اقتصاد۲۴- یک هفته بعد از شروع اعتراضات جاری که در نتیجه فشار اقتصادی و با مطالبات معیشتی شکل گرفته و در حالی که ناترازیهای بودجهای و فشار تورمی، سفرههای مردم را به کوچکترین حد خود در دهههای اخیر رسانده است، دولت در اقدامی که بوی «مُسکنی برای عبور از وضعیت بحرانی» میدهد، از شارژ اعتبار ۴ میلیون تومانی کالابرگ برای تمامی دهکها خبر داد. این تصمیم که حتی دهک دهم را هم زیر چتر حمایتی خود آورده، بیش از آنکه نشاندهنده «عدالت توزیعی» باشد، پرسشهای جدیتری را درباره کارآمدی این دست سیاستهای «اعانهای» در ساختار اقتصادی ایران برانگیخته است.
شارژ یکباره اعتبار برای تمامی دهکها (از ۱ تا ۱۰)، پارادوکسی را در بطن خود دارد که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. در حالی که منطقِ اقتصاد حمایتی بر «هدفمندی» و تمرکز بر اقشار آسیبپذیر تأکید دارد، شمولیت ۸۰ میلیون نفری این طرح نشان میدهد که دولت احتمالاً به دنبال ایجاد یک «رضایتمندی عمومیِ گذرا» است تا یک جراحی عمیق اقتصادی.
تخصیص یک میلیون تومان اعتبار ماهانه به دهکهای مرفه (دهک دهم) در شرایطی که دولت با کسری بودجه مزمن دستوپنجه نرم میکند، از منظر عدالت اجتماعی زیر سوال است. این اقدام بیش از آنکه دردی از معیشت فرودستان دوا کند، نوعی «پاشیدن منابع» در سطحی وسیع است که در نهایت میتواند به افزایش نقدینگی و تشدید تورم در بازارهای موازی منجر شود.
دولت متعهد شده است که «مابهالتفاوت قیمتها» را جبران کند؛ جملهای که در تئوری بسیار جذاب است، اما در عمل با سدِ سختی به نام «واقعیت بازار» برخورد میکند. نرخ تورم نقطه به نقطه در اقلام پروتئینی و لبنی، فرسنگها از توانِ خریدِ اعتبارهای یک میلیون تومانی جلوتر است.
در واقع، کالابرگ زمانی میتواند آرامشبخش باشد که قیمت کالا در بازار «ایستا» بماند. اما وقتی قیمت مرغ یا گوشت در طول یک ماه نوسانات چند ده درصدی را تجربه میکند، اعتبار دولتی به سرعت ارزش اثربخشی خود را از دست میدهد. جامعه امروز به خوبی درک کرده است که ریشه فقر، نه در کمبود یارانه، بلکه در سقوط ارزش پول ملی است. بنابراین، تزریق اعتبار کالابرگی بدون مهار تورم، تنها به مثابه مسکنی است که اثرش پیش از رسیدن به مقصد (فروشگاه) از بین میرود.
پاسخ به این پرسش مستلزم نگاهی عمیقتر به «روانشناسی اجتماعی» است. آرامش جامعه زمانی محقق میشود که مردم حس کنند آینده «پیشبینیپذیر» است. شارژ ۴ ماهه اعتبار به صورت علیالحساب، اگرچه در کوتاهمدت فشارهای معیشتی را اندکی تلطیف میکند، اما نمیتواند اضطراب ناشی از ناپایداری اقتصادی را از بین ببرد.
جامعه ایران به تجربه آموخته است که این دست «سورپرایزهای پولی»، غالباً پیشدرآمدی بر یک جهش قیمتی دیگر یا جبرانِ بخشی از هزینههایی است که پیشتر از جیب مردم برداشت شده است. برای مردمی که میانگین قیمتهای اساسیشان با مقیاسهای جهانی رقابت میکند، یک میلیون تومان بیشتر شبیه به یک «کمکهزینه جانبی» است تا راهکاری برای تأمین امنیت غذایی.
اقدام دولت در شارژ کالابرگ، اگرچه با نیت حمایت از معیشت صورت گرفته، اما همچنان در دایره «سیاستهای واکنشی» باقی مانده است. ایران امروز بیش از آنکه به کالابرگ و کوپن الکترونیک نیاز داشته باشد، تشنه ثبات در سیاستگذاری، شفافیت در توزیع منابع و پایان دادن به اقتصاد دستوری است.
واقعیت میدانی نشان میدهد که «خیابان» و «سفره»، دو روی یک سکه هستند؛ تا زمانی که سیاست نتواند تورم را مهار کند و ثبات را به بازار برگرداند، هیچ اعتباری نمیتواند جای خالی «قدرت خرید واقعی» را پر کند. سیاستمداران باید بدانند که کالابرگ یک میلیونی شاید برای چند روزی فضای رسانهای را آرام کند، اما در برابر طوفان هزینههای زندگی، چترِ بسیار سوراخی است.