نماینده فدراسیون روسیه درباره تبعات تصویب قطعنامه جدید ضدایرانی در شورای حکام هشدار داد و تأکید کرد که نظام پادمان آژانس نباید به «سلاح سیاسی» کشورهای غربی تبدیل شود.
روسیه و چین از وتو قطعنامه آمریکا اجتناب کردند و برای حفظ آتش بس به آن رای ممتنع دادند.الجزایر و پاکستان هم به بهانه جلوگیری از خونریزی به این قطعنامه رای مثبت دادند.
در حالی که پیشنویس قطعنامه اروپایی فشارهای جدیدی را بر تهران تحمیل میکند، دیپلماسی ایران در روزهای اخیر شاهد مجموعهای از تحرکات فشرده بوده؛ تحرکاتی که بهطور مشخص با هدف مدیریت پیامدهای نشست شورای حکام و جلوگیری از تشدید تنش در حال انجام است.
شورای امنیت سازمان ملل متحد روز سهشنبه، قطعنامهای که به پیشنهاد آمریکا برای «تشکیل یک نیروی بینالمللی تثبیتکننده در غزه» تهیه شده بود، تصویب کرد.۱۳ کشور به این قطعنامه رأی مثبت و روسیه و چین رأی ممتنع دادند.
تحولات اخیر نشان میدهد که غرب در مسیر افزایش فشار پیش میرود و آینده پرونده هستهای ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاسی پایتختهای قدرتمند وابسته است.
لارنس نورمن، خبرنگار وال استریت ژورنال که خودش پیشتر از احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خبر داده، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «میدانم که این موضوع [ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت ]بسیار بعید است. این طرح نیست
نشست این هفته شورای حکام، نقطهای تعیینکننده نیست، اما نشانهای مهم است؛ اینکه غرب میخواهد فعلاً صبر کند، اما این صبر نه به معنای پایان بحران، بلکه آغاز مرحلهای تازه از بازی طولانی هستهای ایران است
خبرنگار آمریکایی درباره پرونده ایران به شورای امنیت گفت: تصمیم این است که از هفته آینده (این هفته) روند تشدید فشار آغاز نشود. حدس میزنم اگر در چند ماه آینده تغییری در دسترسی آژانس به ایران و گزارشدهی ایران ایجاد نشود، این موضوع میتواند تغییر کند».
پیشنویس قطعنامه از ایران خواسته که «کاملاً مطابق با مفاد پروتکل الحاقی عمل کند» و در عین حال، ابراز تاسف کرده که «ایران در پنج ماه گذشته اطلاعات درخواستی در مورد وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده و تأسیسات هستهای خود تحت پادمان را در اختیار آژانس قرار نداده است.»
بلومبرگ نوشت: به گفته دیپلماتها، ایران ماهها پس از حملات هوایی به رهبری اسرائیل، درخواستهای بینالمللی برای همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ازسرگیری مذاکرات هستهای با آمریکا را نادیده میگیرد.
پس از انقلاب، سیاست ایران بر حفظ منافع ملی متمرکز بود و نه همکاری با غرب به هر قیمت. با وجود این، غرب برای سالها شریک اقتصادی ایران باقی ماند. رهبران ایران دشمنی ذاتی با غرب نداشتند؛ بلکه رفتار سیاسی و امنیتی غرب بود که همکاریها را دچار بحران کرد.
دبیر شورایعالی امنیت ملی نوشت: باید پذیرفت که ۳ روز نخست جنگ، روزهایی پرحادثه و سخت بود؛ اما طراحی و فرماندهی دقیق و مستقیم رهبر انقلاب صحنه را تغییر داد. ایشان همزمان میدان نبرد، پشتیبانی و نیازهای مردم را مدیریت کردند و این تدبیر، بههمراه ایستادگی ملت، ورق جنگ را برگرداند.
لحن و ادبیات علی لاریجانی در مقایسه با عباس عراقچی بهوضوح متفاوت است؛ جملات او با دقت انتخاب شده و توازن میان خطوط قرمز داخلی و نیاز به جلوگیری از تشدید بحرانهای دیپلماتیک را رعایت میکند.
لاریجانی در پیامی شاعرانه خطاب به آمریکاییها با استفاده از تشبیهی کنایهآمیز گفت: «اسب تازی و گر ضعیف بود، همچنان از طویلهای خر به»، که واکنشی طنزآمیز و انتقادی به مواضع آمریکا تلقی میشود.
امروز روشن شده که مسئلۀ هستهای بهانهای بیش برای مبارزه با مردم ایران نبود. کما اینکه در خصوص موشکی و مقاومت هم نظر میدهند. ایران زیربار حرف مفت تسلیم نمیرود.
دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید کرد که ایران تسلیم فشارها و اظهارنظرهای بیاساس نخواهد شد و با اشاره به برد موشکهای کشور گفت: «به آمریکا و غرب چه ربطی دارد که در اینباره نظر بدهند؟»
نماینده ایران در بخشی از نامه مینویسد: «اظهارات اخیر رئیسجمهور سابق ایالات متحده، که در آن مسئولیت حملات نظامی علیه ایران را میپذیرد، اقدامی بیپروا و تحریکآمیز است و بهروشنی مصداق تهدید به زور در چارچوب بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد به شمار میآید.»
طی روزهای اخیر خبرهای پیوستدار جدیدی درباره پیامهای مذاکراتی میان ایران و آمریکا منتشر شده است. گزارشهایی که فشار و مذاکره را همزمان با یکدیگر روایت میکنند و ۲ روی سکه ارزیابی میکنند.