اقتصاد۲۴- نقدینگی بهتنهایی شاخص کاملی برای قضاوت درباره تورم و ثبات اقتصادی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نسبت آن به اندازه واقعی اقتصاد است. نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی نشان میدهد، حجم پول تا چه اندازه با ظرفیت تولیدی کشور همخوانی دارد. اگر پول سریعتر از تولید رشد کند، فشار تورمی محتمل است؛ اگر تولید جلو بیفتد، تعادل نسبی برقرار میشود.
دادههای سالانه حکایت از کاهش این نسبت از ۰.۸۰ در سال ۱۳۹۵ به ۰.۴۲ در ۱۴۰۳ دارد؛ یعنی تولید اسمی با سرعت بیشتری نسبت به نقدینگی افزایش یافته است. اما در مقیاس فصلی، تصویر متفاوت است. در بهار ۱۴۰۳ نسبت نقدینگی به تولید به ۱.۶۴ رسید، در پاییز همان سال ۱.۶۰ ثبت شد و در بهار ۱۴۰۴ نیز ۱.۵۶ بود. این ارقام نشان میدهد در کوتاهمدت، پول از تولید جلو زده است. مهمترین نکته همین تضاد است؛ آرامش نسبی در آمار سالانه، در برابر فشار پولی محسوس در ضربان فصلی اقتصاد.
سقوط نسبت سالانه از ۰.۸۰ به ۰.۴۲؛ آیا رشد اسمی اقتصاد جلو افتاده است؟
نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در مقیاس سالانه طی یک دهه گذشته مسیر نزولی قابل توجهی را طی کرده است. این نسبت در سال ۱۳۹۵ معادل ۰.۸۰۶ بود؛ به این معنا که حجم نقدینگی ۱,۲۵۳ همت حدود ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی همان سال را تشکیل میداد.
در سال ۱۳۹۶ این نسبت اندکی به ۰.۸۱۸ افزایش یافت، اما از ۱۳۹۷ روند کاهش آغاز شد و به ۰.۷۲۴ رسید. در سال ۱۳۹۸ این نسبت ۰.۷۱۷ و در ۱۳۹۹ به ۰.۶۷۱ کاهش یافت. این روند در سالهای بعد شدت گرفت؛ نسبت در ۱۴۰۰ به ۰.۵۶، در ۱۴۰۱ به ۰.۴۹ و در ۱۴۰۲ به ۰.۴۴ رسید. در نهایت، در سال ۱۴۰۳ با ثبت نقدینگی ۱۰,۱۶۵ همتی و تولید ۲۴,۱۷۹ همتی، نسبت به ۰.۴۲ سقوط کرد.
به بیان دیگر، طی هشت سال، نسبت نقدینگی به GDP تقریباً به نصف کاهش یافته است. این کاهش نشان میدهد رشد اسمی تولید ناخالص داخلی با سرعت بیشتری نسبت به نقدینگی افزایش یافته و اندازه اقتصاد در مقیاس پولی بزرگتر شده است. کاهش این نسبت لزوماً به معنای کاهش فشار پولی نیست.
بخشی از رشد GDP در سالهای اخیر ناشی از افزایش سطح عمومی قیمتها بوده است. بنابراین کوچکتر شدن نسبت سالانه میتواند بیش از آنکه ناشی از جهش واقعی تولید باشد، نتیجه رشد اسمی اقتصاد در بستر تورم باشد.
جهش فصلی تا سطح ۱.۶۴؛ وقتی نقدینگی از تولید پیشی میگیرد
در حالی که نسبت سالانه نقدینگی به تولید روندی نزولی را نشان میدهد، دادههای فصلی تصویر متفاوت و هشداردهندهتری ارائه میکنند. در بهار ۱۴۰۳ حجم نقدینگی به ۸,۳۵۳ همت رسید، در حالی که تولید ناخالص داخلی همان فصل ۵,۰۸۰ همت ثبت شد؛ نتیجه آن نسبت ۱.۶۴ برابری بود. این یعنی حجم پول موجود در اقتصاد معادل ۱۶۴ درصد تولید همان فصل بوده است.
در تابستان ۱۴۰۳ این نسبت به ۱.۵۲ کاهش یافت ۹,۰۷۰ همت نقدینگی در برابر ۵,۹۳۵ همت تولید ، اما در پاییز دوباره به ۱.۶۰ صعود کرد. زمستان ۱۴۰۳ با ثبت نسبت ۱.۴۱ اندکی تعدیل شد، اما در بهار ۱۴۰۴ بار دیگر عدد ۱.۵۶ به ثبت رسید؛ ۱۱,۰۵۸ همت نقدینگی در برابر ۷,۰۴۴ همت تولید فصلی. این ارقام نشان میدهد در مقاطع کوتاهمدت، رشد نقدینگی با فاصلهای معنادار از تولید جلو افتاده است.
نسبت بالای یک، در دادههای فصلی به معنای فشار پولی انباشته است. اگر این شکاف تداوم یابد و رشد تولید واقعی نتواند همگام شود، مازاد نقدینگی بهتدریج راه خود را به بازار داراییها و قیمت کالاها باز میکند. بنابراین تصویر فصلی نسبت نقدینگی به تولید، نسبت به آمار سالانه، زودتر میتواند نشانههای بازگشت فشار تورمی را آشکار کند.
کدام تصویر هشداردهندهتر است؛ آمار سالانه یا ضربان فصلی اقتصاد؟
آمار سالانه میگوید نسبت نقدینگی به تولید از ۰.۸۰ به ۰.۴۲ کاهش یافته و ظاهراً تعادل پولی بهبود پیدا کرده است. اما دادههای فصلی از نسبتهای بالای ۱.۴ تا ۱.۶ حکایت دارد؛ جایی که نقدینگی از تولید همان فصل جلو زده است. تفاوت این دو تصویر در مقیاس زمانی نهفته است.
در تصویر سالانه، اثر تورم در بزرگ شدن GDP دیده میشود؛ اما تصویر فصلی، فشار لحظهای پول را نشان میدهد. اگر قرار باشد نشانههای زودهنگام تورم را شناسایی کنیم، ضربان فصلی اقتصاد هشداردهندهتر از میانگین سالانه خواهد بود.