
اقتصاد۲۴ ـ بدهی ملی یا بدهی دولت به مجموع بدهیهای یک کشور به اشخاص، بانکها و سایر کشورها گفته میشود. این بدهی شامل وامها، اوراق قرضه و تعهدات مالی است که دولت برای تأمین بودجه و انجام پروژههای اقتصادی و اجتماعی دریافت میکند. به زبان ساده، بدهی ملی مانند قرضی است که یک خانواده از بانک میگیرد، اما در مقیاس بزرگتر و با پیچیدگیهای بیشتر. هر کشوری برای مدیریت اقتصاد خود ممکن است به منابع مالی اضافی نیاز داشته باشد و این منابع از طریق بدهی ملی تأمین میشود.
کشورها به دلایل مختلف وام میگیرند. یکی از دلایل اصلی، کسری بودجه است؛ یعنی زمانی که هزینههای دولت بیشتر از درآمدهای مالیاتی و سایر منابع باشد، برای پرداخت حقوق کارکنان، پروژههای عمرانی یا خدمات اجتماعی به پول نیاز دارد. در این شرایط، وام گرفتن میتواند راهحلی سریع برای تأمین منابع مالی باشد. علاوه بر این، کشورها گاهی برای سرمایهگذاری در پروژههای بزرگ مثل ساخت جاده، فرودگاه یا نیروگاه وام میگیرند تا رشد اقتصادی آینده خود را تضمین کنند.
بدهی ملی به دو دسته اصلی تقسیم میشود: بدهی داخلی و بدهی خارجی.
کشورها برای دریافت و مدیریت بدهی ملی از ابزارهای مختلفی استفاده میکنند. یکی از رایجترین ابزارها اوراق قرضه دولتی است. دولت با انتشار اوراق قرضه از سرمایهگذاران پول جمعآوری میکند و در ازای آن سود مشخصی به آنها پرداخت میکند. علاوه بر این، وامهای مستقیم از بانکها و مؤسسات مالی بینالمللی و همچنین قراردادهای تامین مالی پروژههای خاص نیز از ابزارهای دیگر بدهی ملی محسوب میشوند.
اگر مدیریت شود، بدهی ملی میتواند مزایای مهمی برای کشور داشته باشد. اولین مزیت، تأمین منابع مالی فوری برای پروژهها و خدمات ضروری است. بدون این منابع، دولت ممکن است نتواند به تعهدات خود عمل کند. دومین مزیت، افزایش سرمایهگذاری و رشد اقتصادی است؛ وامها میتوانند در پروژههای زیرساختی، آموزش، بهداشت و فناوری سرمایهگذاری شوند که در بلندمدت درآمد و رفاه کشور را افزایش میدهند. سومین مزیت، مدیریت نقدینگی و تعادل مالی است؛ دولت با استفاده از بدهی میتواند هزینههای خود را در زمانهایی که درآمد مالیاتی کم است، تأمین کند.
با وجود مزایا، بدهی ملی خطراتی هم دارد. اولین خطر، بار بازپرداخت بالا است؛ اگر بدهی بیش از حد بزرگ شود، پرداخت سود و اصل وام میتواند بخش زیادی از بودجه دولت را مصرف کند و منابع کمتری برای خدمات عمومی باقی بگذارد. دومین خطر، وابستگی به وامدهندگان خارجی است؛ بدهیهای خارجی در صورت نوسان نرخ ارز یا تغییر شرایط بینالمللی، بازپرداخت را دشوارتر میکند. سومین خطر، تورم و کاهش ارزش پول است؛ اگر دولت برای بازپرداخت بدهی اقدام به چاپ پول کند، نقدینگی افزایش یافته و تورم ایجاد میشود.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که بدهی ملی اگر با مدیریت مناسب استفاده شود، ابزار قدرتمندی برای توسعه اقتصادی است. به عنوان مثال، کشورهایی که در دهههای گذشته از بدهی برای سرمایهگذاری در زیرساختها، آموزش و فناوری استفاده کردند، توانستند رشد اقتصادی پایدار داشته باشند. اما کشورهایی که بدهی بدون برنامه و با بهره بالا دریافت کردند، با مشکلات تورمی و رکود اقتصادی مواجه شدند. بنابراین، مدیریت بدهی ملی، تعادل بین وامگیری و بازپرداخت، و استفاده بهینه از منابع، اهمیت حیاتی دارد.
بدهی ملی بخشی طبیعی و ضروری از اقتصاد هر کشور است. کشورها برای تأمین کسری بودجه، سرمایهگذاری در پروژههای بزرگ و مدیریت نقدینگی، وام میگیرند. این بدهی میتواند داخلی یا خارجی باشد و از ابزارهایی مانند اوراق قرضه، وامهای بانکی و تأمین مالی پروژهها ایجاد شود. با مدیریت صحیح، بدهی ملی میتواند رشد اقتصادی و رفاه جامعه را افزایش دهد، اما در صورت سوءمدیریت، میتواند بار سنگین مالی و خطر تورم ایجاد کند. بنابراین، بدهی ملی ابزاری دو لبه است که بهرهوری و امنیت اقتصادی کشور به نحوه استفاده و مدیریت آن بستگی دارد.