
اقتصاد۲۴ – دونالد ترامپ از همان وقتی که به کاخ سفید برگشت تهدیدها و فشارها علیه ایران را افزایش داد، اما در عین حال گاه و بیگاه دم از مذاکره نیز زد. در ۶ ماه گذشته و مشخصا بعد از حمله جنگندههای آمریکایی به تاسیسات هستهای ایران، اما وضعیت فرق کرد؛ در دو هفته اخیر و همزمان با اعتراضات داخلی که به درگیریهای خونین کشیده شد نیز روی دیگری از خود نشان داد و بارها تهدید کرد که حمله نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد.
در همین حین شاهد سفر مهم وزیرخارجه عمان به ایران و ادعای تکراری ترامپ درباره درخواست ایران برا مذاکره بودیم. گزارش اخیر اکسیوس مبنی بر باز بودن کانالهای ارتباطی بین ویتکاف و عراقچی را گمانه بازگشت به مذاکره را پررنگتر کرد. در اظهارات مقامات ایرانی از جمله عباس عراقچی و اسماعیل بقایی نکته چندان امیدوارکنندهای دیده نشد، اما تحلیلگران بر این باورند که در شرایط کنونی و برای برون رفت از فشارهای داخلی و خارجی نیاز به مدیریت بحران و مذاکره داریم.
اظهارات سخنگوی وزارت خارجه قطر که از تماسهای دوحه با طرفهای مختلف به منظور آرام کردن اوضاع منطقه و حل و فصل اختلافات میان ایران و آمریکا خبر داده است، نیز ثابت کرد که حتی اگر در مواضع اعلامی ایران نشانی از مذاکره نباشد، اهمیت انجام آن در منطقه درک شده است.
همان طور که ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر به الجزیره گفته «دیپلماسی، روشی کارآمد و موثر برای حل و فصل اختلافات جاری در منطقه است.» حال باید دید که قطر، عمان یا سایر کشورهایی که پیش از این در جایگاه میانجی و واسطه برای به ثمر رسیدن مذاکرات ایران و آمریکا تلاش کرده بودند، به چه نتیجهای خواهند رسید.
این تلاشها درحالی انجام میشود که مذاکره با آمریکا همچنان در ایران مخالفان سفت و سختی دارد. گروهی که با توجه به حمله آمریکا در تابستان، مذاکره بیاثر میدانند و حالا بعد از اتفاقات تلخ اخیر در ایران، به هیچ وجه حاضر به رایزنی بیشتر نیستند. در مقابل، اما برخی از تحلیلگران داخلی با توجه به موقعیت حساس ایران انتظار دارند که شاهد نرمشهایی در موضع گیریها باشیم و تصمیم گیرندگان امر، پنجره دیپلماسی را باز کنند.
برخی حتی فراتر رفته و تاکید دارند که رایزنی و مذاکره با واسطه با ترامپ به جایی نمیرسد و باید راهکاری مستقیمتری یافت. کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در همین گروه جای میگیرد و در سرمقاله امروز روزنامه شرق نوشته است: «در شرایطی که ترامپ با توجه به روانشناسی ویژهاش، سیاست خارجی آمریکا را شخصیسازی کرده، شورای امنیت ملی آمریکا را عملا تعطیل کرده و حوزه کار وزیر خارجهاش را عملا به آمریکای لاتین تقلیل داده است، همه کشورها متوجه هستند که امور مهمشان را تنها میتوانند از طریق ارتباط مستقیم با شخص ترامپ پیش ببرند. امور ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. مذاکره حتی مستقیم با نمایندگان ترامپ به بنبست صفر و یک و چانهزنی بیهوده در مورد غنیسازی خواهد خورد. تعیین نمایندهای از طرف ایران برای کار با خود ترامپ، کلید حرکت در جهت حل این مشکل است.»