
اقتصاد ۲۴- خودروهایی وجود دارند که در خریداران میلی فوری ایجاد میکنند، اما مشتریان پس از شنیدن قیمت آن خودروها از خرید منصرف میشوند. در ادامه، اما به ۲۹ خودروی کلاسیک از جذابترین مدلها اشاره خواهیم کرد که این گونه نیستند.
در طول هشت نسل تا به امروز شورولت کوروت خودرویی اسپرت بوده که در سراسر ایالات متحده و فراتر از آن بسیاری آرزوی خرید آن را داشتهاند. ظاهر شیک آن خودرو همیشه بخش بزرگی از جذابیت و کلید موفقیت فروش این مدل از خودروی شورولت بوده است. بیش از ۱.۸ میلیون دستگاه از این خودرو از سال ۱۹۵۳ میلادی تولید شده است. این حجم از تولید نشان دهنده جذابیت بسیار زیاد مدل کوروت است. شخصیسازی کلید موفقیت همیشگی کوروت بوده و سابقهای طولانی در افزایش قدرت موتور آن خودرو برای بهبود عملکرد توسط مالکان وجود داشته است.
بدون اغراق میتوان گفت که مدل کارمن گیا ۱۹۵۵ جذابترین مدل عرضه شده خودروی فولکس واگن بوده است. در کارمن گیا با استفاده از کفپوش استاندارد مدل فولکس بیتل یک خودروی کوپه براق به بازار عرضه شد. برای افزوده شدن به جذابیت کارمن گیا آیرودینامیک بهتر آن باعث میشود که سرعت آن نسبت به بیتل حتی با استفاده از موتور مشابه بسیار بیشتر باشد.
سیتروئن بدون زحمت اثبات کرده که برای تولید خودرویی که فورا هوس انگیز باشد نیازی به ساخت یک کوپه یا کروکی دو در ندارد، همان طور که در سال ۱۹۵۶ میلادی با عرضه خودروی خود این کار را انجام داد. مدل DS ساخت سیتروئن مجهز به چرخهای جلو محرک و سیستم تعلیق هیدروپنوماتیک بود. سیتروئن در رونمایی این مدل خودرو در نمایشگاه خودروی پاریس ۱۲ هزار سفارش در روز نخست ثبت کرد و در مجموع ۱۴۵۵۷۴۶ دستگاه از آن خودرو را تا پایان سال ۱۹۷۵ میلادی به فروش رساند.
ظاهر گستاخانه اسپرایت با آداب رانندگی سرگرم کننده آن مطابقت داشت. هم چنین، موتور سری A ۹۴۸cc آن برای احساس اسپرت بودن به اندازه کافی قدرت داشت. اسپرایت در زمان عرضه ارزانترین خودروی اسپرت تولید شده به میزان انبوهی بود که یک مشتری میتوانست آن را خریداری کند. تقریبا ۴۰ هزار مشتری مشتاق خواستار خرید آن مدل در فاصله سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ میلادی بودند. پس از آن، مدل بازسازی شده این خودرو یعنی MG Midget وارد خط تولید شد.
برای کسانی که در دهه ۱۹۶۰ میلادی نمیتوانستند خودروی جگوار را خریداری کنند MG ساخت شرکت سازنده خودروهای اسپرت بریتانیایی به همین نام گزینهای مناسب بود. آن برند موفق شد تا سال ۱۹۶۷ میلادی خودروی رودستر (نوعی از خودروی دارای دو در که سقف و پنجره اطراف ندارد) مدل B خود را به تعداد ۱۱۵۸۹۸ دستگاه بفروشد.
رنو کاراول که در فاصله سالهای ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ در اروپا با نام فلورید شناخته میشد، با تعداد ۱۱۷ هزار دستگاه در فرانسه به فروش رسید. بدنه شیک این مدل خودرو آن را خواستنی کرده بود. مشتریان میتوانستند بنا به سلیقه خود برای خرید مدل کوپه یا کروکی آن خودرو را انتخاب کنند. در هر دو نوع مدل از طرح این خودرو از موتور عقب دوفین استفاده شده بود. در مدل کاراول از موتورهای ۹۵۶ سی سی و ۱۱۰۸ سی سی برای بهبود عملکرد به منظور مطابقت با ظاهر پیچیده آن استفاده شده بود.
تریومف اسپایت فایر خودرویی است که در سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۸۰ میلادی تولید شد. سیستم جعبه دنده آن خودرو ۴ دنده و به صورت دستی بود. این مدل از خودرو در دوره خود مزیت هزینهای در مقایسه با خودروی اسپرت دیگر برای مشتریان داشت و آن را به رقیب مستقیم MG Midget تبدیل کرد. اسپایت فایر با تغییرات کوچکی که در آن ایجاد شد تا سال ۱۹۸۰ میلادی در خط تولید باقی ماند و به فروش چشمگیری رسید.
حتی شرکت فورد که تولید کننده این مدل از خودرو بود نیز از محبوبیت آن در سال ۱۹۶۴ میلادی شگفت زده شد. شرکت فورد گمان میکرد که به لطف ظاهر تیز، عملکرد خوب و قیمت جذاب، ممکن است سالانه ۱۰۰ هزار موستانگ بفروشد. این در حالیست که میزان تقاضای ثبت شده برای خرید فورد موستانگ در سال اول به ۴۰۰ هزار دستگاه رسید و شرکت فورد از این موضوع غافلگیر شد.
در اواخر دهه ۱۹۶۰، هیچ کمبودی در مدلهای کوپه عرضه شده جذاب در بازار وجود نداشت. با این وجود، فیات ۱۲۴ بیشترین خریدار را پیدا کرد. علاوه بر حداکثر سرعت واقعی ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت آن خودرو قیمت آن نیز به عنوان یک خودروی اسپرت مناسب بود. به عنوان یک معیار موفقیت، فیات حدود ۳۸ هزار دستگاه کوپه ۱۲۴ را در فاصله سالهای ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۲ میلادی به فروش رساند.
بیشتر بخوانید: معرفی خودروی مینی کوپر S مدل ۲۰۲۵
اوپل GT به عنوان یک شورلت کوروت کوچک برای رانندگان اروپایی در نظر گرفته شده بود، با این وجود، از بیشترین حجم فروش خود در ایالات متحده برخوردار شد. این موضوع باعث شد تا در فاصله سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۳ میلادی ۱۰۳۳۷۳ دستگاه از آن خودرو تولید شود. محبوبیت GT را میتوان تا حد زیادی به ظاهر شیک آن نسبت داد که باعث جذابیت آنی برای بسیاری از خریداران شد. اوپل GT با موتور ۱.۹ لیتری حداکثر سرعت ۱۸۵ مایل بر ساعت را برای رانندگان امکان پذیر میساخت.
داتسون ۲۴۰Z به پرفروشترین خودروی اسپرت جهان تبدیل شد. ۱۶۸۵۸۴ دستگاه از آن مدل خودرو تا پایان عمر آن در سال ۱۹۷۴ میلادی فروخته شد که تعداد دستگاه خودروی به فروش رسیده چشمگیری محسوب میشد. درک جذابیت این مدل از داتسون با تماشای نمای کلاسیک آن کار آسانی خواهد بود. این خودرو توسط موتور شش سیلندر پشتیبانی میشد که آن را برای رسیدن به سرعت ۲۰۱ کیلومتر بر ساعت مناسب میساخت.
شرکت فورد مدل کاپری را با عنوان "خودرویی که همیشه به خود قول خرید آن را داده بودید" معرفی کرد و بعدا مشخص شد که عبارتی کاملا درست برای آن مدل بوده است. کاپری با موتورهای ۱.۶ و ۱.۲ لیتری در دسترس به خریداران کمک کرد تا مدلی از آن که با بودجه و نیاز رانندگی شان مناسب بود را انتخاب کنند. هم چنین، امکان شخصی سازی ویژگیهای متناسب با سلیقه خریداران وجود داشت. این یک فرمول ماندگار برای فورد بود و کاپری تا سال ۱۹۸۷ در سه نسل دوام آورد و مجموع تولید آن تقریبا ۱.۹ میلیون دستگاه بود.
پونتیاک فایربرد پاسخ خوبی به فورد موستانگ بود، اما مدل نسل اول این خودرو به اندازه رقیب اصلی آن به فروش نرسید. نسل بعدی فایربرد مشتریان مشتاق تری را پیدا کرد. ظاهر خوب فایربرد برای سال ۱۹۷۰ میلادی تعادل مناسبی از ظرافت خودروهای کوپه کلاسیک و تهاجمی بودن خودروهای با ظاهر عضلانی را ایجاد کرده بود. اگر بودجه زیادی نداشتید میتوانستید یک مدل آن خودرو با موتور شش سیلندر را خریداری کنید.
با این وجود، اکثر مدلهای فایربرد که در خط تولید قرار گرفتند دارای موتور هشت سیلندر بودند که همین موضوع بر اعتبار آن مدل به عنوان یک خودروی اسپرت تاکید داشت. علیرغم آن که فورد موستانگ در دهه ۱۹۷۰ میلادی قدری راه خود را گم کرد، فایربرد طرفداران زیادی پیدا کرده بود و و تا زمانی که در سال ۱۹۸۲ با مدل نسل سوم جایگزین شد، ۱۱۷۹۴۱۶ دستگاه از آن به فروش رسید.
اگر داتسون ۲۴۰Z زنگ خطری بود مبنی بر آن که خودروسازان ژاپنی در راه حضور جدی در بازار خودروهای اسپرت هستند، تویوتا سلیکا به مثابه سیل بعدی برای حضور ژاپنیها در بازار خودروهای اسپرت بود. تویوتا سلیکا در سال ۱۹۷۰ میلادی زمان عرضه به بازار به سرعت مورد توجه خریداران در سراسر جهان قرار گرفت. موتورهای ۱.۶ لیتری و ۲ لیتری عملکردی را که سازندگان آن خودرو وعده داده بودند را ارائه کردند و باعث نگرانی تولید کنندگان فورد کاپری رقیب آن خودرو شدند. در نتیجه، جای تعجبی ندارد که تا سال ۱۹۷۷ میلادی ۱.۵ میلیون دستگاه از آن خودرو به فروش رسید.
فیات X۱/۹ اولین خودروی اسپرت کوچک و موتور وسطی نبود که به فروش رفت، اما اولین خودرویی بود که این پیکربندی را با قیمتی مناسب در دسترس عموم قرار داد. موتورهای ۱.۳ و ۱.۵ لیتری پر زرق و برق این مدل از فیات عملکردی کافی برای سرگرم کنندگی عالی حین رانندگی به آن خودرو میبخشیدند. این خودروی اسپرت در ۱۷ سالی که تولید شد به تعداد ۱۴۱۱۰۸ دستگاه به فروش رسید.
طراحی بتا اسپایدر در عین سادگی زیباست. سقف دو تکه آن با یک ستون همرنگ بدنه از هم جدا میشد و قسمت چرمی عقب و فلزی را از یکدیگر جدا میکند. هم چنین، صندوق عقب آن خودرو قدری تختتر از حد معمول بود و به چراغهای مستطیل شکل منتهی میشد. این خودروی اسپرت با قابلیت برداشتن سقف، لذت رانندگی در جادههای ایتالیا با آب و هوای مدیترانهای را دو چندان میکرد. خودروی کوپه اسپایدر با فروش ۱۱۱۸۰۱ دستگاه از موفقیت قابل توجهی برخوردار شد.
شیراکو دو ماه پیش از خودروی گلف به بازار عرضه شده بود. برخلاف خودروی کاپری، شیراکو خودرویی با دیفرانسیل جلو با موتور عرضی بود، اما این موضوع مانع از هجوم خریداران به این خودروی خوش دست نشد. فولکس واگن تا سال ۱۹۸۱ میلادی بیش از نیم میلیون دستگاه شیراکو را به فروش رساند و نسل دوم آن فروش ۳۴۰۷۰۰ دستگاه دیگر را به این رقم افزود.
اوپل پیشتر مدل کوپه مانتا را با مدل A ارائه کرده بود، اما مانتا B تلاش بسیار هماهنگتری به منظور ایجاد رقیبی برای فورد کاپری بود. این خودرو از فرمول کاپری برای استفاده از یک سالن اصلی به عنوان پایه خود پیروی میکرد که مانتا را مقرون به صرفه ساخت. فرمان پذیری یا هندلینگ و عملکرد خوب باعث شد تا مانتا به انتخابی محبوب تبدیل شود و با موتور ۲ لیتری به خودرویی عالی برای گردشگری لوکس تبدیل شده بود. مانتا که در فرمهای بدنه کوپه و فست بک (به خودرویی میگویند که حالت خاصی از سدان است، طراحی این خودرو به گونهای است که سقف با شیب ملایم و پیوسته به سمت عقب خودرو پایین میآید به طوری که سقف و صندوق عقب دو جز متمایز به شمار نیایند) ارائه شده بود، ظاهری شیک و بدون تحمیل هزینههای سنگین را ارائه کرده بود. به همین خاطر است که این کوپه دوست داشتنی در فاصله سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۸ بیش از ۶۰۰۰۰۰ خریدار پیدا کرد.
پورشه برای سالیان متمادی یک برند انحصاری از نظر قیمتها و تعداد پایین تولید بود. این وضعیت ادامه پیدا کرد تا آن که آن برند مدل ۹۲۴ را به بازار عرضه کرد. درست در آن زمان بود که ناگهان بسیاری از مشتریان توانستند یک خودروی پورشه را خریداری کنند، زیرا قیمت آن نصف قیمت مدل ۹۱۱ بود. این بدان معناست که پورشه ۹۲۴ با فورد کاپری، داتسون ۲۶۰Z و مزدا RX-۷ و بسیاری از مدلهای دیگر خودروی دوره خود در حال رقابت بود. موتور ۲ لیتری ممکن بود آن مدل خودرو را به سریعترین مدل در دسته خودروهای کوپه تبدیل نکرده باشد، اما فرمان پذیری و کیفیت آن باعث شده بود که مطمئنا مورد توجه خریداران قرار گیرد. پورشه مشکل عملکرد این مدل را با عرض مدلهای قدرتمندتر توربو و ۹۲۴S حل کرد. در مجموع تقریبا ۱۳۵۰۰۰ دستگاه مدل ۹۲۴ فروخته شد تا به پرفروشترین خودروی پورشه تبدیل شود که آن شرکت تا آن زمان ساخته بود.
اگر کسی به شما گفت که یک خودرو با موتور گردان (گونهای موتور درون سوز است که در آن کل کارتر و سیلندرهای متصل به آن به دور میللنگ ثابت میچرخند) هرگز نمیتواند موفق باشد، برای اثبات اشتباهش میتوانید مزدا مدل RX-۷ را به او معرفی کنید. این مدل به عنوان یک کوپه مقرون به صرفه فروش زیادی داشت. دو موتور گردان قدرت نرمی را به این خودرو ارائه میداد و میتوانست در ۸.۶ ثانیه به شتاب ۹۶ کیلومتر بر ساعت برسد. هم چنین، منبع اگزوز توربو موجود برای مشتریانی در دسترس بود که میخواستند آن مدل خودرو صدای بیش تری داشته باشد. نسل اول این مدل خودرو به تعداد ۴۷۴۵۶۵ دستگاه به فروش رسید.
خودرویی است که در سالهای ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۸در ایالات متحده آمریکا تولید شد. این خودرو در کلاس خودروهای اسپرت قرار گرفته و طراحی آن در دسته خودروهای موتور وسط عقب-محور عقب بود. سیستم جعبهدنده آن ۳ دنده به دو صورت خودکار و دستی بود. پونتیاک فیرو اولین خودروی موتور وسط و تولید انبوه از ایالات متحده بود که به تعداد ۳۵۵۰۰۰ دستگاه در بازه زمانی چهار ساله به فروش رسید. بسیاری از خودروسازان این میزان فروش را به مثابه یک موفقیت بزرگ قلمداد میکردند و خریداران زیادی به دلیل ظاهر زیبا و طراحی اسپرت به آن مدل از پونتیاک هجوم آوردند.
موتور اصلی ۲.۵ لیتری چهار سیلندر ان خودرو کُند بود، اما این مشکل با قرار دادن موتور ۲.۸ لیتری شش سیلندر بر روی آن حل شد. مشکلی اصلی این مدل آن بود که بیش از آن که به عنوان یک خودروی اسپرت سرگرم کننده معرفی شود به عنوان یک خودروی کم مصرف معرفی شده بود. با این وجود، پونتیاک فیرو در طول حضور تقریبا پنج ساله خود به یک خودروی مناسب تبدیل شد.
بیشتر بخوانید: معرفی خودرو Teewave AR.۱؛ شاهکار رودستر برقی گوردون موری و توری
خودرویی بود که در فاصله سالهای ۱۹۸۴ تا ۲۰۰۷ میلادی تولید شد. این خودرو در کلاس خودروی اسپورت قرار گرفته، طراحی آن در دسته خودروهای موتور وسط عقب محور عقب بوده است. عملکرد پر جنب و جوش و گزینه پنلهای سقف قابل جابجایی، این مدل خودرو را به چیزی شبیه MG Midget و تریومف اسپایت فایر که در آن زمان منسوخ شده بودند تبدیل کرد و به عنوان گزینهای جذاب برای خریداران مطرح شد. قابلیت اطمینان عالی و کیفیت ساخت نیز از ویژگیهای مشخص کننده این مدل از تویوتا بودند.
این مدل از فولکس خودرویی بود که در فاصله سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۵ در اسنابروک و آلمان تولید شد. طراحی آن در دسته خودروهای موتور جلو محور جلو بوده است. سیستم جعبه دنده آن ۴ دنده به دو صورت خودکار و دستی بوده است. زمانی که فولکس واگن کورادو در سال ۱۹۸۸ به فروش رسید، کمی گرانتر از اکثر رقبای اصلی هم دوره خود بود. این موضوع مانعی برای خریداران نبود، زیرا آنان مشتاق بودند از این جانشین شیراکو لذت ببرند و بفهمند که حجم بالای هیاهوی ایجاد شده در نشریات اتومبیلرانی در ستایش قابلبت هندلینگ یا فرمان پذیری آن خودرو تا چه اندازه درست بوده است. جای تعجبی ندارد که این مدل از فولکس بیش از ۱۰۰ هزار مشتری مشتاق پیدا کرده بود.
مزدا MX-۵ شاید از نظر مکانیکی چشمگیر نبوده باشد، اما اختراع دوباره رودستری ارزان قیمت محسوب میشد. این خودرو با موتور چهار سیلندر و میل بادامک دوقلو زیر کاپوت قدرت را برای هندلینگ عالی به چرخهای عقب انتقال میداد. یک کابین راحت با سقف تاشو در برابر آب و هوا، کاربردی بودن را به ویژگیهای این خودرو افزوده بود. تمام این ویژگیها مقاومت در برابر قیمت بالای آن خودرو در مقایسه با مدلهای دیگر خودرو در آن سال دشوار میساخت. ۴۲۱۱۰۷ دستگاه مزدا MX-۵ مدل Mk۱ تا زمانی که در سال ۱۹۹۸ میلادی با Mk۲ جایگزین شد فروخته شد.
واکسهال کالیبرا در زمان خود عالی به نظر میرسید و این برای اکثر مشتریان کافی بود. آن خودرو در آن زمان آیرودینامیکترین خودروی تولیدی در جهان محسوب میشد. هم چنین، آن مدل خودرو یک کوپه بسیار زیبا بود. کالیبرا هم موتوری قوی داشت و هم خودرویی سریع محسوب میشد. این ویژگیها به اندازهای کافی بود تا بتواند باعث فروش ۲۳۸۱۶۴ دستگاه از آن خودرو شود.
سوبارو با عرضه مدل ایمپرزا توربو در سال ۱۹۹۲ میلادی توانست خودرویی با قیمتی مشابه خودروهای متوسط خانواده را عرضه کند. عملکرد موتور ۴ سیلندر توربوشارژ مدل ایمپرزا بی نظیر بود. رشد استفاده از این مدل از خودروی سوبارو در مسابقات رالی تقاضا برای آن را افزایش داد.
فیات در سال ۱۹۹۴ میلادی با عرضه مدل کوپه خود جهان را مات و مبهوت ساخت. این شرکت ایتالیایی از دهه ۱۹۷۰ حتی یک مدل کوپه را نیز در خط تولید خود عرضه نکرده بود. با این وجود، خودروی کوپه تولید شده آن شرکت در دهه ۱۹۹۰ میلادی آن را فورا در صدر جدول قرار داد. این خودروی کوپه که توسط "کریس بنگل" طراح خودرو مشهور اهل آمریکا طراحی شده بود، به طرز چشمگیری مدرن بود، اما فرم منحنی مورد انتظار از یک خودروی اسپرت ایتالیایی را حفظ کرد. هم چنین، چراغهای جلوی آن با وجود دیفرانسیل جلو به خوبی در کاپوت ادغام شده بود تا ظاهری براق داشته باشد. موتور پنج سیلندر توربوشارژ آن مدل قدرتی چشمگیر را به آن بخشیده بود. فیات این مدل افسانهای را به تعداد ۷۲۷۶۲ دستگاه به فروش رساند.
خودروی MGF یک خودروی اسپرت دو سرنشینه کلاسیک بریتانیایی بود که نه تنها رقیبی جدی برای مزدا مدل MX-۵ محسوب میشد بلکه هم چنین تهدیدی برای لوتوس الیزه بود که موتور مشابه ۱.۸ لیتری وسط در آن نصب شده بود. MGF در مقایسه با لوتوس الیزه بسیار ارزان قیمتتر به نظر میرسید.
فورد مدل پوما با قیمتی مناسب و موتور ۱.۷ لیتری با زمان بندی متغیر سوپاپ ها، که عملکرد فوق العادهای به آن میبخشید به خودرویی محبوب در زمان خود تبدیل شد. علاوه بر این ویژگی ها، فورد یک آگهی تلویزیونی برای تبلیع آن مدل از خودروی خود پخش کرد که در آن از چهره دیجیتالی "استیو مک کوئین" بازیگر مشهور در حال رانندگی استفاده شده بود. پس از پخش آن آگهی مدل پوما ساخت فورد با هجوم خریداران همراه شد.
منبع: ام اس ان