
اقتصاد۲۴- اقتصاد ایران در سالهای اخیر در شرایطی بیسابقه قرار گرفته است؛ جایی که فشارهای تحریمی، نوسان نرخ ارز، تورم بالا و کاهش قدرت خرید مردم، زندگی روزمره شهروندان را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این فشارها در کنار بحرانهای ساختاری داخلی، از جمله ناکارآمدی نظام بانکی، محدودیت سرمایهگذاری و قوانین دستوپاگیر کسبوکار، تصویر اقتصادی کشور را شکننده و آسیبپذیر کردهاند. در چنین فضایی، اعتراضات مردمی در نقاط مختلف کشور، از کسبه و بازاریان گرفته تا دانشجویان و فعالان اجتماعی، نمایانگر نارضایتی گسترده از وضعیت معیشت و ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی است.
از سوی دیگر، تحولات سیاست خارجی و تهدیدهای بینالمللی، از فشارهای آمریکا و سیاستهای دولت ترامپ گرفته تا تهدیدهای منطقهای و احتمال حمله دوباره اسرائیل، بر فضای اقتصادی و سیاسی کشور سایه انداخته است. کارشناسان اقتصادی و سیاسی هشدار میدهند که تمرکز صرف بر تغییرات خارجی، بدون اصلاحات و تقویت ظرفیتهای داخلی، میتواند ایران را در موقعیتی شکننده قرار دهد؛ موقعیتی که نه تنها رشد اقتصادی را محدود میکند، بلکه امکان مدیریت بحرانها و نوسانات داخلی را نیز کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، استراتژی حاکمیت ایران برای صبر و انتظار، به ویژه با تمرکز بر تغییرات احتمالی در آمریکا و منطقه، مورد توجه اقتصاددانان و تحلیلگران قرار گرفته است. حسین عبدهتبریزی، اقتصاددان برجسته، در مصاحبهای با «انتخاب» تاکید کرده است که اتکا به تغییرات خارجی نمیتواند مشکلات اقتصادی داخلی را حل کند و سیاست انتظار، هرچند از منظر سیاسی قابل فهم باشد، فشار مضاعفی بر اقتصاد کشور وارد میکند.
عبدهتبریزی هشدار میدهد که دوام آوردن اقتصاد ایران در شرایط کنونی «خیلی دشوار» است و ایران برای عبور از این پیچیدگیها باید همزمان به تقویت ظرفیتهای داخلی و مدیریت فشارهای خارجی توجه کند.
او معتقد است سیاست فعلی حاکمیت ایران به نوعی «انتظار برای پایان دوران ترامپ» است.
به گفته او، سیاستمداران ایرانی، با توجه به رفتار دولت آمریکا و تحولات منطقهای، ترجیح دادهاند روی تحولات خارجی حساب کنند و امیدوار باشند که تغییرات در آمریکا یا اسرائیل شرایط را به نفع ایران تغییر دهد.
عبدهتبریزی تاکید میکند که چنین رویکردی، اگرچه از نظر سیاسی قابل فهم است، اما برای اقتصاد ایران بسیار دشواری و شکننده است. او میگوید: «اینکه اقتصاد ما دوام بیاورد، برای چنین شرایطی خیلی دشوار است.»
این نگاه به آینده، نوعی سیاست انتظار و انفعال نسبی را نشان میدهد؛ جایی که تصمیمگیران امید دارند فشارها و محدودیتهای خارجی کاهش یابد تا اقتصاد بتواند به شرایط باثبات نزدیک شود. با این حال، تحلیلگران اقتصادی هشدار میدهند که اتکا صرف به تحولات خارجی و بیتوجهی به اصلاحات و تقویت ظرفیتهای داخلی، خطرناک است و میتواند توان تولید، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی را محدود کند.
واقعیت این است که اقتصاد ایران نه تنها از تحریمهای خارجی ضربه میخورد، بلکه ضعفهای ساختاری داخلی—مانند مشکلات بانکی، نظام مالی ناکارآمد، محدودیتهای سرمایهگذاری و ناپایداری قوانین کسبوکار—نیز فشار بر اقتصاد را تشدید کردهاند.
در چنین شرایطی، انتظار برای تغییرات سیاسی در خارج از کشور، هرچند ممکن است آرامش سیاسی کوتاهمدتی ایجاد کند، اما برای رفع مشکلات واقعی اقتصادی کافی نیست.
عبدهتبریزی همچنین اشاره میکند که سیاست انتظار ممکن است باعث ایجاد نوعی پیشبینی خودکار ناکارآمد یا «تهدید خودساخته» شود. وقتی سیاستمداران اقتصاد و سرمایه انسانی کشور، از جمله جوانان و فعالان اقتصادی، را در چارچوب تهدید نگاه میکنند، این نگرش میتواند به محدود شدن فرصتها و کاهش بهرهوری منجر شود. به تعبیر او، صبر برای شرایط خارجی نباید به بهای از دست رفتن توان داخلی و سرمایه انسانی باشد.
در نهایت، اقتصاددانان معتقدند که ایران برای عبور از این دوره پیچیده، باید دو مسیر را همزمان دنبال کند: از یک سو نگاه به تغییرات جهانی و مدیریت واکنشها به فشارهای خارجی، و از سوی دیگر تقویت ظرفیتهای داخلی، اصلاح ساختارها و سرمایهگذاری در تولید و نوآوری. تنها با ترکیب این دو استراتژی، میتوان از فشارهای خارجی عبور کرد و اقتصاد کشور را به مسیر رشد و تابآوری بازگرداند.