
اقتصاد۲۴- پس از تجربه پرهزینه بورس در سال ۱۳۹۹، تشخیص زمان ورود یا خروج از بازار سرمایه به یکی از مهمترین دغدغههای سرمایهگذاران خرد در این روزها تبدیل شده که شاخص بورس در حال ثبت رکوردهای جدید است.
جواد فلاحیان، تحلیلگر بازار سرمایه در گفتوگو با اقتصادنیوز درباره مناسبترین زمان برای خروج از بورس برای سرمایهگذاران خرد، گفت: در حال حاضر، مهمترین فاکتور برای تشخیص زمان خروج از بازار، بحث ارزش معاملات است. تا زمانی که میانگین ارزش معاملات روزانه بالای ۲۰ هزار میلیارد تومان باقی بماند، نشانهای جدی برای خروج از بازار مشاهده نمیشود. در این شرایط، بازار ممکن است تحت تأثیر ریسکهای موجود، روندی صعودی داشته باشد یا در محدودههای فعلی نوسان کند.
این کارشناس بازار سرمایه با توجه به تجربه تلخ سال ۱۳۹۹ درباره زمان خروج از بورس، توضیح داد: باید بپذیریم که پس از اتفاقات سال ۱۳۹۹، بیاعتمادی شدیدی در بازار به وجود آمد که ترمیم آن زمانبر است. اعتماد به بازار چیزی نیست که با یکسری اتفاقات برگردد. به بیاعتمادی که در بازار به وجود آمده و تصمیمات خلقالساعهای که از سال ۱۴۰۰ به بعد اتخاذ شد، به این بیاعتمادی بیشتر دامن زده است.
فلاحیان گفت: متأسفانه بسیاری از سرمایهگذاران خرد و کسانی که بهصورت مقطعی وارد بورس میشوند، بازارها را بهطور مستمر رصد نمیکنند و بر اساس شنیدهها اقدام به خرید و فروش میکنند که این امر، منجر به زیان آنها میشود. برای مثال، در بازار طلا بسیاری از افراد، زمانی که اونس جهانی رشد کرده و به محدودههای بالا رسیده بود، تازه شروع به خرید کردند و بسیاری از افراد در محدوده ۴۰۰۰ یا ۴۵۰۰ شروع به خرید اونس جهانی کردند.
او ادامه داد: ماهیت بازارهای مالی به گونهای است که افراد غیرحرفهای، معمولاً پس از رشد قیمتها وارد میشوند. همین الان در حالی که بسیاری از سهمها بین ۴۰ تا ۵۰ درصد رشد داشتهاند، بیشتر فعالان قدیمی در بازار حضور داشتند، اما هنوز پول جدید و گستردهای از سوی افراد خرد به بازار وارد نشده است.
این تحلیلگر بازار سرمایه درباره احتمال تکرار شدن اتفاقات سال ۹۹ گفت: اگر بازار ۱۵۰ تا ۲۰۰ درصد دیگر رشد کند، احتمالاً همان اتفاق سال ۹۹ تکرار شده و افرادی که تاکنون نظارهگر بودند، وارد بازار میشوند. بنابراین، تصمیمگیرندگان اصلی برای خروج باید کسانی باشند که در بازار حضور فعال دارند، نه کسانی که پس از رشدهای چندصد درصدی وارد بازار شدهاند.
فلاحیان در بخش دیگری از این گفتوگو در این باره که بورس تا کجا میتواند رشد کند، خاطرنشان کرد: اگر ریسکهای سیستماتیک، مانند تنشهای نظامی و اعتراضات رخ ندهد، بازار پتانسیل رشد دارد؛ چراکه بورس نسبت به سایر بازارها، بسیار ترسو است و معاملهگران در آن گاهی بر اساس احساسات و متفاوت با واقعیتهای موجود تصمیمگیری میکنند.
به گفته فلاحیان، از نظر شاخصهای دلاری، ارزش فعلی بازار یا مارکتکپ، در محدوده ۱۰۰ میلیارد دلار است و این برای بازار بسیار شوخی است که بخواهد نوسان کند. در مقایسه با اوج سال ۱۳۹۹ که ارزش بازار با وجود تعداد شرکتهای کمتر، حدود ۴۰۰ میلیارد دلار بود، الان این بازار نشاندهنده عقبماندگی شدید بورس نسبت به سایر بازارهاست.
بیشتر بخوانید:مفهوم مقاومت در بورس به چه معناست؟
وی در ادامه بیان کرد: اتفاقی هم که رخ داد، این بود در چهار پنج سال گذشته نمیتوانستیم بورس را به عنوان یک سپر تورمی در نظر بگیریم. اما الان وابستگی آن به رشد قیمتها در حال تبدیل شدن به همبستگی است و در حال احیای ماهیت سپر تورمی است.
فلاحیان در این باره که آیا شاخص بورس میتواند به تارگتهای ۸ یا ۱۰ میلیون واحد برسد، گفت: درباره عدد دقیق شاخص نمیتوان اظهارنظر قطعی کرد، زیرا فرمول شاخص به گونهای است که مثبت شدن چند نماد بزرگ، میتواند شاخص را مثبت نشان دهد، حتی اگر کلیت بازار منفی باشد. از نظر قیمتها، بسیاری از سهمها در حال حاضر با دلار ۵۰ تا ۶۰ هزار تومانی معامله میشوند، در حالی که قیمت دلار آزاد در سطوح بالاتری قرار دارد.
به گفته فلاحیان، پیشبینی اعداد دقیق برای شاخص دشوار است، اما اعداد روانی مانند ۱۰ یا ۱۵ میلیون واحد میتوانند در بازار مطرح باشند. با این حال، به دلیل نقص در فرمول شاخص که با چند سهم قابل تغییر است، تعیین عدد دقیق ممکن نیست.
وی همچنین در این باره که چرا در رشد اخیر بازار، میزان بازدهی نمادهای شاخصساز نسبت به نمادهای کوچک بازار بیشتر بوده است، گفت: علت اصلی این پدیده، اولویت یافتن موضوع نقدشوندگی برای سرمایهگذاران است. در سالهای گذشته، مانند سال ۹۸ یا اوایل دهه ۹۰، مردم بیشتر به سمت سهمهای کوچک میرفتند، اما پس از تجربه سال ۹۹ و ظهور ریسکهای مختلف، مانند جنگ و ناآرامیها، سرمایهگذاران ترجیح میدهند در سهمهایی فعال باشند که نقدشوندگی بالایی داشته باشند، تا در صورت بروز حادثه بتوانند به راحتی از بازار خارج شوند.
فلاحیان اضافه کرد:، اما بعد از اتفاقات سال ۹۹ و انواع ریسکها، از آنجایی که صندوقهای بزرگ، شرکتهای سرمایهگذاری و حقوقیهای عمده در نمادهای شاخصساز فعال هستند، این سهمها نقدشوندگی روانتری دارند. همچنین، حمایتهای دولتی یا نهادهایی مانند صندوق توسعه و تثبیت، معمولاً از نمادهای بزرگ صورت میگیرد تا راه خروج و نقدشوندگی بازار هموار بماند. همین عامل، علت اصلی رشد بیشتر نمادهای بزرگ در روزهای اخیر بوده است.