، مواضع مشترک چین و عمان و گزارش نشست سهجانبه، مجموعهای از نشانهها را در کنار یکدیگر قرار داده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا این هماهنگی میتواند از سطح رایزنیهای غیرعلنی فراتر برود و به ابتکاری عملی برای احیای مذاکرات تهران و واشینگتن تبدیل شود یا خیر.