
اقتصاد۲۴ ـ دهکبندی درآمدی یکی از مهمترین ابزارهای آماری برای شناخت وضعیت اقتصادی خانوارها در هر کشوری است. در ایران، این شاخص نقش کلیدی در سیاستگذاریهای حمایتی، پرداخت یارانهها و تحلیل شکاف طبقاتی دارد. دهکبندی به زبان ساده یعنی تقسیم خانوارهای کشور به ۱۰ گروه مساوی بر اساس میزان درآمد و هزینه؛ بهطوریکه دهک اول کمدرآمدترین و دهک دهم پردرآمدترین گروه جامعه را تشکیل میدهد. این دستهبندی هر ساله بر اساس دادههای «بودجه خانوار» توسط مرکز آمار انجام میشود و تصویر نسبتاً دقیقی از سبک زندگی، میزان مصرف و توان اقتصادی خانوارها ارائه میدهد.
مرکز آمار ایران در گزارشهای سالانه بودجه خانوار، اطلاعات مربوط به درآمد، هزینههای خوراکی و غیرخوراکی، مسکن، شغل سرپرست خانوار، تعداد افراد شاغل و حتی الگوی مصرف کالاهای اساسی را جمعآوری میکند. سپس خانوارها بر اساس مجموع درآمد و هزینه سالانه به ۱۰ گروه تقسیم میشوند. در این گزارشها، علاوه بر عدد درآمد، کیفیت زندگی نیز بررسی میشود؛ برای مثال متراژ واحد مسکونی، میزان اجاره، هزینه قبوض و نوع شغل سرپرست خانوار. بررسی این جداول کمک میکند تا بدانیم هر دهک چه جایگاهی در اقتصاد کشور دارد.
دهک اول شامل ضعیفترین اقشار جامعه است. خانوادههای این دهک، با احتساب تورم ۲۷ درصدی نسبت به سال ۱۳۹۷، ماهانه حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان درآمد دارند و هزینه آنها حدود یک میلیون تومان است. سهم خوراکیها در سبد مصرفی این خانوارها بسیار بالاست و حدود ۵۸۰ هزار تومان از هزینه ماهانه را شامل میشود. این خانوادهها معمولاً در خانههایی با متراژ متوسط ۷۵ متر زندگی میکنند و بخش قابل توجهی از آنها اجارهنشین هستند. شغل غالب در این دهک کارگر ساده و کارکنان خدماتی است و مصرف کالاهای اساسی مانند گوشت و پوشاک در حد حداقلی قرار دارد.
خانوادههای دهک دوم با درآمد ماهانه حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار تومان، وضعیت بهتری نسبت به دهک اول دارند و حتی امکان پسانداز محدود برای آنها وجود دارد. هزینههای خوراکی و غیرخوراکی متعادلتر شده و متراژ خانه به حدود ۸۲ متر میرسد. در دهک سوم، درآمد ماهانه به حدود دو میلیون و ۸۱۰ هزار تومان افزایش یافته و سطح مصرف کالاهای اساسی مانند گوشت، میوه و پوشاک نیز بیشتر میشود. در این دو دهک، همچنان مشاغل کارگری و صنعتی غالب هستند، اما فشار معیشتی نسبت به دهک اول کمتر است.
دهک چهارم و پنجم را میتوان هسته اصلی طبقه متوسط رو به پایین دانست. خانوادههای دهک چهارم ماهانه حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار تومان درآمد دارند و دهک پنجم با درآمد حدود سه میلیون و ۶۴۰ هزار تومان، به میانگین کشور نزدیک میشوند. متراژ واحد مسکونی در این دهکها به حدود ۹۲ تا ۹۴ متر میرسد و سهم هزینههای غیرخوراکی، بهویژه مسکن، افزایش پیدا میکند. این خانوارها مصرف متنوعتری دارند و امکان خرید پوشاک، گوشت و میوه در سبد آنها پررنگتر است.
دهک ششم با درآمد ماهانه حدود چهار میلیون و ۱۴۰ هزار تومان و دهک هفتم با درآمد نزدیک به چهار میلیون و ۸۲۰ هزار تومان، در آستانه خروج از جمعیت هدف یارانهها قرار دارند. دهک هفتم پردرآمدترین گروه یارانهبگیر محسوب میشود. در این دهکها، متراژ خانه به حدود ۹۵ تا ۱۰۰ متر میرسد، هزینه مسکن بالاتر است و مصرف کالاهای خوراکی متنوعتر میشود. شغل سرپرستان خانوار اغلب در بخش صنعت، حملونقل و مشاغل فنی است.
دهک هشتم و نهم دیگر مشمول یارانه نیستند و در دسته خانوارهای نسبتاً مرفه قرار میگیرند. درآمد دهک هشتم حدود پنج میلیون و ۵۱۰ هزار تومان و دهک نهم حدود شش میلیون و ۸۷۰ هزار تومان برآورد میشود. هزینههای غیرخوراکی در این دهکها سهم غالب را دارد و مسکن، آموزش و خدمات نقش پررنگتری در سبد هزینهها ایفا میکنند. متراژ واحدهای مسکونی به بیش از ۱۰۴ تا ۱۱۰ متر میرسد و مشاغل تخصصی و فنی در این دهکها رایجتر است.
دهک دهم پردرآمدترین خانوارهای کشور را شامل میشود. درآمد ماهانه این خانوادهها به طور متوسط حدود ۱۱ میلیون تومان است، هرچند هزینههای آنها حتی از درآمدشان نیز فراتر میرود. هزینههای غیرخوراکی مانند مسکن، سفر، خدمات و پوشاک در این دهک بسیار بالاست. اغلب سرپرستان خانوار در این دهک متخصصان علمی، مدیران و مقامات ارشد هستند و متراژ خانهها به حدود ۱۲۰ متر میرسد.
دهکبندی درآمدی فقط یک آمار ساده نیست؛ بلکه مبنای تصمیمگیریهای کلان اقتصادی و اجتماعی است. از پرداخت یارانهها و حمایتهای معیشتی گرفته تا برنامهریزی برای کاهش فقر و نابرابری، همه به شناخت دقیق دهکها وابستهاند. بررسی ویژگیهای هر دهک نشان میدهد شکاف درآمدی و سبک زندگی در جامعه تا چه اندازه عمیق است و سیاستگذاران برای بهبود عدالت اجتماعی با چه چالشهایی روبهرو هستند.