از زمان آتشبس، ایران شاهد الگوی نگرانکنندهای از آتشسوزیها و انفجارها در شهرهای خود بوده است. از پایتخت گرفته تا مراکز مذهبی مانند قم، و قطبهای صنعتی مانند تبریز، گزارش چنین حوادثی تقریباً به یک اتفاق روزمره تبدیل شده است.
در یکی از شبهای جنگ ۱۲ روزه، در منطقه کیانشهر اهواز، خانوادهای در خیابان لاله روبهروی پدافند که مشغول دورهمی خانوادگی بودند شاهد حادثهای غمانگیز شدند. حدود ساعت ۳:۳۰ بامداد، صدای انفجارهای مکرر در منطقه بلند شد. صدایی که شیشههای منزل پسرعموی مسعود را شکست و فضای خانه را پر از ترس و وحشت کرد.
علیرغم شعارهای مطرح شده، تجربه نشان داده که این روابط بر اساس منافع موقت مدیریت میشوند، نه تعهدات استراتژیک محکم، که ارزش آن را برای تصمیمگیرندگان ایرانی تضعیف میکند. این واقعیت، اولویتهای سیاست خارجی ایران را تغییر شکل خواهد داد و محدودیتهای آن چه مسکو یا پکن میتوانند در لحظات رویارویی به تهران ارائه دهند را آشکار میسازد.
در موضوع پناهگاه ساختمان و سازهها باید در برابر انفجار و زلزله مستحکم باشد در حالیکه مساجد، مدارس و مترو با این رویکرد ساخته نمیشوند حال اینکه اساسا بخشی از مدارس خود نیاز به نوسازی دارند
برهانی، حقوقدان و استاد دانشگاه گفت: جامعه ایران بسیار باهوش است. همان جامعهای که با ایستهای بازرسی همراهی میکند، کاهش سرعت اینترنت و فیلترینگ را نمیپذیرد. اقداماتی که انجام میشود باید همراه با اقناع و پذیرش جامعه باشد اگر به این مسئله توجه نشود مجدد شکاف ایجاد میشود. ما باید تلاش کنیم تا مردم این اقدامات را بپذیرند و از آن حمایت کنند.
تحریمها همچنان یکی از عوامل کلیدی در تضعیف بنیانهای اقتصادی کشور هستند. مادامی که خطر تحریمهای ثانویه پابرجاست، سرمایهگذار خارجی از ورود به اقتصاد ایران بیم خواهد داشت و بنابراین، پیشنیاز هرگونه بازسازی اقتصادی، فراهمکردن بستر جذب سرمایهگذار خارجی است.
دولتها برای تأمین منابع مالی جنگ از ابزارهایی مانند مالیات، استقراض داخلی و خارجی، و در نهایت چاپ پول استفاده میکنند. اگرچه جنگ میتواند برخی صنایع را شکوفا کند، اما در مجموع آثار آن بر اقتصاد منفی، طولانیمدت و پرهزینه است.
اقتصاد برای رشد نیاز به پیشبینیپذیری، سرمایهگذاری و امنیت دارد. جنگ، هر سه این عناصر را به چالش میکشد. با افزایش هزینههای نظامی، منابع دولت از بخشهای توسعهای به سمت تسلیحات و جبران خسارات میرود.
رئیس انجمن راهنمایان گردشگری میگوید: حدود ۲ هزار نفر بیمه شده راهنمای گردشگری داریم که تمام آنها بیکار شدهاند. البته شاید حدود ۳ هزار نفر دیگر هم از میان کسانی باشند که در حوزه گردشگری، نیمه فعال کار میکنند یا راهنمای گردشگری شغل دومشان است و آنها هم آسیب دیدهاند. اما از میان کسانی که نه بیمه بیکاری و نه شغل دیگری دارند، حدود ۲ هزار نفر بیکار شدهاند