
اقتصاد۲۴- در تحلیل بنیادی و ارزیابی سلامت واقعی یک شرکت، همه سودها به یک اندازه ارزشمند نیستند. یکی از مهمترین تمایزهایی که تحلیلگران حرفهای قائل میشوند، تفاوت بین «درآمدهای عملیاتی» پایدار و «سودهای موقت» زودگذر است. این تفاوت، کلید تشخیص شرکتهای قدرتمند و دارای مدل کسبوکار ماندگار از شرکتهایی است که تصویر موفقیت خود را بر پایههایی شکننده بنا کردهاند. در سرمایهگذاری بورسی، تمرکز بر درآمدهای عملیاتی، یک اصل حیاتی است، زیرا به قلب مسیر اصلی پولسازی شرکت نگاه میکند.
درآمدهای عملیاتی، درآمدهایی هستند که شرکت از فعالیت اصلی و ذاتی خود کسب میکند؛ همان کاری که شرکت برای انجام آن تأسیس شده است. برای مثال، درآمد یک خودروساز از فروش خودرو، درآمد یک بانک از سود تسهیلات یا درآمد یک شرکت معدنی از فروش سنگآهن، همگی درآمد عملیاتی محسوب میشوند. این درآمدها تکرارشونده، قابل پیشبینی و وابسته به توانمندیهای اصلی شرکت در تولید، بازاریابی و فروش هستند. رشد این بخش از درآمد، نشاندهنده این است که شرکت در جایگاه رقابتی خود قوی شده، سهم بازار را به دست آورده یا محصولاتش با استقبال روبهرو شده است. در واقع، درآمد عملیاتی شاهرگ حیاتی و منبع پایدار جریان نقدی شرکت است.
در مقابل، سودهای موقت (یا غیرعملیاتی) از فعالیتهای فرعی، اتفاقی یا یکباره ناشی میشوند. این سودها ریشه در عملیات اصلی شرکت ندارند و تکرار آنها در بلندمدت تضمینشده نیست. نمونههای بارز آن شامل سود حاصل از فروش داراییهای ثابت (مانند زمین یا ماشینآلات)، سود ناشی از تفاوت ارز در شرایط خاص، درآمدهای سرقفلی یا سود سهام دریافتشده از سرمایهگذاری در سایر شرکتها است. ممکن است شرکتی در یک سال به دلیل فروش یک قطعه زمین، سود خالص بالایی را گزارش کند، اما این اتفاق نمیتواند هر سال تکرار شود. اتکای سودآوری شرکت به چنین منابعی، نشاندهنده ضعف در مدل کسبوکار اصلی و ناپایداری درآمدها است.
بیشتر بخوانید: تحلیل بورس امروز شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
یکی از دلایل کلیدی اهمیت درآمد عملیاتی، قابلیت پیشبینی و برنامهریزی بر مبنای آن است. تحلیلگران و سرمایهگذاران میتوانند با بررسی روند رشد درآمدهای عملیاتی در چند سال گذشته، کیفیت مدیریت، موقعیت رقابتی و چشمانداز صنعت، تخمین معقولی از عملکرد آینده شرکت ارائه دهند. این قابلیت پیشبینی، پایه و اساس ارزشگذاری سهم و تصمیمگیری سرمایهگذاری بلندمدت است. در مقابل، سودهای موقت ذاتاً غیرقابل پیشبینی هستند. نمیتوان تخمین زد که شرکت سال آینده چه داراییای را با چه قیمتی خواهد فروخت یا نرخ ارز چه تأثیری خواهد داشت. بنابراین، شرکتی که سود آن متکی به درآمدهای عملیاتی قوی است، برای سرمایهگذار قابلدرکتر و کمریسکتر است.
درآمدهای عملیاتی سالم، معمولاً به جریان نقدی مثبت و مستمر از عملیات منجر میشوند. این جریان نقدی، خونمایه شرکت برای توسعه کسبوکار، سرمایهگذاری در پروژههای جدید، پرداخت بدهیها، تحقیق و توسعه و در نهایت، تقسیم سود نقدی پایدار بین سهامداران است. یک شرکت میتواند در صورت سود و زیان، به لطف سود موقت، سودآور به نظر برسد، اما در صورت جریان وجوه نقد، دچار خروج پول از عملیات اصلی باشد. این یک نشانه هشداردهنده جدی است. درآمد عملیاتی قوی، تضمینکننده توانایی شرکت برای ادامه حیات و رشد از درون است، در حالی که سود موقت، صرفاً یک ثبت حسابداری است که لزوماً پول نقد به همراه نمیآورد.
توجه شرکت به درآمدهای عملیاتی، بازتابدهنده کیفیت مدیریت و تمرکز استراتژیک آن است. مدیریتی که تمام تلاش خود را بر بهبود فرآیندها، کاهش هزینههای تولید، نوآوری در محصول و افزایش رضایت مشتری متمرکز کند، طبیعی است که شاهد رشد درآمدهای عملیاتی باشد. این نشاندهنده یک نگاه بلندمدت و اصیل به ایجاد ارزش است. در مقابل، مدیریتی که برای نشان دادن سودآوری در گزارشهای فصلی، به فروش داراییها یا معاملات سفتهبازانه متوسل میشود، احتمالاً از تقویت هسته اصلی کسبوکار غافل شده است. چنین مدیریتی ممکن است در کوتاهمدت با دستکاری سود، قیمت سهم را افزایش دهد، اما این استراتژی در بلندمدت پایدار نخواهد بود.
در سرمایهگذاری بورسی، به ویژه با دید بلندمدت، تمرکز بر درآمدهای عملیاتی به معنای سرمایهگذاری بر روی «ماهیت واقعی» کسبوکار است. این درآمدها مانند ریشههای درختی تنومند هستند که رشد پایدار و میوهدهی مستمر را تضمین میکنند. سودهای موقت، اما، مانند برگهای ریختهشده در پای درخت هستند که ممکن است در یک فصل جلوهبخش باشند، اما نمیتوان به آنها به عنوان منبع تغذیه و رشد آینده تکیه کرد. سرمایهگذار هوشمند با کنار زدن پرده سودهای غیرعملیاتی، به دنبال کشف قدرت واقعی شرکت در میدان رقابت عملیاتی است و همین تشخیص، کلید موفقیت در انتخاب سهام برنده در بلندمدت خواهد بود.