مقامات ایران بارها تأکید کردهاند که سیاست فشار و تهدید نمیتواند مسیر حلوفصل مسائل هستهای را هموار کند. توافق اخیر ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قاهره و چند بسته پیشنهادی ایران نیز نشان داد تهران همچنان به دیپلماسی و همکاری فنی با نهادهای بینالمللی پایبند است
مرتضی افقه گفت: «اکنون وضعیت این است؛ ایران یا باید مذاکره کند و یا وارد جنگ شود؛ آن هم جنگی که این بار میتواند اجماع جهانی را علیه ما ایجاد کند، بنابراین مسیر اصلی، مذاکره است. اگر برخی منتقدان مذاکره ادعا دارند که ما باید به لحاظ نظامی تقابل کنیم و میتوانیم، خب چرا به طریق اولیتر از طریق مذاکره این برتری را نباید به دست بیاوریم. یعنی آن قدر توانمند باشیم که همان طور که مدعی هستیم در نظامی توانمند هستیم در حوزه دیپلماسی نیز فریب نخوریم و مذاکره مقتدرانه را در پیش بگیریم، چرا که در غیر این صورت از هر دو طرف بازنده خواهیم بود.»
وزارت خزانهداری آمریکا در تداوم فشارهای حداکثری واشنگتن علیه ایران، یک فرد، هفت شرکت و ۹ نفتکش را به بهانه نقش داشتن در فروش نفت تهران و دور زدن تحریمهای ضد ایرانی هدف تحریم قرار داد.
اهرم فشار اروپا، تاریخ انقضایی زودگذر دارد. در ۱۸ اکتبر، ظرفیت قانونی یک کشور اروپایی برای فعال کردن یکجانبه اسنپبک منقضی میشود و به اندک اهرم رویهای باقیمانده اروپا پایان میدهد.
بازار آشفته اقتصاد نفتزده ایران چنان در تلاطم است که هر بادی میتواند آن را تکان دهد؛ چه ایجاد تعرفههای ۵۰ درصدی آمریکا علیه هند باشد و چه فعال شدن مکانیسم ماشه که علیالظاهر نباید این دو خیلی به فروش نفت ما ارتباطی داشته باشد.
عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران میگوید: به طور کلی با چهار قطعنامه، ارتباط ما با اقتصاد جهان قطع میشود. از آنجایی هم که قطعنامه سازمان ملل است نه تحریمهای آمریکا، امکان دور زدن تحریم وجود ندارد و تمامی کشورهای عضو سازمان، فارغ از صحیح یا غلط بودن قطعنامه، موظف به اجرای آن هستند.
بهشتیپور بر این باور است که در شرایط کنونی بیش از هر چیزی ماهیت مذاکرات و تمایل ایران به رایزنیها حائزاهمیت است و همین گزاره میتواند چهرهای دیگر از دیپلماسی جمهوری اسلامی را به جهان نشان بدهد. این کارشناس مسائل بینالملل مذاکرات را ابزاری ضروری برای دیپلماسی کشور دانست و همچنین مواضع عباس عراقچی را فرصتسازی جهت بازگذاشتن روزنه برای تعامل و دیپلماسی در دنیا خواند.
تنشها میان ایران و کشورهای غربی شدت گرفته و احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است؛ سازوکاری که در صورت فعال شدن، میتواند تمامی تحریمهای سازمان ملل علیه ایران را که پیش از توافق هستهای برجام لغو شده بودند، بدون نیاز به رای گیری مجدد در شورای امنیت، دوباره برقرار کند. در صورت فعال شدن این ساز و کار، شش قطعنامه تحریمی بین سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ دوباره فعال خواهند شد.
قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۱۵) که بر برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) صحه نهاده و رسیدگی شورای امنیت به موضوع هستهای ایران را بر عهده گرفته است، در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ منقضی خواهد شد.
یک اقتصاددان میگوید: خبر وزیر اقتصاد مبنی بر دعوت FATF از ایران در حد یک خبر درمانی میتواند باشد، اما در عالم واقعیت چیزی نصیب ایران نخواهد شد. گفتوگوهایی انجام میشود ولی برای ما فایدهای نخواهد داشت چون توان خروج ایران از لیست سیاه وجود ندارد. مذاکرات باید خارج از بحث کنوانسیونها و از زاویه سیاسی پشت پرده صورت گیرد، کاری که همه کشورها انجام دادند.
اقتصاد ایران که قبل از تحریم، هرسال در مسیر بزرگ شدن بود، ناگهان به سراشیبی افتاد/در سال ۱۳۹۰، اقتصاد ایران ۶۲۵ میلیارد دلار و درآمد سرانه مردم بیش از ۸ هزار دلار بود. اما امروز اقتصاد و درآمد مردم بیش از یک دوم کاهش داشته است/در این ویدیو محاسبه کردیم اگر تحریمها نبود، امروز اقتصاد و درآمد مردم چه میزان بود؟ آیا تحریمها واقعا کاغذپاره بود؟
«اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اعمال تحریمهای جدید از سوی آمریکا علیه مجموعهای از اشخاص حقیقی و حقوقی و شناورهای مرتبط با حوزه انرژی و نفت ایران را به شدت محکوم کرد.
کد خبر: ۳۱۷۲۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۴/۰۵/۰۹
در گفتوگوی اقتصاد ۲۴ با یک کارشناس مسائل بینالملل مطرح شد؛
یک تحلیلگر مسائل بینالملل میگوید: تحریم برای کسانی کاغذپاره است که نان افراطیگری و شعارهای تند را میخورند. آنها سالهاست شعارهای تند میدهند، ادعای بستن تنگه هرمز و ترور دیگران را دارند ولی با همین ادعاها روز به روز مناصب بیشتری میگیرند. توصیهام به آنها این است که سری به سفره مردم بزنند. همانطور که تحریمها را کاغذپاره میدانند سفره مردم را هم کاغذپاره میدانند و برایشان مهم نیست این افراطیگریها چه بلایی بر سر سفره مردم میآورد.
یک اقتصاددان میگوید: درصورت فعال شدن مکانیسم ماشه تمام تحریمهای سازمان ملل بازمیگردد و ما به نقطه سر خط سال ۹۲ بازمیگردیم. این موضوع بسیار پیچیده و خطرناک است و من هم سردرگم هستم و نمیدانم چه خواهد شد، چراکه طرف آمریکایی هم با ابزار مکانیسم ماشه دارد بازی میکند و هم با ابزار رسانههای جهانی که میگوید ما آمادهایم به نتیجه برسیم ولی طرف ایرانی نمیخواهد. من نمیدانم چه سرانجامی پیش خواهد آمد ولی در یک مخمصهای گرفتار شدهایم.
واضح به نظر میرسد که بخش نفت ایران شاهد بازگشت تحریمهای شدید خواهد بود. با این وجود، دولت ترامپ ممکن است لزوما ابزار لازم برای انجام این کار را در اختیار داشته باشد به ویژه با توجه به تغییراتی که در زمینههای بینالمللی و منطقهای و حتی در قابلیتهای ایران رخ داده است، که میتواند دلیلی برای تجدید نظر در رابطه با ایران و نفت آن باشد.