
اقتصاد۲۴| همزمان که بحران سیاسی و امنیتی ونزوئلا وارد مرحلهای تازه شده، دونالد ترامپ بار دیگر چشم به بزرگترین ذخایر نفتی جهان دوخته است. رئیسجمهور آمریکا پس از تحولات اخیر در کاراکاس و بازداشت نیکلاس مادورو، آشکارا از «بهرهبرداری» آمریکا از نفت ونزوئلا سخن گفته؛ اظهاراتی که بیش از آنکه بوی بازسازی اقتصادی بدهد، یادآور الگوی مداخلهگرایانه واشنگتن در آمریکای لاتین است.
ترامپ مدعی است شرکتهای نفتی آمریکایی میتوانند زیرساخت فرسوده صنعت نفت ونزوئلا را احیا کنند، تولید را بالا ببرند و این کشور را به مسیر «درآمدزایی» بازگردانند. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این وعدهها عملی است یا صرفاً یک شعار سیاسی دیگر؟
ونزوئلا با بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده، روی کاغذ سلطان نفت جهان است؛ اما در عمل، تولید این کشور به کمتر از یکسوم دهه گذشته سقوط کرده است. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد تولید روزانه ونزوئلا اکنون سهمی ناچیز از بازار جهانی دارد؛ رقمی که حتی به یک درصد مصرف جهانی هم نمیرسد.
این شکاف عظیم میان «ذخیره» و «تولید»، نتیجه سالها سوءمدیریت، فرار نیروی متخصص، تحریمهای گسترده آمریکا و فرسودگی شدید تجهیزات صنعت نفت ونزوئلاست؛ واقعیتی که رسانههایی، چون رویترز و فایننشالتایمز هم بارها بر آن تأکید کردهاند.
مشکل فقط سیاست نیست. بخش عمده نفت ونزوئلا از نوع سنگین و ترش است؛ نفتی که استخراج، انتقال و پالایش آن پرهزینه و پیچیده است. در شرایطی که آمریکا خود تولیدکننده بزرگ نفت سبک و شیرین است، جذابیت اقتصادی نفت ونزوئلا برای شرکتهای آمریکایی، دستکم در کوتاهمدت، محل تردید جدی است.
تحلیلگران بازار انرژی میگویند حتی اگر موانع سیاسی کنار برود، بازسازی صنعت نفت ونزوئلا به دهها میلیارد دلار سرمایه و سالها زمان نیاز دارد؛ پروژهای که نه سریع است و نه کمریسک.
بسیاری از رسانههای اقتصادی غربی تأکید دارند که مانع اصلی طرح ترامپ نه فنی، بلکه سیاسی و حقوقی است. شرکتهای نفتی بدون قراردادهای شفاف، تضمین مالکیت و ثبات دولت آینده، حاضر به سرمایهگذاری جدی نخواهند شد.
تجربههای قبلی در ونزوئلا نشان داده تغییرات ناگهانی سیاستها، مصادره داراییها و بیثباتی سیاسی، ریسک حضور شرکتهای خارجی را بهشدت بالا برده است. حتی خوشبینترین برآوردها هم از بازهای چندساله برای شروع اثرگذاری چنین طرحی صحبت میکنند.
ترامپ تلاش کرده این پروژه را بهعنوان ابزاری برای افزایش عرضه و کاهش قیمت جهانی نفت معرفی کند، اما اقتصاددانان این ادعا را اغراقآمیز میدانند. بازار جهانی نفت در حال حاضر با کمبود حاد عرضه مواجه نیست و اوپکپلاس همچنان ظرفیتهای مازاد قابل توجهی دارد.
به باور تحلیلگران، حتی اگر ونزوئلا در سناریویی خوشبینانه تولید خود را به چند میلیون بشکه در روز برساند، تأثیر آن بر قیمت جهانی نفت محدود و تدریجی خواهد بود؛ نه شوکآور و نه فوری.
جز شورون، که از قبل و با مجوزهای خاص در ونزوئلا فعال بوده، دیگر غولهای نفتی آمریکایی و اروپایی واکنش علنی به طرح ترامپ نشان ندادهاند. این سکوت، از نگاه ناظران، بیش از هر چیز نشانه تردید و احتیاط است.
مدیران صنعت نفت خوب میدانند ورود به ونزوئلا یعنی قمار روی سیاست، امنیت و اقتصاد؛ قماری با پاداش بالقوه بزرگ، اما با ریسکهایی که هر شرکتی حاضر به پذیرش آن نیست.
آنچه ترامپ درباره نفت ونزوئلا میگوید، بیش از آنکه یک برنامه اقتصادی دقیق باشد، شبیه اهرم فشار سیاسی و تبلیغاتی است. واقعیت این است که نفت ونزوئلا نه بهراحتی قابل تصاحب است، نه بهسرعت قابل بهرهبرداری و نه تضمینی برای تغییر معادلات بازار جهانی.
در نهایت، نفت ونزوئلا شاید برای واشنگتن وسوسهبرانگیز باشد، اما مسیر رسیدن به آن، پرهزینه، طولانی و مملو از موانع سیاسی است؛ مسیری که میتواند بهجای «طلای سیاه»، به باتلاقی تازه برای آمریکا تبدیل شود.