اقتصاد۲۴- خاورمیانه این روزها وضعیتی را تجربه میکند که بسیاری از تحلیلگران استراتژیک آن را «لحظه صفر» یا آستانه یک انفجار بزرگ توصیف میکنند. گزارشهای افشاگرانه رسانههایی، چون «میدل ایست آی» درباره ائتلاف پدافندی میان بریتانیا، امارات متحده عربی و اردن، فراتر از یک همکاری نظامی ساده، نشاندهنده تولد یک بلوک امنیتی جدید در حاشیه مرزهای ایران است. این ائتلاف که وظیفه رهگیری پرتابههای ایرانی را بر عهده گرفته، در واقع به مثابه یک «چتر امنیتی» بر فراز اسرائیل و پایگاههای آمریکایی عمل میکند تا با بیاثر کردن قدرت موشکی و پهپادی ایران که همواره اصلیترین ابزار بازدارندگی تهران بوده، مسیر را برای هرگونه اقدام تهاجمی احتمالی هموار سازد.
در جبهه مقابل، واشنگتن با اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و بمبافکنهای استراتژیک «بی-۵۲»، سیاستی را پیش گرفته که در محافل نظامی به «دیپلماسی بمبافکن» معروف است.
دونالد ترامپ با این آرایشِ نظامیِ پرسرصدا، دو هدف موازی را دنبال میکند: اول، ایجاد فشار حداکثری برای وادار کردن تهران به مذاکرهای تحت فشار، و دوم، آمادهسازی زمین بازی برای سناریوی «ضربه متوالی» که نتانیاهو به شدت بر آن پافشاری میکند. با این حال، گزارشهای اخیرِ نیویورکتایمز مبنی بر درخواست نتانیاهو از ترامپ برای «تعویق حمله»، نشان میدهد که حتی جدیترین حامیان درگیری نیز از عواقب غیرقابل پیشبینی یک برخورد مستقیم در هراسند؛ هراسی که ریشه در هشدار قاطع تهران مبنی بر «سرایت ناامنی به کل منطقه» دارد.
اینجا تهران انگار تکلیف روشن است، از سخنان امروز محسنیاژهای، توییت علی اکبر ولایتی و حتی حرفهای اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه اینطور معلوم است که مذاکره در دستور کار نیست. در عین حال سخنگویان وزارت خارجه و دفاع ایران در بیانیههایی که بوی باروت میدهند، صراحتاً اعلام کردهاند که ورود هیچ ناوی نمیتواند در اراده دفاعی ایران خللی ایجاد کند. دکترین «دفاع جانانه» که اکنون ورد زبان مقامات نظامی ایران است، بر این پایه استوار شده که در صورت بروز هرگونه تعرض، پاسخ ایران نه تنها از قبل قاطعتر، بلکه «دردناکتر» خواهد بود. این یعنی تهران قصد دارد هزینه هرگونه حمله را نه فقط برای متجاوز، بلکه برای تمام کشورهایی که خاک یا آسمان خود را در اختیار ائتلاف قرار دادهاند، به حداکثر برساند. فرماندهان نظامی ایران با تأکید بر پیوند «قدرت و معنویت»، لنگرگاه ثبات منطقه را در توان دفاعی خود میبینند و هرگونه حضور بیگانه را عامل اصلی تلاطم میدانند.
در لایه بینالمللی، کرملین با نگاهی نگران به این تحرکات، هرگونه اقدام نظامی آمریکا را گامی در جهت بیثباتی مطلق جهان توصیف کرده و خواستار خویشتنداری شده است؛ هشداری که نشان میدهد در صورت وقوع درگیری، مسکو به سادگی از کنار تضعیف شریک استراتژیک خود در خاورمیانه نخواهد گذشت. تحلیلگران اقتصادی نیز با رصد این تنشها، از احتمال جهش قیمت نفت بریت به بالای ۹۰ دلار در صورت بسته شدن شریانهای انرژی سخن میگویند.
در نهایت، آنچه امروز در بهمن ۱۴۰۴ شاهد آن هستیم، یک بازی مرگبار بر لبه تیغ است؛ جایی که یک سو ائتلافهای نوین پدافندی و ناوگانهای عظیم قرار دارند و در سوی دیگر، کشوری که امنیت خود را با امنیت کل جهان گره زده است. روزهای آتی مشخص خواهد کرد که آیا این آرایش نظامی صرفاً ابزاری برای یک معامله بزرگ است، یا جرقهای برای آتشی کهتر و خشک منطقه را با هم خواهد سوزاند.