«فریدریش مرتس» صدراعظم آلمان روز شنبه جنگ میان آمریکا و اسرائیل با ایران را «کاملا غیرضروری» توصیف کرد و هشدار داد که «موج ضربه ژئوپلیتیکی» آن از هماکنون در بازارهای جهانی انرژی احساس میشود.
در میانه ابهام آتشبس و فشارهای اقتصادی، تعدد صداها و مواضع متناقض از تریبونهای مختلف، نهتنها افکار عمومی را سردرگم کرده بلکه به مانعی جدی بر سر راه دیپلماسی تبدیل شده و به طرف مقابل سیگنالهای اشتباه میفرستد.
با وجود سفر فشرده عراقچی به پاکستان و میانجیگری اسلامآباد، تنشهای ایران و آمریکا نه تنها کاهش نیافته بلکه همزمان با استقرار سه ناو هواپیمابر آمریکایی، تحریمهای جدید علیه شریانهای نفتی و ارزی ایران، به اوج خود رسیده است. همه چشمها اکنون به طرح ایران برای پایان جنگ دوخته شده است.
در ادامه تحرکات دیپلماتیک برای کاهش تنشها در منطقه، امیر قطر در گفتوگو با رئیسجمهور آمریکا از آمادگی کشورش برای حمایت از تلاشهای میانجیگرانه جهت پایان درگیریها خبر داد.
خضریان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اعلام قطعی بودن جنگ، از تصمیم جمهوری اسلامی برای توقف هرگونه تبادل پیام با آمریکا خبر داد. وی تاکید کرد که انواع تبادل پیام با آمریکا از طریق شبکههای اجتماعی و خبرنگاران باید متوقف شود.
روزنامه نیویورکتایمز گزارش داد آمریکا از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه حدود ۱۱۰۰ موشک کروز دوربرد، از جمله تاماهاک، شلیک کرده؛ رقمی که نزدیک به نیمی از ذخایر این نوع موشک در زرادخانه ایالات متحده برآورد میشود.
دختر مجروح بمباران مدرسه میناب میگوید: وقتی مرا از زیر آوار پیدا کردند، بیهوش بودم و با آمبولانس به بیمارستان بردند؛ داییام میگوید که گفتهاند من مردهام و میخواستند مرا هم مثل بقیه بچهها داخل کیسه (کاور ویژه اجساد افراد جانباخته) بگذارند؛
ترامپ نوشت: من تمام وقت جهان را در اختیار دارم، اما ایران چنین نیست، زمان بهسرعت میگذرد! دلیل اینکه برخی از رسانهها در جذب مشتری و بیننده اینقدر ضعیف عمل میکنند این است که دیگر اعتبار ندارند.
در میانه فشارهای جنگی و تنگنای معیشتی، قرار بود بانکها به کمک مردم بیایند؛ اما آنچه در عمل رخ داده، فاصلهای عمیق بین حرف و عمل نظام بانکی را به نمایش گذاشت، شاهد آنکه جریمههای بانکی هنوز پابرجاست و بخشنامه بانک مرکزی روی میز شعب خاک میخورد.
گزارشها از احتمال آغاز دور تازهای از مذاکرات میان تهران و واشنگتن در روزهای آینده حکایت دارد، اما همزمان تشدید حضور نظامی آمریکا در منطقه و صدور تهدیدهای صریح از سوی دونالد ترامپ، چشمانداز روابط دو کشور را در وضعیتی مبهم و پرتنش قرار داده است.
حسامالدین آشنا در توئیتی نوشت: هر فرد و جریانی که رویکرد و عملکرد عملیاتی/ مطالباتی/ مذاکراتی ایران را تخریب کند؛ در حال خدمت مستقیم به راهبرد صهیونیستی علیه پایان عزتمندانه جنگ است.
نیز پس از فروکش جنگ و سایهافکنی آرامش و عافیت- انشاءالله- بر این مرز و بوم، باید به هوش بود، تا دوباره برخی محافل داخلی به بهانههای صیانت و امثالآن، پنجه بر رخسار مردمان نکشند و این شبهای تابهصبح پایکاربودن مردم را در غبار دیدگان کمسوشان محو نکنند- آنچنان که بعد از جنگ دوازده روزه بعضاً چنان کردند.
این گزارش نشان میدهد با نزدیک شدن جنگ ایران به مهلت ۶۰روزه، کنگره آمریکا زیر فشار تعیین تکلیف قرار گرفته است. جمهوریخواهان بهجای توقف جنگ، به دنبال تصویب مجوز ادامه آن هستند، در حالی که دموکراتها خواهان مهار درگیری و افزایش نقش کنگرهاند. چهرههایی مانند کریس مورفی بر لزوم پذیرش مسئولیت رسمی تأکید دارند. در مقابل، دولت دونالد ترامپ خود را دارای اختیار کافی میداند و همین مسئله، جنگ را به میدان جدال سیاسی و حقوقی در واشنگتن تبدیل کرده است.
تحلیل روزنامهای بررسی کرده است در صورتعدم حضور ایران در مذاکرات، احتمال ازسرگیری عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل بسیار بالا خواهد رفت که از آن به «انتخاب جنگ در غیاب راهبرد خروج» تعبیر شده است.
واشنگتن در سایه آتشبسی شکننده و عقبنشینی از تقابل مستقیم، نسخهای کمهزینهتر، اما فرسایشیتر را روی میز گذاشته است؛ محاصره دریایی برای فشار اقتصادی. اما آیا این راهبرد میتواند اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی ببرد یا تجربه دور زدن تحریمها، نجاتبخش میشود؟