
اقتصاد۲۴- روزنامه هفتصبح در گزارشی با عنوان «اقتصاد قابلمه» از تغییر عادتهای غذایی زیر سایه افزایش قیمتها گفته و نوشته که غذاهای ساده، کمهزینه و خانگی دوباره محبوب شدند. تا اینجای کار مشکلی نیست، اما این روزنامه در ادامه نوشته: «قابلمههایی که زمانی نشانه عادتهای قدیمی تلقی میشدند، امروز به ابزار محاسبهگری اقتصادی بدل شدهاند. جایی که هر قاشق، معادل یک تصمیم مالی است. در این فضا، غذاهای ساده دوباره اعتبار پیدا کردهاند. خوراکهایی با مواد اولیه محدود، زمان پخت قابل کنترل و قابلیت تطبیق با بودجههای متغیر. خانوادهها با تجربه روزمره خود آموختهاند که میتوان با حذف ترکیبهای گرانقیمت و بازگشت به دستورهای پایه، هزینهها را مهار کرد و همچنان کیفیت را حفظ نمود.»
به مدیریت مالی در اقتصاد خانواده و حتی توجه ویژه به خوراک و هزینههای آن نقدی وارد نیست، اما حساسیت آنجایی ایجاد میشود که فراموش میکنیم این وضعیت نه از سر دلخوشی، توجه بیشتر به سلامت، تمایل به صرف وقت اضافی برای آشپزی و ... ایجاد نشده و زیر سایه فقر بروز و ظهور یافته است.
گزارشنویس «هفت صبح» تحت عنوان «بازگشت به دستورهای کمخرج» نوشته: «عدسپلو و لوبیاپلو بدون گوشت و شاید با سویا، دمپختک گوجه فرنگی، آشهای ساده، سوپهای سبزیجات و خوراکهای مبتنی بر حبوبات در فهرست خرید هفتگی جایگاه تازهای گرفتهاند. این غذاها با تکیه بر مواد ماندگار و ارزانتر، امکان برنامهریزی دقیقتری فراهم میکنند. خرید حبوبات فلهای، استفاده از سبزیهای فصلی و جایگزینی پروتئینهای گران با منابع گیاهی، ترکیبی از صرفهجویی و سلامت را به همراه آورده است. در بسیاری از خانهها، ذخیره باقیمانده غذا در فریزر یا یخچال برای روزهای بعد، به بخشی از مدیریت هزینه بدل شده است.»
این نگاه مشابه همان است که چندی قبل، وقتی هنوز هزینههای زندگی با سرعت قابل تحملتری رو به افزایش گذاشته بود و سر مردم در این آشفته بازار گیج نرفته بود، برخی بلاگرها در فضای مجازی رو به دستور پخت با بال و گردن مرغ، سویا، غذاهای بدون گوشت و ... آورده بودند و از فقر رو به افزایش مردم هم لایک جمع میکردند.
شکی نیست که وقتی جیب خانوارها خالی است و شکمها باید سیر شود، ناگزیر عادتهای غذایی تغییر میکنند، اما به جای بزک کردن این واقعیت تلخ و استفاده از عناوینی مثل «اقتصاد قابلمه» به وظیفه رسانهای خود عمل کرده و مطالبهگر باشیم تا بلکه مسئولان محترم نیز به خود آمده و فکری به حال مردم کنند.
اینکه تاکید کنیم «یک قابلمه سوپ سبزیجات میتواند پایه چند وعده باشد. روز اول بهصورت کامل، روز بعد با افزودن چند تکه ترید نان یا یک مشت برنج و روز سوم بهعنوان پیشغذا» غیر از عادی سازی فقر اسمی ندارد.
اینکه «فروش حبوبات، برنجهای اقتصادی مانند برنج نیم دانه، هندی یا ندای ایرانی، سیبزمینی و پیاز افزایش یافته و بستههای کوچک ادویه بیشتر دیده میشود» به اندازه کافی گویای آب رفتن سفره مردم است، لذا دیگر نسخه «صرفهجویی خلاقانه» نپیچیم و این سردرگمی به وقت آشپزی که ناشی از یخچالهای خالی و قیمتهای نجومی است را گردن غیرخلاق بودم مردم نیندازیم.