
اقتصاد۲۴- پیرو افزایش تهدیدهای آمریکا و پاسخهای تهران، همچنین به واسطه تحرکات نظامی در منطقه و رفت و آمد مقامات آمریکایی به اسرائیل احتمال حمله نظامی به ایران بیش از هر وقت دیگری مطرح شده است. این وضعیت زیر ذرهبین مقامات و رسانههای دنیا نیز قرار گرفته است. مثلا واشینگتنپست در روزهای اخیر به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت که دونالد ترامپ در دو تا سه هفته آینده فرصت حمله به ایران را دارد همزمان با استقرار توان نظامی آمریکا در خاورمیانه.
تحلیلها در کشورهای منطقه نیز بر این نکته تأکید کردهاند که تهدیدهای لفظی آمریکا و اسرائیل علیه ایران تداوم دارد و زمینه جنگ روانی برای ایجاد فشار در داخل کشور نیز دنبال میشود.
این گزارشها در کنار اخبار رسانههای اسرائیلی که اخیراً اعلام کردهاند ارتش این کشور و واشنگتن «هفتهای کلیدی» در زمینه احتمال حمله به ایران را پیشرو دارند، نشان میدهد که موضوع از گمانهزنی صرف فراتر رفته است.
سوال اینجا است که اگر فرض حمله نظامی علیه ایران عملی شود، این حمله چه ویژگیهایی خواهد داشت؟ تحلیلگران نظامی معتقدند حمله اولیه میتواند هوایی، سریع و چندجهتی باشد، با هدف ایجاد برتری هوایی و شکستن پدافندهای ایران در نخستین ساعات. به گزارش مؤسسه تحقیقات دفاعی (RUSI)، چنین حملهای ممکن است شامل موشکهای کروز و هواپیماهای پنهانکار باشد که در لحظات اول توان دفاعی را مختل کنند.
چنین رویکردی عملاً تهدید به حملهای «سریع و محدود» را تقویت میکند که در گام اول فرآیند تصمیمگیری و واکنش ایران را تحت فشار قرار دهد.
در عیه حال، تحلیلهای نظامی غربی اشاره میکنند که در حملات مدرن، علاوه بر ضربات هوایی، احتمال بهکارگیری گروههای نیروهای ویژه برای خرابکاری در شبکههای ارتباطی و اطلاعاتی نیز وجود دارد.
این موضوع نشان میدهد که یک حمله فراتر از عملیات سنتی هوا–زمین خواهد بود و ترکیبی از جنگ الکترونیک، اطلاعاتی و ضربات دقیق را در بر میگیرد.
هرچند در اخبار رسمی داخلی در هفته اخیر موضع مشخصی درباره احتمال حمله مستقیم اعلام نشده، اما تهران تاکید دارد که هرگونه حمله به ایران را بهعنوان جنگ تمامعیار تلقی کرده و واکنش سختی نشان خواهد داد. این رویکرد نشان میدهد که در تحلیل تهران، حتی حملات «محدود» هم از نظر استراتژیک قابل پذیرش نیست و احتمال واکنش شدید را بالا میبرد.
بحرانهای مشابه در منطقه، مانند حمله اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در ماههای قبل، واکنشهای جهانی را در پی داشتهاند که به تضعیف ثبات منطقه و واکنشهای دیپلماتیک گسترده انجامیدهاند؛ از هشدارهای قدرتهای اروپایی درباره بیثباتی تا محکومیتهای رسمی کشورهایی مانند عمان؛ بنابراین در صورتی که حملهای صورت بگیرد، شاهد بیثباتی سیاسی و نظامی در خاورمیانه، افزایش قیمت انرژی جهانی به دلیل مخاطره برای نفت خلیجفارس، بحران انسانی و آوارگی داخلی و منطقهای، همچنین بازگشت تحریمهای شدیدتر یا واکنشهای اقتصادی نیز خواهیم بود.
با توجه به تحولات اخیر چند سناریو قابل ترسیم است. در سناریوی اول باید منتظر حمله هوایی محدود بود. احتمالا حملات اولیه روی تأسیسات نظامی–هستهای متمرکز میشود تا توان دفاعی و فرماندهی مختل شود. احتمال ادامه درگیری پس از واکنش ایران نیز وجود دارد.
در سناریوی دوم جنگ هیبریدی با حمایت اطلاعاتی متحدان رخ خواهد داد. این سناریو شامل مشارکت متحدان منطقهای و اطلاعاتی برای فشار همهجانبه و ترکیب جنگ سایبری، اطلاعاتی و نظامی است.
در سناریوی سوم، اما باید انتظار تشدید بحران به درگیری بزرگتر را داشت. به این ترتیب که اگر واکنش ایران شدید باشد، تنش میتواند به درگیری گستردهتر و منطقهای منجر شود؛ سناریویی که تحلیلگران آن را خطرناکترین و هزینهبرترین میدانند.
در حال حاضر، اخبار رسانههای بینالمللی و تحلیلها نشان میدهد احتمال حمله نظامی به ایران بهعنوان سناریوی محتمل، نه قطعی، همچنان محل بحث است، با این وجود برخی تحلیلها نیز میگویند حمله مستقیم برای قدرتهای خارجی هزینهبر است لذا با توجه به گستردگی پیامدهای اقتصادی، انسانی و سیاسی یک حمله، میتوان امیدوار بود که تشدید فشار سیاسی–دیپلماتیک یک راهبرد بازدارندگی باشد.